نامه سرگشاده یک متخصص کودکان درباره امنیت غذایی و سلامت کودکان ایران در سال ۲۰۲۶
من این نامه را نه بهعنوان یک فعال سیاسی، بلکه بهعنوان یک پزشک، متخصص کودکان، متخصص سلامت کودک و کسی که سالها با کودکان و خانوادههای آنان در محیط واقعی نظام سلامت مواجه بودهام مینویسم. موضوع این نامه برای من یک موضوع سیاسی نیست؛ موضوعی پزشکی، انسانی و اجتماعی است. موضوع، کودک است؛ کودکی که برای رشد، تکامل، یادگیری و سالم ماندن به غذا، دارو، مراقبت پزشکی، واکسیناسیون، آب سالم، محیط امن و حداقلهایی از امنیت اقتصادی خانواده نیاز دارد.
▫️ امروز در سال ۲۰۲۶، دیگر نمیتوان مسئله تغذیه کودک را فقط با مفهوم سنتی «گرسنگی» توضیح داد. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، سازمان جهانی بهداشت، یونیسف، برنامه جهانی غذا و صندوق بینالمللی توسعه کشاورزی در گزارش مشترک وضعیت امنیت غذایی و تغذیه جهان در سال ۲۰۲۶ تأکید کردهاند که یکی از مسائل اصلی جهان، افزایش هزینه رژیم غذایی سالم و خارج شدن غذای سالم از استطاعت اقتصادی بخش بزرگی از مردم است. بر اساس این گزارش، حدود ۲.۷ میلیارد نفر در جهان هنوز توان مالی تهیه یک رژیم غذایی سالم را ندارند و حدود ۶۴۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۵ با گرسنگی مواجه بودهاند. گزارش ۲۰۲۶ صراحتاً بر سیاستهایی تأکید میکند که هزینه غذای مغذی را کاهش داده و دسترسی عادلانه به آن را افزایش دهند.
این نکته برای ما در ایران بسیار مهم است. فقر غذایی الزاماً به این معنا نیست که کودک هیچ غذایی نمیخورد. گاهی کودک غذا میخورد، اما غذای او دیگر متنوع، مغذی و متناسب با نیازهای رشد نیست. وقتی قدرت خرید خانواده کاهش پیدا میکند، نخستین چیزهایی که از سفره حذف میشوند اغلب همان مواد غذاییای هستند که برای رشد کودک اهمیت بیشتری دارند: گوشت، ماهی، لبنیات، تخممرغ، میوه، سبزیجات متنوع و سایر منابع پروتئین و ریزمغذیها. در چنین شرایطی ممکن است کودک از نظر دریافت کالری ظاهراً گرسنه نباشد، اما از نظر کیفیت رژیم غذایی در وضعیت نامناسبی قرار بگیرد.
▫️ یونیسف مفهوم «فقر غذایی کودک» را دقیقاً برای همین وضعیت به کار میبرد: ناتوانی کودک در دسترسی و مصرف یک رژیم غذایی مغذی و متنوع. یونیسف تأکید میکند که این محرومیت در سالهای ابتدایی زندگی میتواند بر بقای کودک، رشد جسمی و تکامل شناختی او اثر بگذارد و چرخه فقر و محرومیت را در خانواده تداوم دهد.
▫️ این مسئله در مورد ایران دیگر یک بحث نظری نیست. صفحه رسمی یونیسف ایران گزارش میکند که افزایش سالبهسال قیمت مواد غذایی همچنان ادامه دارد و از ۵۰ درصد فراتر رفته است و همین مسئله دسترسی به تغذیه باکیفیت را دشوارتر کرده است. یونیسف همچنین برنامههایی برای حمایت تغذیهای از کودکان دچار سوءتغذیه در ایران اجرا کرده و در سال ۲۰۲۶ نیز حمایت تغذیهای و درمانی از کودکان مبتلا به سوءتغذیه را گزارش کرده است.
