مطالبه شفافیت و پاسخگویی
یکی از مخاطبان پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا) و از اعضای سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ، با امضای محفوظ، مطالبی را در نقد عملکرد بخشهایی از این سازمان در اختیار پالنا قرار داده است. این مجموعه نوشتار، متضمن پرسشها، انتقادات و ابهاماتی درباره برخی فرآیندهای مدیریتی، نحوه انتصابات و استخدامها، پرداختها، عملکرد حوزههای آموزش، رفاه و توسعه، جابهجایی نیروها و همچنین سازوکارهای نظارت و بازرسی در سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ است.
پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، ضمن حفظ نام نویسنده و با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت طرح مطالبات جامعه پزشکی، خلاصهای از آنچه در این مجموعه نوشتار مطرح شده است را تقدیم خوانندگان میکند.
🔹 در این مجموعه یادداشتها آمده است:
«سکوت در برابر اتفاقاتی که امروز در سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ در حال وقوع است، فردا دیگر قابل توجیه نخواهد بود.
آنچه در ادامه میآید، نه اختلاف سلیقه مدیریتی است و نه برداشت شخصی؛ بلکه مجموعهای از پرسشها و مواردی است که به اعتقاد نویسنده، اسناد، احکام، مکاتبات و اطلاعات سامانههای داخلی سازمان امکان بررسی و راستیآزمایی آنها را فراهم میکند.
پرسش اساسی این است که چرا در سازمانی که منابع و امکانات آن متعلق به جامعه پزشکی است، استخدامها و انتصابات خارج از ضابطه صورت میگیرد؟ چرا برخی افراد خاص از مزایای ویژه، مأموریتهای محل تأمل، افزایش حقوق و اضافهکارهای غیرمتعارف برخوردار میشوند؟
همچنین درباره انعقاد قراردادهای برونسازمانی در معاونت توسعه، میزان شفافیت این قراردادها و اطلاعرسانی درباره آنها پرسشهایی مطرح شده است. از جمله اینکه امتیازات و ظرفیتهای متعلق به سازمان، از جمله واگذاری یا بهرهبرداری از نام و نشان نظام پزشکی، در قبال چه منافعی و برای چه اشخاص یا انجمنهایی مورد استفاده قرار میگیرد؟
آیا رئیس و اعضای هیأتمدیره از جزئیات عملکرد حوزه رفاه و توسعه و روند انتصابات، استخدامها، افزایش حقوقها و پرداختهای خاص اطلاع کامل دارند؟ آیا برای این تصمیمات، مصوبه، مستند قانونی، بررسی کارشناسی و نظارت کافی وجود داشته است؟
یا آنکه تصمیمات مهم ابتدا در حلقهای محدود اتخاذ میشود و سایر اعضای هیأتمدیره و حتی نهادهای ذیربط، صرفاً پس از انجام امور در جریان قرار میگیرند؟
اگر چنین نیست، شفافسازی این موارد و ارائه مستندات تصمیمات چه اشکالی دارد؟
جامعه پزشکی حق دارد بداند منابعش چگونه هزینه میشود، امتیازاتش به چه کسانی واگذار میشود و چه کسانی درباره این منابع و امتیازات تصمیم میگیرند.»
🔹 چه کسی بر ناظر نظارت میکند؟
بخش دیگری از این مجموعه نوشتار به نحوه انتصاب و بازگشت برخی افراد به جایگاههای مدیریتی و نظارتی اختصاص دارد.
نویسنده درباره برخی انتصابات در حوزه بازرسی و ارزشیابی این پرسش را مطرح کرده است که چگونه افرادی که پیشتر درباره عملکرد، اظهارات یا نحوه فعالیت آنان در معاونت انتظامی و حوزه تخلفات اداری انتقاداتی مطرح بوده، مجدداً در جایگاههای حساس مدیریتی قرار گرفتهاند.
