معجزه‌ی دارویی نـه، اما امید بلی
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، ایلاد علوی درزم روز یکشنبه در یادداشتی که در ذیل می خوانید گفت: شاید تا کنون در دنیا هیچ پدیده ای مانند جهان گیری ویروس جدید کرونا نبوده است که علاوه بر درگیری وسیع، مرگ و میر و عوارض جسمی متعدد، تا این میزان افکار عمومی را در همه ابعاد آن متاثر کرده باشد. تمامی جوانب زندگی شهروندان در کشورهای مختلف تحت تاثیر این بیماری است و گریزی از آن نیز تا کنون وجود نداشته است.

در این بین مهم ترین دغدغه‌ بشریت کنترل همه گیری و کاهش ابتلا و مهم تر از همه مرگ ومیر بیماری است. همه‌ دنیا برای نخستین بار بر سر موضوعی و حداقل بخشی از آن، یعنی لزوم کنترل و کاهش بوی مرگ هم صدا است، هر چند نوع نگرش بر جوانب مختلف آن گاهی تفاوتی آشکار دارد. امکانات تمامی دولتها و ملتها علیه این بیماری بسیج شده اند و همگان با شوق شنیدن اخباری نویدبخش روزگار سپری می کنند، برای هر نوع اقدام و تصمیم صحیحی، باید تمامی آن چه از حقیقت یا حتی سایه ها و هاشورهای آن در چنته ی بشریت است رو شود و نقطه ای که در زمان نگارش این واژه ها در مسیر پر سوز و گداز این بیماری بر آن قرار گرفته ایم به روشنی تصویر شود.  

آن چه از حقیقت یا شاید واقعیت در دست ما است: بیماری همچنان با سرعتی تاسف بار در حال جولان است بار مرگ و میر در تمامی جوامع سنگین و غیرقابل اغماض است؛ راه های پیشگیری قطعی هنوز به طور عملی و عام در دسترس نیستند؛ و مهمتر از همه هیچ داروی معجزه آسا و اکسیری برای این بیماری وجود ندارد، آن چه بیش از همه مرا برای نگارش این جملات واداشته همین حقیقت آخر است. فعالیت های شایان توجه پژوهشی در سراسر جهان انجام شده  و هنوز در حال تداوم هستند؛ فعالیت هایی خیره کننده و امیدبخش، نتایج متعددی نیز از این پژوهش ها منتشر شده اند اما آن چه حایز اهمیت است عدم اثبات اثربخشی تام و تمام دارویی است که بتواند بازی ناجوانمردانه طبیعت را به نفع حیات انسان برگرداند.  

از هیدروکسی‌کلرکین و آزیترومایسین تا رمدسیویر، فاویپیراویر، سوفوسبوویر "ترکیب شناخته شدهاش سووداک" اینترفرونهای مختلف "مانند ربیف، آوونکس، رسیژن، زیفرون و ..." ایورمکتین، دگزامتازون و سایر ترکیبات کورتیکواستروییدی، داکسی سایکلین، توسیلیزومب "اکتمرا یا تمزیوا" فاموتیدین و ایمونوگلوبولین داخل وریدی (IVIG) و نهایتا مکمل ها و ویتامین های مختلف، هیچ یک برگ برنده نیستند.  

تک تک مستندات علمی از ابتدای اپیدمی بررسی شده اند: هنوز تحقیق و پژوهشی که به طور موشکافانه و دقیق اثربخشی این داروها را بررسی کرده و اثری خارق‌العاده و موثری در کاهش چشمگیر ابتلای به ویروس، پیشروی از بیماری و نهایتا مرگ و میر را در ابعادی وسیع به اثبات رسانده باشد وجود ندارد، تمامی مقالات علمیِ آزموده و داوری شده که محک خورده و اعتبارسنجی شده باشند، مورد مداقه گرفته اند و هر گونه فعالیت پژوهشی دور از چشم باقی نمانده است. مقالات متعددی منتشر شده اند اما نزدیک به تمامی آنها تکرار مکرر تئوری های علمی آزموده نشده یا مطالعاتی با ساختار تحقیقاتی مورد بحث و اشکال هستند.  