▫️ بهعنوان پزشک کودک، نگرانی من فقط درباره کودکی نیست که امروز با وزن پایین، لاغری شدید یا علائم کمبود ریزمغذیها به مطب مراجعه میکند. نگرانی بزرگتر من درباره کودکانی است که هنوز در نمودار رشد از محدوده خطر عبور نکردهاند، اما کیفیت رژیم غذایی آنها بهتدریج در حال کاهش است؛ کودکانی که ممکن است امروز ظاهر سالمی داشته باشند اما در ماهها و سالهای آینده با اختلال رشد، کمبود آهن، کمبود روی، کمبود ویتامینها، کاهش کیفیت رشد شناختی، مشکلات یادگیری و افزایش آسیبپذیری در برابر بیماریها مواجه شوند.
▫️ ما باید بپذیریم که سوءتغذیه فقط لاغری نیست. کودک ممکن است کوتاهقد شود، دچار کمبود ریزمغذی باشد، اضافهوزن داشته باشد یا حتی از نظر وزن ظاهراً طبیعی باشد اما رژیم غذایی نامناسبی دریافت کند. جهان امروز از «بار دوگانه سوءتغذیه» صحبت میکند؛ یعنی وجود همزمان کمبودهای تغذیهای و اضافهوزن و چاقی. یونیسف نیز تأکید کرده است که سوءتغذیه نقض حقوق کودک است و تغذیه مناسب برای رشد، یادگیری و رسیدن کودک به ظرفیت کامل خود ضروری است.
🔹 اما مسئله فقط غذا نیست.
▫️ اگر خانوادهای توان خرید غذای مناسب برای کودک را ندارد و همزمان باید هزینه دارو، ویزیت، آزمایش، تصویربرداری، دندانپزشکی یا سایر خدمات سلامت را نیز پرداخت کند، در واقع سلامت کودک با دو فشار اقتصادی همزمان مواجه شده است. سازمان جهانی بهداشت سالهاست تأکید میکند که پوشش همگانی سلامت فقط به معنای وجود بیمارستان و پزشک نیست؛ مردم باید بتوانند خدمات مورد نیاز، داروهای ضروری و مراقبتهای پیشگیرانه را بدون تحمل فشار مالی و خطر فقیرتر شدن دریافت کنند.
▫️ گزارش پایش پوشش همگانی سلامت سازمان جهانی بهداشت نیز نشان میدهد که هزینههای پرداخت از جیب همچنان یکی از عوامل مهم ایجاد فشار مالی بر خانوادههاست و دارو در بسیاری از کشورها سهم بزرگی از هزینههای پرداخت مستقیم سلامت را تشکیل میدهد. WHO در توصیههای خود بر کاهش پرداخت مستقیم از جیب، افزایش سرمایهگذاری عمومی در سلامت، کاهش هزینه دارو، تقویت مراقبتهای اولیه و حمایت ویژه از افراد فقیر و آسیبپذیر تأکید کرده است.
▫️ بنابراین وقتی درباره امنیت غذایی کودک صحبت میکنیم، نباید غذا و سلامت را از یکدیگر جدا کنیم. خانوادهای که مجبور میشود میان خرید مواد غذایی و خرید داروی کودک انتخاب کند، در معرض یک بحران سلامت قرار دارد. خانوادهای که برای پرداخت هزینه درمان کودک مجبور به حذف بخشی از غذای خود میشود نیز در معرض همان بحران قرار دارد. این دو مسئله به یکدیگر متصلاند.
▫️ از منظر حقوق کودک نیز موضوع روشن است. کنوانسیون حقوق کودک، سلامت و رشد کودک را در ارتباط با تغذیه مناسب، مراقبت پزشکی، آب سالم، بهداشت و شرایط مناسب زندگی تعریف میکند. کمیته حقوق کودک سازمان ملل نیز تصریح کرده است که دولتها مسئولیت دارند دسترسی کودکان به خدمات سلامت و تغذیه مناسب را تضمین کنند و برای عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر سلامت نیز برنامه داشته باشند.
▫️ این به معنای آن نیست که دولت باید همه مشکلات اقتصادی خانوادهها را به تنهایی حل کند. معنای آن این است که وقتی شرایط اقتصادی جامعه به نقطهای میرسد که تغذیه، دارو و خدمات ضروری سلامت برای بخشی از کودکان از استطاعت خانواده خارج میشود، سیاستگذار سلامت و سیاستگذار اجتماعی نمیتوانند صرفاً نظارهگر باشند.
🔹 در چنین شرایطی، نخستین وظیفه، شناخت دقیق مسئله است.