در این بخش آمده است:
«اگر درباره عملکرد و سوابق اداری فردی در معاونت انتظامی تهران ایرادات و ابهامات جدی مطرح بوده، آیا بازگشت وی پس از دو سال، بدون ارزیابی مجدد عملکرد، بررسی سوابق، احراز صلاحیت و تعیین تکلیف روشن نسبت به موارد مورد انتقاد، با اصول شایستهسالاری و سلامت نظام اداری سازگار است؟
از سوی دیگر، آیا تجمیع اختیارات متعدد در حوزههای بازرسی، ارزشیابی و نظارت و انجام وظایف اداری در اختیار یک فرد، بدون پیشبینی سازوکارهای مؤثر نظارت و کنترل متقابل، با اصول تفکیک وظایف، جلوگیری از تعارض منافع و سلامت اداری منافاتی ندارد؟
اساساً چه سازوکار مستقلی برای نظارت بر عملکرد شخصی که خود متولی بخشی از فرآیند نظارت و ارزیابی است، پیشبینی شده است؟»
نویسنده همچنین درباره بازگشت و بهکارگیری برخی دیگر از مدیران و مسئولان، پرسشهایی درباره سوابق فعالیت، عملکرد گذشته، پاسخگویی نسبت به ابهامات و میزان اعتماد سازمانی مطرح کرده و تأکید کرده است که این پرسشها، در اصل، ناظر به اشخاص نیست بلکه ناظر به سلامت فرآیند انتصاب، شفافیت تصمیمگیری، پاسخگویی مدیریتی و صیانت از جایگاه نظارتی سازمان است.
در ادامه این بخش آمده است:
«اگر قرار است واحدهای نظارتی خود متولی سلامت اداری باشند، بدیهی است نخستین انتظار از آنان، رعایت بالاترین استانداردهای شفافیت، شایستهسالاری و پاسخگویی در انتخاب مدیران و مسئولان این حوزههاست.»
🔹 آموزش، نیروی انسانی و مسئله اثربخشی
بخش دیگری از یادداشت به عملکرد حوزه آموزش تهران اختصاص دارد. در این بخش، موضوع افزایش نیروی انسانی و هزینههای مرتبط با آن، در کنار میزان خروجی و اثربخشی این هزینهها مورد پرسش قرار گرفته است.
نویسنده میپرسد:
«حاصل این هزینهها و توسعه نیروی انسانی برای جامعه پزشکی چه بوده است؟
چرا تاکنون برنامهای تحولآفرین، ابتکاری آموزشی یا اقدام شاخص و اثرگذاری که بتواند رضایت و بهرهمندی واقعی جامعه پزشکی را به همراه داشته باشد، بهطور ملموس مشاهده نمیشود؟
اساساً آیا معیار ارزیابی عملکرد واحدها صرفاً افزایش تعداد نیروها و هزینههای جاری است یا باید میزان اثربخشی، بهرهوری و رضایتمندی جامعه پزشکی نیز مورد سنجش قرار گیرد؟»
در ادامه، درباره برگزاری دورههای آموزشی و استفاده از برخی مدرسان نیز این پرسش مطرح شده که آیا صرف برگزاری دورههای آموزشی میتواند بهتنهایی توجیهکننده عملکرد یک واحد یا موجب رفع ابهامات احتمالی درباره سوابق و عملکرد افراد باشد.
از سوی دیگر، نویسنده به تغییرات نیروی انسانی در بخشهایی همچون صدور پروانه مطب و نظارت بر تبلیغات اشاره کرده و میپرسد: چرا در برخی بخشهای سازمان، نیروهای باتجربه، متخصص و خوشسابقه بدون ارائه توضیحی روشن و قانعکننده کنار گذاشته شده و جای آنان را نیروهای کمتجربهتر گرفتهاند.
