دولت بداند که تعرفه چماق برای کوبیدن نیست، بلکه یک ابزار تنظیمی است
پزشکان و قانون: آقای دکتر ارزیابی شما از وضعیت تعرفه های پزشکی چیست و این تعرفه ها چقدر واقعی است؟

تعرفه به عنوان نوعی هویت برای هر حرفه و شغل شناخته می شود. هر حرفه باید یک تعرفه داشته باشد و وظیفه اصلی به رسمیت شناسی این موضوع پیش از هر چیز به دولت مربوط است. درواقع دولت باید تعرفه گذاری را به رسمیت بشناسد. دولت های پیشرو تر، این مساله را از خود جدا کرده و به بخش های قانونی، حرفه ای و صنفی سپردند تا از سوی آنها تعیین شود و خودشان وزارت عالیه را داشته باشند. اما در بعضی از کشورها مثل ایران وضعیت این گونه نیست و تعرفه گذاری یک امر دولتی است. 

در حوزه جامعه پزشکی همچنان که تعرفه گذاری در اختیار دولت است، دولت باید هشیار باشد که هویت حرفه ای تعرفه را مخدوش نکند و متوجه باشد که تعرفه یک ابزار کنترلی و چماقی در دست دولت برای کوبیدن نیست. بلکه یک ابزار تنظیم و رگولاتوری است. پس تعرفه در دست دولت ها به مثابه یک ابزار تنظیم گری است و نه کنترلی. یعنی باید به واسطه آن ارتباط بین آن حرفه و سایر مشاغل و مردم را تنظیم کند. در حوزه پزشکی از آنجا که سلامت اصل اول است و همه انسانها به واسطه سالم بودن است که هر فعالیتی را انجام می دهند و همواره به دنبال این هستند که تن و روح سالم داشته باشند و بتوانند از زندگی لذت ببرند، دولت بایستی با دقت بیشتری نگاه کند. 

در همه دولت های پیشرفته یا در حال توسعه مانند ایران، تعرفه جامعه پزشکی می بایست بنابر فکت ها، مستندات و محاسبات خاصی نسبت به سایر مشاغل تعیین شود. به این معنا که تفاوتی بین جامعه پزشکی و دیگر حرفه ها وجود داشته باشد. لذا به طور خلاصه ما باید تعرفه های پزشکی را به رسمیت بشناسیم و سپس به روش هایی که عرض کردم آن را تنظیم کنیم. 

تعرفه امسال بسیار پایین تر از عدد تورم رسمی اعلام شده ازسوی دولت بود و من امیدوارم که دولت برای سال آینده یک تلنگر بخورد. من این مساله را به عنوان یک هشدار تلقی می کنم که اگر تعرفه که یکی از اساسی ترین پایه های نظام سلامت است، به درستی بنا نشود، امکان انحراف، انحطاط و فروریزی نظام سلامت دور از دسترس نیست. از طرفی اگر نظام سلامت دچار هر گونه انحراف و انحطاط شود، تسری پیدا می کند و دولت نباید از این موضوع غفلت کند، کمااینکه الان برخی تبعات آن را در جامعه می بینیم. 

پزشکان و قانون: یکی دیگر از نگرانی های حوزه سلامت افزایش خودکشی در میان رزیدنت هاست. نظر شما در این خصوص چیست؟

این موضوع مدت هاست که ذهن جامعه را می آزارد. اینها فرزندان و برادران و خواهران همه ما و شما هستند که بالاخره بنابر عللی تصمیم به این کار می گیرند. موضوع خودکشی اصلا و صرفا در اختیار وزارت بهداشت نیست که ما در اینجا وزارت بهداشت را سیبل قرار دهیم. به نظر من موضوع خودکشی یک موضوع فرابخشی است که در اختیار بسیاری از نهادها با تولیت دولت است. دولت از طریق تنظیم روابط بین نهادهای مختلف باید فضای جامعه را طوری تنظیم کند که حتی الامکان از هر عاملی که باعث خودکشی ها یا انصراف از تحصیل بسیاری از رزیدنت ها یا عدم شروع به تحصیل و خالی ماندن صندلی ها می شود، پیشگیری کند. 

ما مدتی پیش در شورای عالی نظام پزشکی مصوبه ای را گذراندیم بر این مبنا که یک جلسه فرابخشی متشکل از نظام پزشکی، وزارت بهداشت، وزارت رفاه، قوه قضاییه و انجمن های علمی و حرفه ای که در این زمینه هستند، تشکیل دهیم و به کمک آنها بتوانیم به جمع بندی بهتری برسیم و این جمع بندی به دولت و نهادهای ذی ربط منتقل شود تا آنها را متعهد کند. باید حتما توجه داشته باشیم که آینده سازان مملکت در حوزه سلامت همین رزیدنت ها هستند. من، شما و نزدیکان ما در روزهای آینده به فارغ التحصیلان همین رشته ها مراجعه خواهیم کرد و انتظار داریم که درمان صحیح با حوصله و به روز انجام شود. اگر ما رزیدنت ها را در بندهای اقتصادی، معیشتی، شغلی و آینده مبهم نگه داریم، خودمان نمی توانیم از آنها استفاده کنیم. پس منفعت کل جامعه این است که نهادی را به نام وزارت بهداشت یا فراتر به نام دولت تعیین کرده تا روابط جامعه را به شکلی تنظیم کند که مثلا در حوزه دستیاری بتوانیم آینده سلامت را با خاطرجمعی به رزیدنت امروز و پزشک فردا بسپاریم. به هر حال این موضوع جزء موارد زیرساختی است و یکی از پایه های استوار سلامت ما در جامعه و حوزه پزشکی که حرف بسیار زیادی برای گفتن دارد، همین روش آموزش و پرورش رزیدنت هاست. 