تعداد محدودی کارآزمایی بالینی با طراحی مناسب و حجم نمونه کافی و مهمتر از همه با انتخاب درست بیماران و آزمودنی ها صرفا برای دو یا سه داروی مورد بحث در دسترس هستند اما برای تمامی ترکیبات دارویی این گونه نیست، در طی جستجو در پایگاه های علمی مختلف و معتبر به حجم انبوهی از مقالات برمی‌خوریم که همان گونه که ذکر شد تکرار چندین باره ی مکرراتی هستند که در میان این سیاهه مقالات هیچ چراغی را روشن نمی کنند، در همان معدود مطالعات نسبتا درخور نیز بسیاری دارای اشکالات عدیدهای هستند که امکان نتیجه گیری مطلق را از محافل علمی می گیرند. مشخصا ترکیبات بسیار کمی هستند که تاحدودی در سیر بیماری تاثیرگذار بوده اند ولی این اثر نیز اثری خیره کننده نبوده است.  
اگر بخواهیم مصداقی و صریح صحبت کنیم درباره دارویی مانند رمدسیویر تعداد کارآزمایی های بالینی تصادفی شده با طراحی و بنیان مناسب "و نه تمام مقالات منتشر شده که شرایط فوق را ندارند" کمتر از انگشتان یک دست است که در دو سه مورد اثری خفیف در سیر بیماری و در یک مورد اثری اندک بر مرگ و میر دیده شده است اما همگی دارای سوالات و نقاط مبهم متعدد.  

درباره دارویی مانند فاویپراویر این تعداد به یک مقاله هم نمی رسد که نتایج همگی ناامیدکننده بوده است. دارویی مانند سوفوسبوویر یا ترکیبات آن، حدود سه مقاله با تعداد بسیار اندک بیماران حاضر در مطالعه و یک مورد بدون طراحی تصادفی "که بسیار مهم و غیر قابل اغماض است" و یک مورد مطالعه گذشته نگر با تفاوت هایی غیرقابل چشم پوشی موجود هستند که با جمع تمامی آنها پزشکی مبتنی بر شواهد نمی تواند بر ارایه‌ آن به عنوان دارو صحه بگذارد، داروی ضدانگل ایورمکتین بیش از آن که عملا در بالین و بر روی بیماران آزموده شده باشد بر روی محیط های کشت سلولی بررسی شده است. آن چه در بالین از آن در دست داریم مطلقا قابل اعتنا نیست.  

انواع اینترفرون ها نیز داستانی چندان متمایز ندارند. کارآزمایی ای ثبت شده متعدند ولی آن چه منتشر و داوری شده و مورد قبول محافل علمی بدون تعارض معنوی و تضاد منافع قرار گرفته، هنوز در حدی که به عنوان توصیه ای مطلق قابل ظهرنویسی باشد نیست هر چند اطلاعات موجود تا حدودی به نفع آن باشند. درباره سایر موارد دارویی موضوع اصلا ارزش مباحثه بر روی نتایج را نیز ندارد. در مورد داروهایی که هنوز در دسترس نیستند نیز صحبتی نمی کنم.  

پس نتیجه همان است که در ابتدا ذکر شد: معجزه‌ی دارویی نـه، اما امید بلی.

حال در این آشفتگی و درماندگی همان داروهایی که هیچ کدام اکسیر و حتی شبه اکسیر هم نبوده اند در کوچه و پس کوچه ها نامشان دهان به دهان می‌چرخد و در کف خیابان ها، پستوی خانه ها و زیرزمین انبارها دست به دست می شود، قیمت ها نجومی و غیرقابل باور هستند. هر روز خبری از مصادره و کشف داروها از این جا و آن جا شنیده می شود. داروهای به اصطلاح برند خارجی با محتویاتی مورد شک و گاهی مشخصا تقبلی از این سو و آن سو تهیه می شودف داروهایی تولید داخل نیز در عرض چند روز موجودیشان به صفر می رسد. مجوز تولید دارو در ایران صادر می شود اما همان دارو نیز به طرز عجیبی با قیمتی چند برابر بدون اطلاع سازنده و مراکز ذیصلاح در پیاده روها فروخته می شوند.  