1⃣ به عنوان اولین اقدام، ما به یک نظام پایش مستمر و شفاف برای امنیت غذایی کودکان نیاز داریم؛ نظامی که فقط میانگین کشوری ارائه نکند، بلکه وضعیت کودکان زیر پنج سال، کودکان سن مدرسه، نوجوانان، مناطق محروم، خانوادههای کمدرآمد، کودکان دارای بیماریهای مزمن و گروههای در معرض خطر را جداگانه بررسی کند. باید بدانیم چند کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند، چند کودک کوتاهقدی دارند، چند کودک کموزن یا لاغر هستند، وضعیت کمبود آهن و سایر ریزمغذیها چگونه است و مهمتر از همه، چند خانواده دیگر توان خرید یک رژیم غذایی سالم را ندارند.
دادههای مربوط به کودک نباید فقط زمانی جمعآوری شود که کودک به بیمارستان یا مرکز درمانی مراجعه کرده است. پیشگیری واقعی یعنی بتوانیم کودک در معرض خطر را قبل از رسیدن به مرحله بیماری شناسایی کنیم.
2⃣ دومین اقدام، ایجاد یک بسته حمایتی تغذیهای هدفمند برای کودکان در معرض خطر است. این حمایت میتواند شامل کمک نقدی هدفمند، کارت یا کوپن غذایی، حمایت از خرید شیر و لبنیات، تخممرغ، حبوبات، گوشت و سایر منابع پروتئینی، مکملهای ضروری و در موارد سوءتغذیه درمانی، غذای درمانی استاندارد باشد. هدف نباید توزیع کورکورانه منابع باشد؛ هدف باید رساندن حمایت به کودکی باشد که واقعاً در معرض خطر است.
3⃣ سومین اقدام، توجه ویژه به هزار روز نخست زندگی است. از دوران بارداری تا دو سالگی، فرصتهای رشد و تکامل کودک بسیار حساس هستند. حمایت از تغذیه مادر، ترویج و حمایت عملی از شیردهی، تغذیه تکمیلی مناسب، پایش رشد، شناسایی زودهنگام سوءتغذیه و تأمین مکملهای ضروری باید در اولویت سیاستهای سلامت قرار گیرد.
4⃣ چهارمین اقدام، حفاظت از برنامههای مراقبت اولیه کودک است. در شرایط فشار اقتصادی نباید برنامههای واکسیناسیون، مراقبتهای دورهای، پایش رشد، غربالگری اختلالات تکامل، سلامت دهان، مراقبت از نوجوانان و خدمات تغذیهای تضعیف شوند. پیشگیری همیشه ارزانتر و انسانیتر از درمان دیرهنگام است.
5⃣ پنجمین اقدام، محافظت مالی از خانواده در برابر هزینههای سلامت است. کودک نباید به دلیل ناتوانی مالی خانواده از داروی ضروری، واکسن، آزمایش ضروری یا خدمات پزشکی مورد نیاز محروم شود. این اصل با مفهوم پوشش همگانی سلامت که WHO بر آن تأکید دارد کاملاً همسو است.
6⃣ ششمین اقدام، تضمین دسترسی کودکان به غذای سالم در مدرسه است. برنامه تغذیه مدارس، در شرایط بحران اقتصادی، یک برنامه رفاهی فرعی نیست؛ یک مداخله سلامت عمومی است. غذای مدرسه میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای کاهش نابرابری تغذیهای باشد و بهخصوص برای کودکان خانوادههای کمدرآمد اهمیت دارد.
7⃣ هفتمین اقدام، حمایت از خانواده است، نه سرزنش خانواده.
اگر والدینی نمیتوانند برای کودک خود گوشت، میوه، لبنیات یا دارو تهیه کنند، اولین واکنش حرفهای نباید آموزش اخلاقی درباره «تغذیه سالم» باشد. باید ابتدا پرسید: آیا این خانواده توان خرید آن را دارد؟
نمیتوان به خانوادهای که قدرت خرید ندارد گفت «رژیم غذایی متنوع داشته باشید» و مسئله را تمامشده تلقی کرد. آموزش تغذیه ضروری است، اما آموزش بدون قدرت خرید نمیتواند جای سیاست اجتماعی را بگیرد.
