طرح شهید سلیمانی باعث کاهش زیاد مرگ و میر کرونایی شد
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، کرونا چند وقتی است با شکل و شمایل بروز شده خود جولان می‌دهد و متولیان حوزه سلامت کشور نیز مردم را همواره به رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی و  تکمیل فرایند واکسیناسیون تشویق می‌کنند.

در مدت دو سالی که از عمر این نوزاد شوم می‌گذرد اقدامات زیادی در کنترل و مهار کرونا صورت گرفته و در مقاطع مختلف نتایج گوناگونی به دست آمد، یکی از مهمترین اقدامات و طرح ها در مسیر مدیریت کرونا در کشور طرح غربالگری و کنترل کرونای شهید قاسم سلیمانی بود، طرحی که به همت نیروهای بسیج، هلال احمر، سپاه و... اجرا شد و به صورت محله به محله و از طریق پایش و کنترل فرد به فرد افراد مبتلا و اطرافیان آنها در کل کشور و نقاط روستایی و دور افتاده اجرا شد و در برهه‌ای که این طرح عملیاتی شد نتایج خیلی خوبی به دنبال داشت به شکلی که آمار مبتلایان و مرگ و میرها به شدت کاهش پیدا کرد.

برای واکاوی اجرای طرح شهید سلیمانی و نتایج آن در گذشته و علل توقف این طرح با حمید سوری استاد اپیدمیولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رئیس کارگروه بهداشت و پیشگیری قرارگاه عملیاتی ستاد ملی مقابله با کرونا و از طراحان اصلی طرح کنترل و مدیریت کرونای شهید سلیمانی به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

_ آقای دکتر! شما به عنوان یکی از طرحان اصلی طرح شهید سلیمانی از سرانجام این طرح برایمان بگویید، چرا این طرح متوقف شده است؟

عملا از فروردین 99 دو ماه بعد از شروع اپیدمی کرونا در کشور پایه ریزی شد و بر اساس تحقیقات و مطالعاتی بود که در تهران بزرگ انجام دادیم و دانش اپیدمیولوژی و تجربیات بین‌المللی بود، به مروز زمان با همکاری اساتید مختلف و مشارک بسیج جامعه پزشکی این طرح تکمیل شد و ابعاد علمی مربوطه مورد توجه قرار گرفت. در ابتدا مقاومت‌هایی در اجرای طرح وجود داشت اما با مشارکت بسیج و تفاهم نامه‌ای که با وزیر بهداشت وقت شد از اواخر آبان ماه 1399 طرح به اجرا در آمد.

طرح سه بخش حمایتی،نظارتی و مراقبتی داشت و اساس آن محله محوری و مشارکت مردمی بود. این مشارکت مردمی در قالب بسیج محلات صورت گرفت و به واسطه بسیج سازمان یافته این کار صورت گرفت و نیروهای بسیجی با کمک کارکنان وزارت بهداشت، هلال احمر و دیگران طرح  به اجرا درآمد. شروع طرح در خراسان رضوی آغاز شد و بلافاصله در سطح کشور توسعه پیدا کرد.

از نتایج طرح که تا اواخر سال 99  یعنی حدود 4 ماه پیگیری شد نشان دهنده این بود که  تاثیر زیادی در کاهش مرگ و میر داشت؛ به طوری که از 480 کشته در روز در پایان آبان به کمتر از 50 مورد در مدت دو هفته رسیدیم و ارتفاع اپیدمی به سرعت پایین آمد و در فاصله پیک سوم و چهارم که اجرا شد، یعنی زمانی که بیشترین فاصله‌ای است که کشور تجربه کرده بود. استمرار طرح باعث شد که پیک چهارم را با وقفه طولانی تری تجربه کنیم.

متاسفانه بعد از تعطیلات نوروز 1400 یکی از معاونت‌های وزارت بهداشت نامه‌ای به استانها فرستادند مبنی بر اینکه طرح شهید سلیمانی خاتمه یافته است با پیگیری‌های وزیر وقت بهداشت آن را نامه را کان لم یکن کردند اما دیگر عملا طرح جایگاهی که باید پیدا کند نکرد، هر چند در استان سیستان و بلوچستان در تیر و مرداد 1400 بنده به عنوان نماینده تام الاختیار وزیر تلاش کردیم اجزای طرح را به اجرا در آوریم و نتیجه آن این شد که هنوز هم در استان سیستان و بلوچستان موارد مرگ و بستری به حداقل ممکن برسد.

