پایگاه خبری پزشکان و قانون | پالنا
خودکشی در بیماران مبتلا به سرطان؛ وقت آن است که مکالمه را آغاز کنیم


 پیام روز جهانی پیشگیری از خودکشی ساده و روشن است:
خودکشی قابل پیشگیری است.

امسال، ۲۰۲۶، سومین و آخرین سالی است که شعار سه‌ساله «تغییر روایت خودکشی» را دنبال می‌کنیم؛ شعاری که امسال یک دعوت ساده اما مهم را پیش روی ما می‌گذارد: «مکالمه را آغاز کن.»

شاید در نگاه اول، این شعار ارتباط مستقیمی با سرطان نداشته باشد. اما برای ما که هر روز در کنار بیماران مبتلا به سرطان هستیم، «تغییر روایت» می‌تواند معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند.

ما سال‌ها درباره سرطان از زاویه درمان حرف زده‌ایم؛ درباره تشخیص زودهنگام، جراحی، شیمی‌درمانی، پرتودرمانی، درمان‌های هدفمند و بقا. اما در این میان، گاهی چیزی را فراموش کرده‌ایم: آدمی که پشت تشخیص سرطان ایستاده است.

آدمی که ممکن است از آینده بترسد، از درد خسته شود، استقلالش را از دست بدهد، نگران خانواده‌اش باشد و در سکوت با این سؤال دست‌وپنجه نرم کند که «آیا ادامه دادن برای من و اطرافیانم هنوز ممکن است؟» اینجاست که موضوع خودکشی در بیماران مبتلا به سرطان اهمیت پیدا می‌کند.

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند خطر خودکشی در بیماران سرطانی از جمعیت عمومی بیشتر است. یک مطالعه کوهورت ملی در دانمارک نشان داده است که این خطر تقریباً دو برابر جمعیت غیرسرطانی است و در شش ماه نخست پس از تشخیص، به اوج می‌رسد و نزدیک به چهار برابر می‌شود.

در برخی سرطان‌ها، این وضعیت نگران‌کننده‌تر است. خطر خودکشی در بیماران مبتلا به سرطان پانکراس ۷.۵ برابر و در سرطان مری ۷.۱ برابر جمعیت عمومی گزارش شده است. در سرطان‌های سر و گردن نیز خطر مرگ ناشی از خودکشی حدود سه برابر بیشتر است.

اما نباید اجازه دهیم این اعداد، فقط در جداول مقالات علمی باقی بمانند. پشت هر عدد، یک انسان است. یک پدر، یک مادر، یک فرزند، یک همسر یا شاید بیماری که تمام تلاشش را می‌کند تا نگرانی‌هایش را از خانواده پنهان کند. گاهی درد اصلی، احساس سربار بودن است
سرطان فقط بدن را درگیر نمی‌کند. بیماری می‌تواند احساس استقلال، نقش اجتماعی و حتی تصویری را که فرد از خودش دارد تغییر دهد.

یکی از مطالعات منتشرشده در سال ۲۰۲۶، روی ۶۱۸ بیمار مبتلا به سرطان انجام شد و نشان داد ۱۱.۷۴ درصد بیماران افکار خودکشی را تجربه کرده‌اند.
یکی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، نقش «احساس سربار بودن» بود.این مفهوم برای ما در پزشکی بسیار مهم است.

گاهی بیمار نه به دلیل شدت درد جسمی، بلکه به دلیل احساسی که نسبت به خودش پیدا کرده، آسیب‌پذیر می‌شود. وقتی تصور می‌کند هزینه درمان، نیاز به مراقبت، ناتوانی جسمی یا وابستگی او، خانواده را خسته و زندگی آنها را دشوار کرده است، ممکن است به این نتیجه برسد که «نبودن من برای دیگران بهتر است.»

این جمله، شاید از بیرون ساده به نظر برسد؛ اما می‌تواند یکی از خطرناک‌ترین جملاتی باشد که یک بیمار در ذهن خود تکرار می‌کند.

در مقابل، احساس کنترل بر زندگی، داشتن راهبردهای مقابله‌ای سالم، ارتباط با دیگران و تجربه ارزشمندی می‌تواند نقش محافظتی داشته باشد.
پس شاید بخشی از درمان سرطان، این باشد که به بیمار کمک کنیم دوباره احساس کند بودنش مهم است.