8⃣ هشتمین اقدام، حفظ زنجیره تأمین دارو و تجهیزات ضروری کودکان است. داروهای ضروری کودکان، داروهای بیماریهای مزمن، واکسنها، فرآوردههای تغذیهای درمانی و تجهیزات مورد نیاز کودکان نباید در معرض اختلالات طولانیمدت قرار گیرند. سلامت کودک حوزهای نیست که بتوان کمبودهای آن را به آینده موکول کرد.
9⃣ و در نهایت، شفافیت داده باید بخشی از سیاست سلامت کودک باشد.
🔹 جامعه پزشکی، دانشگاهها، انجمنهای علمی و سازمانهای مردمنهاد حوزه کودک باید بتوانند درباره وضعیت تغذیه و سلامت کودکان داده معتبر دریافت کنند، روندها را بررسی کنند و درباره نقاط بحرانی هشدار دهند. هشدار دادن درباره سوءتغذیه کودک، اعتراض سیاسی نیست. سؤال کردن درباره دسترسی کودک به غذا و دارو، فعالیت سیاسی نیست. دفاع از حق کودک برای رشد سالم، بخشی از مسئولیت حرفهای ماست.
🔺 من از دولت و نهادهای مسئول انتظار دارم مسئله امنیت غذایی کودکان را بهعنوان یک شاخص ملی سلامت دنبال کنند، نه یک موضوع فرعی در کنار سایر مسائل اقتصادی.
🔺 من انتظار دارم برای کودکان در معرض خطر، حمایت تغذیهای واقعی و قابل اندازهگیری ایجاد شود.
🔺 من انتظار دارم هزینه دارو و خدمات ضروری سلامت برای خانوادههای آسیبپذیر کاهش یابد.
🔺 من انتظار دارم برنامههای مراقبت اولیه، پایش رشد، واکسیناسیون و خدمات تغذیهای در هیچ شرایط اقتصادی قربانی نشوند.
🔺 من انتظار دارم وضعیت تغذیه کودکان با دادههای منظم، قابل دسترس و قابل راستیآزمایی گزارش شود.
🔺 من انتظار دارم برنامههای حمایت غذایی و اجتماعی بر اساس شواهد و با اولویت کودکان زیر پنج سال، زنان باردار، مادران شیرده، کودکان مبتلا به سوءتغذیه و خانوادههای بسیار کمدرآمد طراحی شوند.
🔺 و از جامعه بینالمللی نیز انتظار میرود که کودک ایرانی را از پیامدهای بحرانهای اقتصادی و ژئوپلیتیک جدا نبیند. سازمانهای بینالمللی مانند UNICEF، WHO، FAO و WFP میتوانند با همکاری نهادهای علمی و سلامت کشورها در پایش تغذیه، تأمین دانش فنی، تقویت برنامههای تغذیه مادر و کودک، توسعه نظامهای هشدار زودرس و حمایت از برنامههای تغذیهای نقش داشته باشند. در شرایط بحران، حمایت از زنجیره تأمین غذا، دارو و خدمات ضروری کودکان نباید قربانی اختلافات سیاسی میان دولتها شود.
▫️ جهان در گزارش ۲۰۲۶ خود یک پیام روشن دارد: مسئله امروز فقط تولید غذا نیست؛ مسئله، توانایی مردم برای خرید غذای سالم و مغذی است. و یونیسف نیز بهدرستی تأکید میکند که فقر غذایی در کودکی میتواند مسیر رشد و تکامل یک انسان را تغییر دهد.
🔹 بنابراین درخواست من یک درخواست سیاسی نیست.
درخواست من یک درخواست پزشکی است.
یک درخواست حرفهای است.
و مهمتر از همه، یک درخواست انسانی است:
▫️ هیچ کودکی نباید قربانی کاهش قدرت خرید خانواده، افزایش قیمت غذا، دشواری دسترسی به دارو یا ناتوانی خانواده در پرداخت هزینه درمان شود.
▫️ ممکن است اقتصاد یک کشور دچار بحران شود؛ ممکن است قیمتها افزایش پیدا کنند؛ ممکن است منابع دولت محدود شوند؛ اما در چنین شرایطی باید دقیقاً مشخص شود که کدام گروهها باید بیشتر محافظت شوند.
از نگاه من، پاسخ روشن است:
کودکان باید در اولویت باشند.