در 7 ماه گذشته تعداد مرگ روزانه در سیستان وبلوچستان با حدود 3.5 میلیون نفر در بیشتر روزها صفر مورد بوده است و بستری‌ها به شدت کاهش پیدا کرد. اما متاسفانه علی رغم اینکه در دولت جدید مسئولان بهداشتی قول احیا و تقویت طرح شهید سلیمانی دادند، از آن موقع عملا حرکتی که جدیت اجرای طرح را داشته باشد صورت نگرفته است.

در آذر ماه سال جاری نیز با کمک و همراهی کارشناسان وزارت بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا طرح شهید سلیمانی را با هدف حرکت به سوی زندگی عادی در کرونا به روز رسانی کردیم اما عملا یک بخش کوچکی از طرح در حال انجام است و ماهیت و جان و روح اصلی طرح که می‌توانست کمک کننده و موثر باشد متاسفانه به اجرا در نیامده است.

امیدوارم پاسخ مناسبی را دریافت کنیم و باید توقف آن را از مقامات وزارت بهداشت پرسید. فقط یک پوسته و صورت از طرح شهید سلیمانی وجود دارد در حالی که اجزای طرح که می‌توانست برای کشور و نظام ما یک افتخار ملی محسوب شود کنار گذاشته شد، بدون اینکه دلائل آن را بگویند!

این طرح دوبار امتحان خود را در کشور پس داده بود، اینکه چرا از طرح الگو گرفته نمی‌شود برای بنده نیز تعجب آور بود. این طرح من در آوردی نیست و همه پایه محکم و علمی دارد و می‌توانست و می تواند به عنوان یک بسته جامع مدیریت اپیدمی باشد و فعلا به عنوان  تنها گزینه جامعه مدیریت اپیدمی است که روی میز قرار دارد، ما اگر گزینه دیگری روی میز داشتیم بحثی نبود و می‌گفتیم ادغام می‌کنیم و یکی را کنار می گذاشتیم اما به عنوان یک گزینه مورد بی مهری قرار گرفت و هرچه در باره دلیلش سئوال کردیم  پاسخی نگرفتیم.

_ آقای دکتر! با توجه به اینکه شما به عنوان یک اپیدمیولوژیست در دوسال گذشته فعالیت داشتید، در شرایط فعلی احساس می‌شود جز اینکه مردم را به تزریق دُز سوم ترغیب کنیم سیاست دیگری برای مهار اپیدمی نداریم؟در این باره توضیح دهید.

مهار اپیدمی و کنترل آن، یک رویکرد علمی و اصول پایه‌ای دارد که کسانی که در حوزه اپیدمیولوژی تخصص دارند و کار کردند می‌توانند کمک کنند؛اما متاسفانه افراد در این حوزه از صحنه تصمیمات اجرایی فاصله گرفته شدند و نقش زیادی ندارند، اولا داده‌های لازم  و مورد استفاده در اختیارشان قرار نمی‌گیرد تا تحلیل درستی داشته باشند و ارزیابی تحلیلی درستی داشته باشند.

دوم اینکه متاسفانه مقداری بوی جدایی در حوزه های مربوطه بیشتر می‌آید تا بوی وصل و بیشتر دنبال جدا کردن هستند. در دنیا تجربیات موفقی داشتیم اما اینکه ما آن را کپی کرده و در کشور به اجرا در آوریم و انتظار همان نتیجه را داشته باشیم خیال خامی است؛ یا اینکه تمام آرزوهای خود در مهار کرونا را در سبد واکسیناسیون ببینیم نیز کاملا اشتباه است، واکسیناسیون یکی از اجزای لازم و مداخلات محسوب می‌شود و بقیه اجزا مثل بیماری یابی فعال، کمپین‌های لازم برای تغییر رفتار، مشارکت حداکثری سازمانی و بین بخشی و مشارکت مردم و یا استفاده از فناوری‌های نوین، مولفه‌هایی هستند که به آنها کم توجهی شده است.

اما نمی‌دانم چرا پاسخی نمی‌گیریم، بیشتر سکوت را شاهدیم تا پاسخ! بنده هم معتقدم وزارت بهداشت در یک بلاتکلیفی در مهار و مدیریت اپیدمی بسر می‌برد، جز تلاش برای انجام واکسیناسیون در صورتی که حتی اگر در 90 درصد جامعه واکسیناسیون کامل صورت گیرد هیچ تضمینی وجود ندارد که شاهد مهار اپیدمی باشیم یا مشکلات اپیدمی حل شود، کما اینکه زمانی دچار این خوش خیالی کاذب شدیم و فکر کردیم اگر واکسیناسیون تقویت شود اپیدمی خاموش می‌شود اما دیدید با واریانت امیکرون کشور به چه تشنجی اپیدمی مبتلا شد.