این بخش از یادداشت در نهایت این پرسش را مطرح میکند که آیا چنین جابهجاییهایی در راستای منافع جامعه پزشکی و ارتقای سلامت اداری سازمان انجام شده یا اهداف دیگری در میان بوده است.
🔹 عملکرد سازمان و مطالبه دستاوردهای ملموس
یکی دیگر از محورهای مطرحشده، ارزیابی عملکرد دوره مدیریتی فعلی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ است.
در این بخش، نویسنده با اشاره به حجم انتصابات، جابهجاییها، جذب نیرو و هزینههای جاری، خواستار آن شده است که عملکرد سازمان نه صرفاً بر اساس تعداد جلسات و اخبار منتشرشده، بلکه بر مبنای خروجی و دستاوردهای ملموس برای جامعه پزشکی ارزیابی شود.
در یادداشت آمده است:
«آیا از آغاز این دوره، جز انتشار تصاویر گالریگونه از چند عضو محدود در کانال و انعکاس مکرر اخبار جلساتی تکراری، کمحاصل و عمدتاً نمایشی، اقدام یا دستاورد جدید و ملموسی مشاهده شده است؟
اگر قرار است عملکرد یک دوره بر اساس خروجی آن سنجیده شود، جامعه پزشکی حق دارد بپرسد:
دستاورد ملموس این حجم از انتصاب، جابهجایی، جذب نیرو و هزینهکرد برای جامعه پزشکی چیست؟»
این پرسش در واقع موضوع مهمتری را نیز پیش میکشد: نسبت میان هزینههای سازمان، ساختار نیروی انسانی، تصمیمات مدیریتی و خروجی قابل اندازهگیری برای اعضای سازمان.
🔹 مطالبه شفافیت و پاسخگویی
در بخش پایانی، نویسنده تأکید کرده است که جامعه پزشکی تهران بزرگ حق دارد بداند منابع، جایگاه و اعتبار سازمانی که متعلق به آنان است، چگونه، بر چه اساسی و در راستای منافع چه کسانی مدیریت میشود.
در این بخش آمده است:
«این حق را نمیتوان پشت ملاحظات مدیریتی، روابط داخلی یا سکوت سازمانی پنهان کرد.
اکنون نوبت رئیس و اعضای هیأتمدیره و نیز اعضای محترم شورای عالی نظام پزشکی است که در برابر این پرسشها پاسخگو باشند.
اگر این تصمیمات و عملکردها مطابق قانون، ضابطه و منافع جامعه پزشکی بوده است، شفافسازی و ارائه مستندات نباید دشوار باشد.
اما اگر تخلفی رخ داده، منابعی تضییع شده یا تصمیماتی خارج از ضابطه اتخاذ شده است، سکوت و بیتفاوتی نمیتواند راهحل باشد.»
نویسنده در پایان تأکید میکند که این مطالبه را نباید جناحی، شخصی یا سیاسی تلقی کرد و مینویسد:
«این مطالبه، جناحی نیست؛ شخصی نیست؛ سیاسی نیست. مطالبه شفافیت و صیانت از سازمانی است که سرمایه و اعتبار آن متعلق به جامعه پزشکی است.
امروز مسئولیت فقط بر عهده مدیران اجرایی نیست؛ هیأتمدیره و شورای عالی نیز در قبال سلامت، شفافیت و نحوه اداره این سرمایه اجتماعی مسئولیت نظارتی دارند.
جامعه پزشکی نه توضیح کلی، نه توجیه مدیریتی و نه وعدههای تکراری میخواهد. جامعه پزشکی شفافیت میخواهد، پاسخگویی میخواهد و اقدام میخواهد. و این بار، پاسخ باید با سند و عمل همراه باشد.»
🔹 با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از موارد مطرحشده، ناظر به موضوعات قابل بررسی از طریق اسناد اداری، احکام، مکاتبات، قراردادها، مصوبات و اطلاعات مالی و سازمانی است، پاسخ روشن و مستند مسئولان سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ میتواند به روشن شدن ابعاد موضوع کمک کند.