▫️ زیرا هزینه سوءتغذیه کودک فقط هزینه امروز نیست. بخشی از آن در رشد فردا، یادگیری فردا، سلامت بزرگسالی و سرمایه انسانی آینده کشور پرداخت خواهد شد.
▫️ بهعنوان متخصص کودکان، نمیتوانم نسبت به کودکی که گرسنه است، کودکی که غذای کافی و متنوع ندارد، کودکی که دارویش برای خانواده گران شده است یا کودکی که به دلیل فقر از خدمات ضروری سلامت محروم میشود، بیتفاوت باشم.
▫️ این نامه را برای متهم کردن کسی نمینویسم.
برای یادآوری یک مسئولیت مینویسم:
سلامت کودک، هزینه قابل حذف بودجه نیست؛ سرمایه حیاتی آینده کشور است.
و اگر امروز از سلامت و تغذیه کودکان محافظت نکنیم، فردا هزینه آن را نه فقط خانوادهها، بلکه کل جامعه پرداخت خواهد کرد.
این نکته برای ما در ایران بسیار مهم است. فقر غذایی الزاماً به این معنا نیست که کودک هیچ غذایی نمیخورد. گاهی کودک غذا میخورد، اما غذای او دیگر متنوع، مغذی و متناسب با نیازهای رشد نیست. وقتی قدرت خرید خانواده کاهش پیدا میکند، نخستین چیزهایی که از سفره حذف میشوند اغلب همان مواد غذاییای هستند که برای رشد کودک اهمیت بیشتری دارند: گوشت، ماهی، لبنیات، تخممرغ، میوه، سبزیجات متنوع و سایر منابع پروتئین و ریزمغذیها. در چنین شرایطی ممکن است کودک از نظر دریافت کالری ظاهراً گرسنه نباشد، اما از نظر کیفیت رژیم غذایی در وضعیت نامناسبی قرار بگیرد.
▫️ یونیسف مفهوم «فقر غذایی کودک» را دقیقاً برای همین وضعیت به کار میبرد: ناتوانی کودک در دسترسی و مصرف یک رژیم غذایی مغذی و متنوع. یونیسف تأکید میکند که این محرومیت در سالهای ابتدایی زندگی میتواند بر بقای کودک، رشد جسمی و تکامل شناختی او اثر بگذارد و چرخه فقر و محرومیت را در خانواده تداوم دهد.
▫️ این مسئله در مورد ایران دیگر یک بحث نظری نیست. صفحه رسمی یونیسف ایران گزارش میکند که افزایش سالبهسال قیمت مواد غذایی همچنان ادامه دارد و از ۵۰ درصد فراتر رفته است و همین مسئله دسترسی به تغذیه باکیفیت را دشوارتر کرده است. یونیسف همچنین برنامههایی برای حمایت تغذیهای از کودکان دچار سوءتغذیه در ایران اجرا کرده و در سال ۲۰۲۶ نیز حمایت تغذیهای و درمانی از کودکان مبتلا به سوءتغذیه را گزارش کرده است.
▫️ بهعنوان پزشک کودک، نگرانی من فقط درباره کودکی نیست که امروز با وزن پایین، لاغری شدید یا علائم کمبود ریزمغذیها به مطب مراجعه میکند. نگرانی بزرگتر من درباره کودکانی است که هنوز در نمودار رشد از محدوده خطر عبور نکردهاند، اما کیفیت رژیم غذایی آنها بهتدریج در حال کاهش است؛ کودکانی که ممکن است امروز ظاهر سالمی داشته باشند اما در ماهها و سالهای آینده با اختلال رشد، کمبود آهن، کمبود روی، کمبود ویتامینها، کاهش کیفیت رشد شناختی، مشکلات یادگیری و افزایش آسیبپذیری در برابر بیماریها مواجه شوند.
▫️ ما باید بپذیریم که سوءتغذیه فقط لاغری نیست. کودک ممکن است کوتاهقد شود، دچار کمبود ریزمغذی باشد، اضافهوزن داشته باشد یا حتی از نظر وزن ظاهراً طبیعی باشد اما رژیم غذایی نامناسبی دریافت کند. جهان امروز از «بار دوگانه سوءتغذیه» صحبت میکند؛ یعنی وجود همزمان کمبودهای تغذیهای و اضافهوزن و چاقی. یونیسف نیز تأکید کرده است که سوءتغذیه نقض حقوق کودک است و تغذیه مناسب برای رشد، یادگیری و رسیدن کودک به ظرفیت کامل خود ضروری است.