پزشکان و قانون: آیا مساله مهاجرت پزشکان نیز ریشه در همین معضلات دارد؟

دقیقا. مساله مهاجرت نیز ریشه در تعرفه گذاری و همچنین نحوه آموزش و پرورش دارد. مقوله هایی که واقعا مهم و مرتبط به هم هستند اما ویژگی های انحصاری خود را دارند. معلوم است که اگر فضا را طوری نسازیم که اسباب آسایش خاطر جامعه پزشکی و کسانی باشد که سلامت خود را با خاطرجمعی به دست آنها می سپاریم، معلوم و واضح است که آنها را از دست می دهیم. 

مهاجرت در مورد همه رشته ها و مشاغل هست اما ما اینجا در مورد جامعه پزشکی صحبت می کنیم که صرفا بحث تعرفه و درآمد در آن مطرح نیست و مولفه های دیگری هم دارد. با این تعرفه های بسیار ناچیز که نمی توان خدمات دیگر را محاسبه کرد و حتی یک کالای بسیار ارزان قیمت دریافت کرد. معلوم است که مهاجرت به غیر از تعرفه، با کل موضوعیت جامعه همبستگی دارد. یعنی باید یک آینده روشن به لحاظ فراهم آوردن امکان خدمت گذاری برای جامعه پزشکی فراهم شود و فضای جامعه به لحاظ حرمت گذاری و شانیت طوری باشد که به تحصیل کردگان خود که برای ارائه خدمت، رنج تحصیل را تحمل کردند، بها دهد. باید حرمت پزشکان در جامعه محفوظ باشد و ابزارهایی مثل مالیات سنگین که اینها را تحت تاثیر منفی قرار می دهد و سایر مسائل اجتماعی که باعث مهاجرت آنها می شود، از بین برود. مهاجرت پزشکان همه ما را نسبت به سلامت و آینده نگران می کند و باید حواس ما به این موضوعات باشد. 

 پزشکان و قانون: به مساله مالیات سنگین اشاره کردید. این معضل چقدر می تواند به بدنه جامعه پزشکی آسیب بزند؟

درحوزه مالیات آن چیزی که در بوق و کرنا شده و مدام تکرار می شود، اسباب حیرت و تاسف است. حیرت از اینکه ما مدام در گفت وگوها، مصاحبه ها و اطلاعیه هایی که سازمان مالیاتی کشور و وزارت اقتصاد اعلام می کنند، بارها گفتند که میانگین مالیات جامعه پزشکی چند برابر بیشتر از سایر مشاغل است اما در جهت تعدیل آن هیچ گامی برنمی دارند. قانونگذار ما در کمال تاسف و تعجب قانونی می گذارد و در همین بلوای اخیری که به نام مالیات برپا شده، انحصارا از جامعه پزشکی نام می برد و آنها را از بعضی معافیت ها جدا می کند. از طرفی سازمان مالیاتی با استناد به یک بند قانونی، گشت های مالیاتی می گذارد یا مثلا بحث کارتخوان را مطرح و ادعا می کند که بعضی مطب ها کارتخوان ندارند. البته ما این موارد را به شهرستان ها فرستادیم و شهرستان ها جواب های مستدل با پیوست برای ما بازگرداندند، اما مساله اینجاست که بسیاری از اطلاعتی که سازمان مالیاتی برای ما فرستاده، به روز نیست. مثلا برخی همکاران ما شهید سلامت شده، برخی درگذشته و برخی مهاجرت کردند. بسیاری از آنها اصلا مطب ندارند و در بخش دولتی مشغول به کار هستند. در بخش دولتی هم که قبل از واریز حقوق، مالیات برداشته می شود. ما اینها را در بسیاری از لیست های شهرستان ها به طور کامل دیدیم که مصداق ندارند و بعضی از آنها را خود ما پیگیری کردیم. 

متاسفانه مساله کارتخوان فقط در رابطه با جامعه پزشکی است. درصورتی که دولت نباید سرمایه های اجتماعی خود را به این زودی از دست بدهد. اتفاقا سایر مشاغل هم همین است و باید پا به پای جامعه پزشکی یا حتی پیش تر از آن به انجام برسد. متاسفانه مالیاتی که این روزها تحت عنوان تسهیل مطرح است، به جای اینکه تسهیل کند، دسترسی مودیان به سامانه های مالیاتی را پیچیده تر کرده است. همین الان جلسات توجیهی متعددی در سراسر کشور و استان های مختلف برقرار می شود و ما هنوز نتیجه واحدی را که قابل دسترس تر باشد، نمی بینیم. در حالی که مالیات جامعه پزشکی پیشاپیش پرداخت شده است. کسانی که تحصیل می کنند و به کاری دست نمی زنند، یعنی درآمدی ندارند، بنابراین به طور ماهوی انگار از آنها مالیات کسر شده، چون درآمدی نداشتند. بعدها هم که در تمام مراکز دولتی و خصوصی، قبل از اینکه حقوق آنها واریز شود، 10 درصد علی الحساب آن کسر می شود. سایر مطب ها هم که در پایان سال مالیاتی، مالیات خود را می دهند. به اذعان تمام مدیران مالیاتی کشور که به صورت اطلاعیه هم منتشر شده، خوش حساب ترین مودیان مالیاتی، جامعه پزشکی هستند. لذا این افراد باید مورد تشویق قرار گیرند، نه اینکه رفتار مالیات بگیران طوری باشد که هر جا کم می آورند از جامعه پزشکی اسم ببرند. به نظر من باید در رفتار و گفتار آنها یک تجدیدنظر به عمل آید. 

 پزشکان و قانون: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. 

پایان پیام/

محسن طاهرمیرزایی محسن طاهرمیرزایی