وزارت بهداشت با اتخاذ تمهیداتی توانسته است که توزیع این داروها را لااقل در مراکز دولتی با سهمیه بندی حفظ کند اما مشخصا این موضوع اقناع کننده و مکفی نیست. هر روز به دنبال یک مصاحبه مانند آن چه در محافل حراج تابلوهای شاهکار و نایاب دیدهایم سمت و سوی جامعه به جهات مختلف می چرخد.

چرا!؟ چرا باید هنوز حقیقت علمی دارویی اثبات نشده این گونه در آشفتگی به سر بریم. نه فقط در ایران بلکه در سراسر دنیا. یکی از جواب‌های آن مشخص و مبرهن است، بسیاری از این اتفاقات که نتیجه ای این چنینی داشته همگی از سرخیرخواهی بوده اند، بسیار از سر دلسوزی با کشف کوچک ترین بارقه های امید با شور و شوق نتایج را بیان کرده اند اما غافل از این که توصیف اخبار کاملا تخصصی می تواند عواقبی به دنبال سوء برداشت در افراد غیرمتخصص ایجاد کند، از اثربخشی دارویی بر روی همستر یا موش یا کشت سلول های vero صحبت می کنید و جامعه آن را به حجم انبوه انسان ها تسری میدهد. از "نسبت خطر و شانس غیرمعنادار" صحبت می کنیم و جامعه فقط  قدرمطلق های عددی را در ذهن نگاه می دارد.  

علت دیگر سودجویی و صفت قابیلی درصدی از نوادگان آدم است. سودجویانی که بر سر جان هم با لذت معامله می کنند و ککی هم آن ها را نمی‌گزد، دلیل دیگر، مرگ و میر فزاینده و میزان ابتلای سرسام آور است که فرصت برای تصمیم گیری نمی گذارد و بسیاری از سر استیصال مانند مستغرقی در آبی خروشان به هر آن چه در دسترس دارد چنگ می اندازد حتی اگر آن چه در درسترس است ناجی او باشد و او را نیز با خود به زیر می کشد.

آن چه مسلم است بزرگترین عامل برای کاهش مرگ و میر بدون هیچ شک و شبه های در جهان امروز کاهش موارد ابتلاست. تمامی اقدامات دیگر در مجموع حتی  نمی توانند نقش سیاهی لشگر یا حتی آکسسوار صحنه را ایفا کنند، پس آن چه را که باید با تمام وجود و با تمام امکانات حتی با اتخاذ تدابیر امنیتی، دنبال کنیم قطع زنجیره انتقال است و کاهش موارد ابتلا و نه سرمایه گذاری و هدردادن منابع دارویی و مالی در پی درمان ها و داروها در کف پیاده روها. این موضوع باید مجدانه و تکصدایی دنبال شود.  

تریبون از دست انتشار بی‌واسطه و بی کنترلِ پیشنهاد درمان های متنوع به مردمِ چشبهراه و درمانده گرفته شود و موکدا بر حقایق کنترل بیماری تاکید موکد شود:

جز دوری از اجتماع تا حدی که مقدور است، استفاده درست، مکرر و مدام از ماسک و پوشش های تنفسی، حفظ فاصله ی مناسب، بهداشت دست و قرنطینه کردن صحیح افراد مبتلا، مشکوک و مواجهه یافته، در کنار تامین معاش اقشار آسیب ‌پذیر هیچ راه بهینه و مثمرثمر دیگری فعلا به طور همه‌ گیر در دسترس نیست و تنها چیزی که همه گیر است این ویروس تازه به دوران رسیده ی لنگرانداخته است. ایرنا

پایان پیام/

مطالب مشابه