🔹 پالنا آمادگی دارد پاسخ رئیس و اعضای هیأتمدیره، مسئولان واحدهای ذیربط و سایر اشخاص یا نهادهایی که در این یادداشت درباره عملکرد آنان پرسش یا ابهامی مطرح شده است را مطابق اصول حرفهای و رسانهای منتشر کند.
🔹 در این مجموعه یادداشتها آمده است:
«سکوت در برابر اتفاقاتی که امروز در سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ در حال وقوع است، فردا دیگر قابل توجیه نخواهد بود.
آنچه در ادامه میآید، نه اختلاف سلیقه مدیریتی است و نه برداشت شخصی؛ بلکه مجموعهای از پرسشها و مواردی است که به اعتقاد نویسنده، اسناد، احکام، مکاتبات و اطلاعات سامانههای داخلی سازمان امکان بررسی و راستیآزمایی آنها را فراهم میکند.
پرسش اساسی این است که چرا در سازمانی که منابع و امکانات آن متعلق به جامعه پزشکی است، استخدامها و انتصابات خارج از ضابطه صورت میگیرد؟ چرا برخی افراد خاص از مزایای ویژه، مأموریتهای محل تأمل، افزایش حقوق و اضافهکارهای غیرمتعارف برخوردار میشوند؟
همچنین درباره انعقاد قراردادهای برونسازمانی در معاونت توسعه، میزان شفافیت این قراردادها و اطلاعرسانی درباره آنها پرسشهایی مطرح شده است. از جمله اینکه امتیازات و ظرفیتهای متعلق به سازمان، از جمله واگذاری یا بهرهبرداری از نام و نشان نظام پزشکی، در قبال چه منافعی و برای چه اشخاص یا انجمنهایی مورد استفاده قرار میگیرد؟
آیا رئیس و اعضای هیأتمدیره از جزئیات عملکرد حوزه رفاه و توسعه و روند انتصابات، استخدامها، افزایش حقوقها و پرداختهای خاص اطلاع کامل دارند؟ آیا برای این تصمیمات، مصوبه، مستند قانونی، بررسی کارشناسی و نظارت کافی وجود داشته است؟
یا آنکه تصمیمات مهم ابتدا در حلقهای محدود اتخاذ میشود و سایر اعضای هیأتمدیره و حتی نهادهای ذیربط، صرفاً پس از انجام امور در جریان قرار میگیرند؟
اگر چنین نیست، شفافسازی این موارد و ارائه مستندات تصمیمات چه اشکالی دارد؟
جامعه پزشکی حق دارد بداند منابعش چگونه هزینه میشود، امتیازاتش به چه کسانی واگذار میشود و چه کسانی درباره این منابع و امتیازات تصمیم میگیرند.»
🔹 چه کسی بر ناظر نظارت میکند؟
بخش دیگری از این مجموعه نوشتار به نحوه انتصاب و بازگشت برخی افراد به جایگاههای مدیریتی و نظارتی اختصاص دارد.
نویسنده درباره برخی انتصابات در حوزه بازرسی و ارزشیابی این پرسش را مطرح کرده است که چگونه افرادی که پیشتر درباره عملکرد، اظهارات یا نحوه فعالیت آنان در معاونت انتظامی و حوزه تخلفات اداری انتقاداتی مطرح بوده، مجدداً در جایگاههای حساس مدیریتی قرار گرفتهاند.