🔹 اما مسئله فقط غذا نیست.
▫️ اگر خانوادهای توان خرید غذای مناسب برای کودک را ندارد و همزمان باید هزینه دارو، ویزیت، آزمایش، تصویربرداری، دندانپزشکی یا سایر خدمات سلامت را نیز پرداخت کند، در واقع سلامت کودک با دو فشار اقتصادی همزمان مواجه شده است. سازمان جهانی بهداشت سالهاست تأکید میکند که پوشش همگانی سلامت فقط به معنای وجود بیمارستان و پزشک نیست؛ مردم باید بتوانند خدمات مورد نیاز، داروهای ضروری و مراقبتهای پیشگیرانه را بدون تحمل فشار مالی و خطر فقیرتر شدن دریافت کنند.
▫️ گزارش پایش پوشش همگانی سلامت سازمان جهانی بهداشت نیز نشان میدهد که هزینههای پرداخت از جیب همچنان یکی از عوامل مهم ایجاد فشار مالی بر خانوادههاست و دارو در بسیاری از کشورها سهم بزرگی از هزینههای پرداخت مستقیم سلامت را تشکیل میدهد. WHO در توصیههای خود بر کاهش پرداخت مستقیم از جیب، افزایش سرمایهگذاری عمومی در سلامت، کاهش هزینه دارو، تقویت مراقبتهای اولیه و حمایت ویژه از افراد فقیر و آسیبپذیر تأکید کرده است.
▫️ بنابراین وقتی درباره امنیت غذایی کودک صحبت میکنیم، نباید غذا و سلامت را از یکدیگر جدا کنیم. خانوادهای که مجبور میشود میان خرید مواد غذایی و خرید داروی کودک انتخاب کند، در معرض یک بحران سلامت قرار دارد. خانوادهای که برای پرداخت هزینه درمان کودک مجبور به حذف بخشی از غذای خود میشود نیز در معرض همان بحران قرار دارد. این دو مسئله به یکدیگر متصلاند.
▫️ از منظر حقوق کودک نیز موضوع روشن است. کنوانسیون حقوق کودک، سلامت و رشد کودک را در ارتباط با تغذیه مناسب، مراقبت پزشکی، آب سالم، بهداشت و شرایط مناسب زندگی تعریف میکند. کمیته حقوق کودک سازمان ملل نیز تصریح کرده است که دولتها مسئولیت دارند دسترسی کودکان به خدمات سلامت و تغذیه مناسب را تضمین کنند و برای عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر سلامت نیز برنامه داشته باشند.
▫️ این به معنای آن نیست که دولت باید همه مشکلات اقتصادی خانوادهها را به تنهایی حل کند. معنای آن این است که وقتی شرایط اقتصادی جامعه به نقطهای میرسد که تغذیه، دارو و خدمات ضروری سلامت برای بخشی از کودکان از استطاعت خانواده خارج میشود، سیاستگذار سلامت و سیاستگذار اجتماعی نمیتوانند صرفاً نظارهگر باشند.
🔹 در چنین شرایطی، نخستین وظیفه، شناخت دقیق مسئله است.
1⃣ به عنوان اولین اقدام، ما به یک نظام پایش مستمر و شفاف برای امنیت غذایی کودکان نیاز داریم؛ نظامی که فقط میانگین کشوری ارائه نکند، بلکه وضعیت کودکان زیر پنج سال، کودکان سن مدرسه، نوجوانان، مناطق محروم، خانوادههای کمدرآمد، کودکان دارای بیماریهای مزمن و گروههای در معرض خطر را جداگانه بررسی کند. باید بدانیم چند کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند، چند کودک کوتاهقدی دارند، چند کودک کموزن یا لاغر هستند، وضعیت کمبود آهن و سایر ریزمغذیها چگونه است و مهمتر از همه، چند خانواده دیگر توان خرید یک رژیم غذایی سالم را ندارند.
دادههای مربوط به کودک نباید فقط زمانی جمعآوری شود که کودک به بیمارستان یا مرکز درمانی مراجعه کرده است. پیشگیری واقعی یعنی بتوانیم کودک در معرض خطر را قبل از رسیدن به مرحله بیماری شناسایی کنیم.
