یک مولکول طبیعی برای کاهش «مهذهنی» پس از سرطان پستان
در برخی افراد، مشکلاتی مانند فراموشی، دشواری تمرکز و خستگی ذهنی پس از پایان درمان سرطان پستان ادامه پیدا میکند و زندگی روزمره را دشوار میسازد. پژوهشگران اکنون در حال بررسی یک مکمل حاوی مولکولی طبیعی در بدن هستند تا ببینند آیا میتواند به این نشانهها کمک کند.
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، مشکلات شناختی که گاهی «مغز شیمیدرمانی» یا «مهذهنی» نامیده میشوند، ممکن است در انجام کارهای معمول، پیگیری گفتوگوها، بهخاطر سپردن اطلاعات و برنامهریزی اختلال ایجاد کنند. برآوردها نشان میدهند حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد بازماندگان سرطان پستان ممکن است پس از بیماری و درمان، دشواریهای شناختی ماندگاری را تجربه کنند. شدت و نوع این مشکلات در افراد یکسان نیست؛ بعضی بیشتر با افت حافظه روبهرو میشوند و برخی دیگر تمرکز یا سرعت انجام کارهای ذهنی را دشوارتر مییابند.
در گذشته این نشانهها بیشتر به شیمیدرمانی نسبت داده میشدند، اما اکنون پژوهشگران میدانند که علتها میتوانند پیچیدهتر باشند. خود سرطان، شیمیدرمانی، درمانهای هورمونی، التهاب، تغییرات هورمونی و عوامل زیستی و رفتاری دیگر ممکن است در بروز آنها نقش داشته باشند. با وجود اثر این مشکلات بر زندگی روزانه، گزینههای مؤثر درمانی هنوز محدودند. از همین رو بررسی راهکارهایی که بتوانند به سازوکارهای زیستی دخیل در این نشانهها بپردازند، اهمیت پیدا کرده است.
در این خصوص، پژوهشی تازه توسط محققان دانشکده پزشکی دیوید گفن دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) و دانشکده بهداشت عمومی فیلدینگ این دانشگاه، همراه با پژوهشگران مرکز جامع سرطان جانسون UCLA انجام شده است. این محققان بررسی کردند که آیا مصرف مکمل اگزالواستات میتواند در بازماندگان سرطان پستانی که مشکلات شناختی قابلتوجه دارند، با بهبود حافظه و تمرکز همراه شود یا نه. اگزالواستات مولکولی است که بهطور طبیعی در بدن وجود دارد و در تولید انرژی سلولی نقش دارد.
پژوهشگران یک کارآزمایی بالینی فاز دوم انجام دادند. در این نوع مطالعه، یک روش درمانی در گروهی از افراد بررسی میشود تا اطلاعات اولیه درباره آثار و ایمنی آن به دست آید. در پژوهش حاضر ۱۸ زن مبتلا به سرطان پستان در مرحله اولیه شرکت کردند. تشخیص آنها یک تا پنج سال پیش انجام شده بود و همگی دشواریهای شناختی قابلتوجهی گزارش میکردند. میانگین سن شرکتکنندگان حدود ۵۰ سال بود. بیشتر آنها پیشتر شیمیدرمانی گرفته بودند و نزدیک به ۹۰ درصد هنگام انجام پژوهش درمان هورمونی دریافت میکردند.
شرکتکنندگان به مدت هشت هفته، روزی دو بار و هر بار ۵۰۰ میلیگرم اگزالواستات مصرف کردند. پژوهشگران پیش از شروع و در طول دوره، نشانههای شناختی را با پرسشنامههایی که خود افراد تکمیل میکردند و آزمونهای استاندارد بررسی کردند. این آزمونها توجه، حافظه، سرعت پردازش اطلاعات و کارکردهای اجرایی را میسنجیدند. کارکردهای اجرایی به تواناییهایی مانند برنامهریزی، حفظ تمرکز و مدیریت چند کار گفته میشود. همچنین خستگی، خواب، اضطراب، افسردگی و سلامت جسمی و روانی ارزیابی شد و عوارض احتمالی مصرف مکمل نیز زیر نظر قرار گرفت.
از ۱۸ شرکتکننده، ۱۶ نفر دوره هشتهفتهای را کامل کردند و هر ۱۶ نفر بهبود قابلتوجهی در نشانههای شناختی گزارششده از سوی خود اعلام کردند. میانگین امتیاز آنها در سنجه اصلی اختلال شناختی ادراکشده، از ۲۹٫۱ پیش از درمان به ۵۵٫۵ پس از هشت هفته رسید. بر اساس معیارهای همان مطالعه، گروه از محدودهای که نشاندهنده اختلال بود به محدوده طبیعی منتقل شد. بهبودها از هفته چهارم دیده شدند و در مجموع تا پایان دوره بیشتر شدند.
در کنار این گزارشها، پژوهشگران کاهش قابلتوجه خستگی، از جمله خستگی ذهنی، و بهبود عملکرد جسمی را نیز مشاهده کردند. آزمونهای شناختی هم بهبودهایی در کارکردهای اجرایی و سرعت پردازش اطلاعات نشان دادند. با این حال، پژوهشگران تأکید کردهاند که این نتایج آزمونها مقدماتیاند، زیرا شمار شرکتکنندگان کم بوده است. بنابراین هنوز نمیتوان از این یافتهها نتیجه گرفت که مکمل برای همه بازماندگان سرطان پستان مؤثر خواهد بود یا بهتنهایی علت بهبودهای گزارششده بوده است.
اگزالواستات بهطور کلی از سوی شرکتکنندگان تحمل شد، اما عوارض گوارشی مانند سوءهاضمه، نفخ، یبوست، اسهال و تهوع از عوارض شایعتر بودند. دو نفر بهدلیل همین نشانههای گوارشی مصرف مکمل را متوقف کردند و عارضه جدی گزارش نشد.
پژوهشگران که نتایج پژوهش خود را در نشریه علمی «JCO Oncology Advances» منتشر نمودهاند، دلیل توجه به اگزالواستات را نقش احتمالی آن در دو فرایند میدانند: تنظیم گلوتامات و تولید انرژی در سلولها. گلوتامات مادهای است که در پیامرسانی میان سلولهای عصبی نقش دارد. التهاب مرتبط با سرطان یا درمانهای آن ممکن است این پیامرسانی و تولید انرژی در مغز را مختل کند؛ اختلالی که میتواند در مشکلات شناختی و خستگی ذهنی سهم داشته باشد. چون اگزالواستات در هر دو فرایند نقش دارد، پژوهشگران خواستند امکان اثر مکمل آن را بررسی کنند؛ اما مطالعه حاضر بهتنهایی سازوکار اثر را اثبات نمیکند.
گروه پژوهشی هماکنون در حال آمادهسازی یک کارآزمایی بالینی فاز دومِ تصادفی و کنترلشده با دارونما در بازماندگان سرطان پستان است؛ قرار است این مطالعه در اواخر سال ۲۰۲۶ آغاز شود. پژوهشگران همچنین آزمایشهای پیشبالینی روی موشها را برای شناخت بهتر چگونگی اثر اگزالواستات دنبال میکنند و میخواهند بررسی کنند آیا بهبود خستگی و عملکرد جسمی در مطالعهای با گروه دارونما نیز دیده میشود یا نه. نتایج این مراحل میتواند به ارزیابی دقیقتر فایده و محدودیتهای احتمالی این رویکرد کمک کند.
پایان پیام/
https://www.pezeshkanoghanoon.ir/p/cbHt