در این بخش آمده است:
«اگر درباره عملکرد و سوابق اداری فردی در معاونت انتظامی تهران ایرادات و ابهامات جدی مطرح بوده، آیا بازگشت وی پس از دو سال، بدون ارزیابی مجدد عملکرد، بررسی سوابق، احراز صلاحیت و تعیین تکلیف روشن نسبت به موارد مورد انتقاد، با اصول شایستهسالاری و سلامت نظام اداری سازگار است؟
از سوی دیگر، آیا تجمیع اختیارات متعدد در حوزههای بازرسی، ارزشیابی و نظارت و انجام وظایف اداری در اختیار یک فرد، بدون پیشبینی سازوکارهای مؤثر نظارت و کنترل متقابل، با اصول تفکیک وظایف، جلوگیری از تعارض منافع و سلامت اداری منافاتی ندارد؟
اساساً چه سازوکار مستقلی برای نظارت بر عملکرد شخصی که خود متولی بخشی از فرآیند نظارت و ارزیابی است، پیشبینی شده است؟»
نویسنده همچنین درباره بازگشت و بهکارگیری برخی دیگر از مدیران و مسئولان، پرسشهایی درباره سوابق فعالیت، عملکرد گذشته، پاسخگویی نسبت به ابهامات و میزان اعتماد سازمانی مطرح کرده و تأکید کرده است که این پرسشها، در اصل، ناظر به اشخاص نیست بلکه ناظر به سلامت فرآیند انتصاب، شفافیت تصمیمگیری، پاسخگویی مدیریتی و صیانت از جایگاه نظارتی سازمان است.
در ادامه این بخش آمده است:
«اگر قرار است واحدهای نظارتی خود متولی سلامت اداری باشند، بدیهی است نخستین انتظار از آنان، رعایت بالاترین استانداردهای شفافیت، شایستهسالاری و پاسخگویی در انتخاب مدیران و مسئولان این حوزههاست.»
🔹 آموزش، نیروی انسانی و مسئله اثربخشی
بخش دیگری از یادداشت به عملکرد حوزه آموزش تهران اختصاص دارد. در این بخش، موضوع افزایش نیروی انسانی و هزینههای مرتبط با آن، در کنار میزان خروجی و اثربخشی این هزینهها مورد پرسش قرار گرفته است.
نویسنده میپرسد:
«حاصل این هزینهها و توسعه نیروی انسانی برای جامعه پزشکی چه بوده است؟
چرا تاکنون برنامهای تحولآفرین، ابتکاری آموزشی یا اقدام شاخص و اثرگذاری که بتواند رضایت و بهرهمندی واقعی جامعه پزشکی را به همراه داشته باشد، بهطور ملموس مشاهده نمیشود؟
اساساً آیا معیار ارزیابی عملکرد واحدها صرفاً افزایش تعداد نیروها و هزینههای جاری است یا باید میزان اثربخشی، بهرهوری و رضایتمندی جامعه پزشکی نیز مورد سنجش قرار گیرد؟»
در ادامه، درباره برگزاری دورههای آموزشی و استفاده از برخی مدرسان نیز این پرسش مطرح شده که آیا صرف برگزاری دورههای آموزشی میتواند بهتنهایی توجیهکننده عملکرد یک واحد یا موجب رفع ابهامات احتمالی درباره سوابق و عملکرد افراد باشد.
از سوی دیگر، نویسنده به تغییرات نیروی انسانی در بخشهایی همچون صدور پروانه مطب و نظارت بر تبلیغات اشاره کرده و میپرسد: چرا در برخی بخشهای سازمان، نیروهای باتجربه، متخصص و خوشسابقه بدون ارائه توضیحی روشن و قانعکننده کنار گذاشته شده و جای آنان را نیروهای کمتجربهتر گرفتهاند.
این بخش از یادداشت در نهایت این پرسش را مطرح میکند که آیا چنین جابهجاییهایی در راستای منافع جامعه پزشکی و ارتقای سلامت اداری سازمان انجام شده یا اهداف دیگری در میان بوده است.
🔹 عملکرد سازمان و مطالبه دستاوردهای ملموس
یکی دیگر از محورهای مطرحشده، ارزیابی عملکرد دوره مدیریتی فعلی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ است.