«مکالمه را آغاز کن» تغییر این روایت از یک اقدام بسیار ساده شروع می‌شود: حرف زدن. باید از پرسیدن نترسیم.  پزشک باید بتواند از بیمار بپرسد: «این روزها از نظر روحی چه می‌گذرد؟»
بپرسد: «آیا احساس می‌کنی باری بر دوش خانواده‌ات هستی؟»

و اگر نشانه‌ای از خطر وجود دارد، حتی صریح‌تر بپرسد: «آیا تا به حال به خودکشی یا آسیب زدن به خودت فکر کرده‌ای؟»

این سؤال‌ها قرار نیست افکار خودکشی را در ذهن بیمار ایجاد کنند. برعکس، ممکن است نخستین فرصتی باشند که بیمار احساس کند بالاخره کسی حاضر است بدون قضاوت، درباره چیزی که مدت‌هاست در ذهن او می‌گذرد، بشنود.

ما به مراقبت روانی ـ اجتماعی به‌عنوان بخشی از درمان سرطان نیاز داریم، نه به‌عنوان خدمتی که فقط در زمان بحران به بیمار ارائه شود.
و این مراقبت باید از همان روز تشخیص آغاز شود.
در ایران، یک سرمایه مهم داریم: معنا
در ایران، این داستان یک بُعد فرهنگی و معنوی نیز دارد.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۵ روی ۳۵۰ بیمار مبتلا به سرطان در تهران انجام شد، نشان داد کیفیت پایین‌تر زندگی با خطر بالاتر خودکشی ارتباط دارد. در همین مطالعه، توسل به مذهب به‌عنوان یکی از راهبردهای مقابله‌ای مثبت، توانست این رابطه را به شکل معناداری تعدیل کند.

این یافته برای جامعه ما قابل تأمل است.
معنویت و مذهب، البته نباید جایگزین درمان پزشکی یا روان‌شناختی شوند. اما برای بیماری که از بحران معنا، ترس از آینده یا احساس تنهایی رنج می‌برد، می‌توانند منبعی برای امید، تعلق و تاب‌آوری باشند.

اگر قرار است مراقبت ما واقعاً انسان‌محور باشد، باید ظرفیت‌های فرهنگی و معنوی هر بیمار را نیز بشناسیم و با احترام، در کنار درمان علمی از آنها استفاده کنیم.

از سرطان به سلامتی

شاید بزرگ‌ترین تغییر روایت همین باشد که سرطان را فقط به‌عنوان یک بیماری نبینیم.
سرطان، پیش از آن‌که یک تشخیص پزشکی باشد، یک تجربه انسانی است.

بیمار ممکن است درد داشته باشد، بترسد، عصبانی باشد، خسته شود و حتی ناامید شود. وظیفه ما این نیست که از او بخواهیم همیشه قوی و امیدوار باشد. وظیفه ما این است که در روزهایی که خودش توان امیدواری ندارد، کنارش بمانیم.
گاهی یک سؤال ساده می‌تواند شروع یک نجات باشد.

گاهی یک گفت‌وگوی چند دقیقه‌ای می‌تواند دیوار سکوت را بشکند.
و گاهی شنیدن همین جمله که «تو سربار ما نیستی»، می‌تواند معنای یک زندگی را تغییر دهد.

امروز، در روز جهانی پیشگیری از خودکشی، شاید لازم باشد روایت خودمان را تغییر دهیم؛ در مطب‌ها، بیمارستان‌ها، خانواده‌ها و جامعه.
بیایید از سکوت به گفت‌وگو برسیم.
از شرم به همدلی.
از احساس سربار بودن به احساس ارزشمندی.
و از ترس و تنهایی به امید و تعلق.
از سینِ سرطان تا سینِ سلامتی، مسیر فقط از دارو و درمان نمی‌گذرد؛ از گفت‌وگو هم می‌گذرد.

سلامتی فقط نبود بیماری نیست. سلامتی یعنی انسان، حتی در سخت‌ترین روزهای زندگی، احساس کند دیده می‌شود، شنیده می‌شود و هنوز برای دیگران و برای خودش ارزشمند است.
خودکشی در بیماران مبتلا به سرطان می‌تواند یک تراژدی قابل پیشگیری باشد؛ اگر خطر را جدی بگیریم، اگر نشانه‌ها را ببینیم و اگر پیش از آن‌که دیر شود، مکالمه را آغاز کنیم.
شاید تغییر روایت، دقیقاً از همین‌جا شروع شود:
پیش از آن‌که بیمار را فقط با نام بیماری‌اش صدا بزنیم، دوباره انسانِ پشت آن بیماری را ببینیم.




پایان پیام/

لینک کوتاه:

https://www.pezeshkanoghanoon.ir/p/gVCj