2⃣ دومین اقدام، ایجاد یک بسته حمایتی تغذیهای هدفمند برای کودکان در معرض خطر است. این حمایت میتواند شامل کمک نقدی هدفمند، کارت یا کوپن غذایی، حمایت از خرید شیر و لبنیات، تخممرغ، حبوبات، گوشت و سایر منابع پروتئینی، مکملهای ضروری و در موارد سوءتغذیه درمانی، غذای درمانی استاندارد باشد. هدف نباید توزیع کورکورانه منابع باشد؛ هدف باید رساندن حمایت به کودکی باشد که واقعاً در معرض خطر است.
3⃣ سومین اقدام، توجه ویژه به هزار روز نخست زندگی است. از دوران بارداری تا دو سالگی، فرصتهای رشد و تکامل کودک بسیار حساس هستند. حمایت از تغذیه مادر، ترویج و حمایت عملی از شیردهی، تغذیه تکمیلی مناسب، پایش رشد، شناسایی زودهنگام سوءتغذیه و تأمین مکملهای ضروری باید در اولویت سیاستهای سلامت قرار گیرد.
4⃣ چهارمین اقدام، حفاظت از برنامههای مراقبت اولیه کودک است. در شرایط فشار اقتصادی نباید برنامههای واکسیناسیون، مراقبتهای دورهای، پایش رشد، غربالگری اختلالات تکامل، سلامت دهان، مراقبت از نوجوانان و خدمات تغذیهای تضعیف شوند. پیشگیری همیشه ارزانتر و انسانیتر از درمان دیرهنگام است.
5⃣ پنجمین اقدام، محافظت مالی از خانواده در برابر هزینههای سلامت است. کودک نباید به دلیل ناتوانی مالی خانواده از داروی ضروری، واکسن، آزمایش ضروری یا خدمات پزشکی مورد نیاز محروم شود. این اصل با مفهوم پوشش همگانی سلامت که WHO بر آن تأکید دارد کاملاً همسو است.
6⃣ ششمین اقدام، تضمین دسترسی کودکان به غذای سالم در مدرسه است. برنامه تغذیه مدارس، در شرایط بحران اقتصادی، یک برنامه رفاهی فرعی نیست؛ یک مداخله سلامت عمومی است. غذای مدرسه میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای کاهش نابرابری تغذیهای باشد و بهخصوص برای کودکان خانوادههای کمدرآمد اهمیت دارد.
7⃣ هفتمین اقدام، حمایت از خانواده است، نه سرزنش خانواده.
اگر والدینی نمیتوانند برای کودک خود گوشت، میوه، لبنیات یا دارو تهیه کنند، اولین واکنش حرفهای نباید آموزش اخلاقی درباره «تغذیه سالم» باشد. باید ابتدا پرسید: آیا این خانواده توان خرید آن را دارد؟
نمیتوان به خانوادهای که قدرت خرید ندارد گفت «رژیم غذایی متنوع داشته باشید» و مسئله را تمامشده تلقی کرد. آموزش تغذیه ضروری است، اما آموزش بدون قدرت خرید نمیتواند جای سیاست اجتماعی را بگیرد.
8⃣ هشتمین اقدام، حفظ زنجیره تأمین دارو و تجهیزات ضروری کودکان است. داروهای ضروری کودکان، داروهای بیماریهای مزمن، واکسنها، فرآوردههای تغذیهای درمانی و تجهیزات مورد نیاز کودکان نباید در معرض اختلالات طولانیمدت قرار گیرند. سلامت کودک حوزهای نیست که بتوان کمبودهای آن را به آینده موکول کرد.
9⃣ و در نهایت، شفافیت داده باید بخشی از سیاست سلامت کودک باشد.
🔹 جامعه پزشکی، دانشگاهها، انجمنهای علمی و سازمانهای مردمنهاد حوزه کودک باید بتوانند درباره وضعیت تغذیه و سلامت کودکان داده معتبر دریافت کنند، روندها را بررسی کنند و درباره نقاط بحرانی هشدار دهند. هشدار دادن درباره سوءتغذیه کودک، اعتراض سیاسی نیست. سؤال کردن درباره دسترسی کودک به غذا و دارو، فعالیت سیاسی نیست. دفاع از حق کودک برای رشد سالم، بخشی از مسئولیت حرفهای ماست.