در این بخش، نویسنده با اشاره به حجم انتصابات، جابهجاییها، جذب نیرو و هزینههای جاری، خواستار آن شده است که عملکرد سازمان نه صرفاً بر اساس تعداد جلسات و اخبار منتشرشده، بلکه بر مبنای خروجی و دستاوردهای ملموس برای جامعه پزشکی ارزیابی شود.
در یادداشت آمده است:
«آیا از آغاز این دوره، جز انتشار تصاویر گالریگونه از چند عضو محدود در کانال و انعکاس مکرر اخبار جلساتی تکراری، کمحاصل و عمدتاً نمایشی، اقدام یا دستاورد جدید و ملموسی مشاهده شده است؟
اگر قرار است عملکرد یک دوره بر اساس خروجی آن سنجیده شود، جامعه پزشکی حق دارد بپرسد:
دستاورد ملموس این حجم از انتصاب، جابهجایی، جذب نیرو و هزینهکرد برای جامعه پزشکی چیست؟»
این پرسش در واقع موضوع مهمتری را نیز پیش میکشد: نسبت میان هزینههای سازمان، ساختار نیروی انسانی، تصمیمات مدیریتی و خروجی قابل اندازهگیری برای اعضای سازمان.
🔹 مطالبه شفافیت و پاسخگویی
در بخش پایانی، نویسنده تأکید کرده است که جامعه پزشکی تهران بزرگ حق دارد بداند منابع، جایگاه و اعتبار سازمانی که متعلق به آنان است، چگونه، بر چه اساسی و در راستای منافع چه کسانی مدیریت میشود.
در این بخش آمده است:
«این حق را نمیتوان پشت ملاحظات مدیریتی، روابط داخلی یا سکوت سازمانی پنهان کرد.
اکنون نوبت رئیس و اعضای هیأتمدیره و نیز اعضای محترم شورای عالی نظام پزشکی است که در برابر این پرسشها پاسخگو باشند.
اگر این تصمیمات و عملکردها مطابق قانون، ضابطه و منافع جامعه پزشکی بوده است، شفافسازی و ارائه مستندات نباید دشوار باشد.
اما اگر تخلفی رخ داده، منابعی تضییع شده یا تصمیماتی خارج از ضابطه اتخاذ شده است، سکوت و بیتفاوتی نمیتواند راهحل باشد.»
نویسنده در پایان تأکید میکند که این مطالبه را نباید جناحی، شخصی یا سیاسی تلقی کرد و مینویسد:
«این مطالبه، جناحی نیست؛ شخصی نیست؛ سیاسی نیست. مطالبه شفافیت و صیانت از سازمانی است که سرمایه و اعتبار آن متعلق به جامعه پزشکی است.
امروز مسئولیت فقط بر عهده مدیران اجرایی نیست؛ هیأتمدیره و شورای عالی نیز در قبال سلامت، شفافیت و نحوه اداره این سرمایه اجتماعی مسئولیت نظارتی دارند.
جامعه پزشکی نه توضیح کلی، نه توجیه مدیریتی و نه وعدههای تکراری میخواهد. جامعه پزشکی شفافیت میخواهد، پاسخگویی میخواهد و اقدام میخواهد. و این بار، پاسخ باید با سند و عمل همراه باشد.»
🔹 با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از موارد مطرحشده، ناظر به موضوعات قابل بررسی از طریق اسناد اداری، احکام، مکاتبات، قراردادها، مصوبات و اطلاعات مالی و سازمانی است، پاسخ روشن و مستند مسئولان سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ میتواند به روشن شدن ابعاد موضوع کمک کند.
🔹 پالنا آمادگی دارد پاسخ رئیس و اعضای هیأتمدیره، مسئولان واحدهای ذیربط و سایر اشخاص یا نهادهایی که در این یادداشت درباره عملکرد آنان پرسش یا ابهامی مطرح شده است را مطابق اصول حرفهای و رسانهای منتشر کند.
پایان پیام/
نظر خود را بنویسید