🔺 من از دولت و نهادهای مسئول انتظار دارم مسئله امنیت غذایی کودکان را بهعنوان یک شاخص ملی سلامت دنبال کنند، نه یک موضوع فرعی در کنار سایر مسائل اقتصادی.
🔺 من انتظار دارم برای کودکان در معرض خطر، حمایت تغذیهای واقعی و قابل اندازهگیری ایجاد شود.
🔺 من انتظار دارم هزینه دارو و خدمات ضروری سلامت برای خانوادههای آسیبپذیر کاهش یابد.
🔺 من انتظار دارم برنامههای مراقبت اولیه، پایش رشد، واکسیناسیون و خدمات تغذیهای در هیچ شرایط اقتصادی قربانی نشوند.
🔺 من انتظار دارم وضعیت تغذیه کودکان با دادههای منظم، قابل دسترس و قابل راستیآزمایی گزارش شود.
🔺 من انتظار دارم برنامههای حمایت غذایی و اجتماعی بر اساس شواهد و با اولویت کودکان زیر پنج سال، زنان باردار، مادران شیرده، کودکان مبتلا به سوءتغذیه و خانوادههای بسیار کمدرآمد طراحی شوند.
🔺 و از جامعه بینالمللی نیز انتظار میرود که کودک ایرانی را از پیامدهای بحرانهای اقتصادی و ژئوپلیتیک جدا نبیند. سازمانهای بینالمللی مانند UNICEF، WHO، FAO و WFP میتوانند با همکاری نهادهای علمی و سلامت کشورها در پایش تغذیه، تأمین دانش فنی، تقویت برنامههای تغذیه مادر و کودک، توسعه نظامهای هشدار زودرس و حمایت از برنامههای تغذیهای نقش داشته باشند. در شرایط بحران، حمایت از زنجیره تأمین غذا، دارو و خدمات ضروری کودکان نباید قربانی اختلافات سیاسی میان دولتها شود.
▫️ جهان در گزارش ۲۰۲۶ خود یک پیام روشن دارد: مسئله امروز فقط تولید غذا نیست؛ مسئله، توانایی مردم برای خرید غذای سالم و مغذی است. و یونیسف نیز بهدرستی تأکید میکند که فقر غذایی در کودکی میتواند مسیر رشد و تکامل یک انسان را تغییر دهد.
🔹 بنابراین درخواست من یک درخواست سیاسی نیست.
درخواست من یک درخواست پزشکی است.
یک درخواست حرفهای است.
و مهمتر از همه، یک درخواست انسانی است:
▫️ هیچ کودکی نباید قربانی کاهش قدرت خرید خانواده، افزایش قیمت غذا، دشواری دسترسی به دارو یا ناتوانی خانواده در پرداخت هزینه درمان شود.
▫️ ممکن است اقتصاد یک کشور دچار بحران شود؛ ممکن است قیمتها افزایش پیدا کنند؛ ممکن است منابع دولت محدود شوند؛ اما در چنین شرایطی باید دقیقاً مشخص شود که کدام گروهها باید بیشتر محافظت شوند.
از نگاه من، پاسخ روشن است:
کودکان باید در اولویت باشند.
▫️ زیرا هزینه سوءتغذیه کودک فقط هزینه امروز نیست. بخشی از آن در رشد فردا، یادگیری فردا، سلامت بزرگسالی و سرمایه انسانی آینده کشور پرداخت خواهد شد.
▫️ بهعنوان متخصص کودکان، نمیتوانم نسبت به کودکی که گرسنه است، کودکی که غذای کافی و متنوع ندارد، کودکی که دارویش برای خانواده گران شده است یا کودکی که به دلیل فقر از خدمات ضروری سلامت محروم میشود، بیتفاوت باشم.
▫️ این نامه را برای متهم کردن کسی نمینویسم.
برای یادآوری یک مسئولیت مینویسم:
سلامت کودک، هزینه قابل حذف بودجه نیست؛ سرمایه حیاتی آینده کشور است.
و اگر امروز از سلامت و تغذیه کودکان محافظت نکنیم، فردا هزینه آن را نه فقط خانوادهها، بلکه کل جامعه پرداخت خواهد کرد.
پایان پیام/
https://www.pezeshkanoghanoon.ir/p/HSxd