_ آقای دکتر! رنگ بندی وضعیت کرونایی شهرها چه معیاری دارد؟

یکی از اشتباهی که رخ داده و دلیلش این است که افرادی این سیاست را اتخاذ کردند این کاره نبودند و درک درستی از مفاهیم اپیدمیولوژی نداشتند، همین خطاهای مربوط به رنگ بندی بود. رنگ بندی سیاستی است که بیشتر برای مدیریت اپیدمی به درد می‌خورد تا اعلام روزانه و هفتگی.

اینکه رنگ بندی را صرفا بر اساس یکی از متغیرها یعنی بر میزان بستری تعریف کنیم کاملا اشتباه است. کسانی که این را گذاشتند افراد متخصص این رشته نبودند و بیشتر دوستانی بودند که در آی سی یو و نرم افزار ماسک کار کرده بودند چه استدلال علمی داشتند، از بنیان غلط بوده و از روز اول ما مخالفت کردیم اما کم توجهی شد، این طور نیست که ما هیچ معیاری نداشته باشیم بلکه باید از شاخص‌های درست استفاده کنیم تا سنجش خطر را به صورت علمی بسنجیم نه اینکه بر اساس یکسری شاخص‌های اشتباه.

_ آقای دکتر! نقش بیماری یابی در کنترل کرونا موضوعی است که همواره مورد تاکید متخصصان بوده است؛اکنون این پرسش مطرح است که چرا بیماریابی خوب صورت نمی‌گیرد؟

متاسفانه برخی دوستان تصور می‌کنند بیماری یابی فقط یک فرایند بالینی و شخصی است، در صورتی که کالا اشتباه است. برای بیماری فعال کاربرد بهداشت عمومی و اپیدمیولوژی داریم نه فقط برای بیماری و اینکه ببینیم بیماری تستش مثبت است یا منفی، این نیز از مقولاتی است که درست درک نشده و کم توجهی به آن می‌شود. هزینه‌ای که برای بیماریابی فعال صورت می‌گیرد نسبت به سودی که از آن می‌بریم ناچیز است. تصور اینکه بیماریابی فعال پر هزینه است کاملا اشتباه است و یکی از نقایص این است که بیماری یابی فعال نداریم.

_ آیا واکسن گریزها در گسترش بیماری موثر هستند؟

این افراد چند دسته هستند. یک گروه افرادی هستند که با هر نوع واکسیناسیونی مخالف بوده و اینها درصد ناچیزی از واکسن گریزها هستند. درصد قابل توجه آنها کسانی هستند که نیاز است اقناع شده و مطمئن شوند سودی که از واکسیناسیون می‌برند از ضررش بیشتر است، در خصوص واکسیناسیون کودکان هنوز اتفاق نظری در بین متخصصان و کارشناسان وجود ندارد که آیا این واکسن‌ها بی خطر است؟ به نظرم صرف هشدار دادنها نمی‌تواند اثربخش باشد، بلکه اثر موقت دارد، القائات گروه ضد واکسن کمرنگ شده است یعنی ابتدا تعدادی دنبال آنها بودند اما اینها کم کم،کم تعداد شدند اما باید اقناع سازی کنیم و به سئولات آنها در خصوص واکسن پاسخ دهیم.

دوره‌ای که ما تصور کنیم با پنهان کردن اطلاعات و نتایج مطالعات و داده‌ها بشود مردم را در ناآگاهی نگه داشت گذشته، اگر مردم نتوانند از مجاری علمی موثق پاسخ بگیرند به مجرای غیر رسمی مراجعه می‌کنند.

_ آقای دکتر! با توجه به اینکه به سمت پایان سال و تعطیلات نوروز می‌رویم شرایط را چگونه پیش بینی می‌کنید؟

اولا الگوهایی که در سایر کشورها به لحاظ پیک امیکرون بوده، نشان می‌دهد دامنه پیک ما خیلی نخواهد بود و امیدواریم تا حدود دو هفته دیگر باشد؛ اما این هیچ عدد و رقم قابل اطمینانی نیست بلکه برآوردی بر اساس شواهد وجود است، طبیعتا هر چه قدر مداخلات و اقدامات موثری انجام دهیم می‌توانیم ارتفاع قله و دامنه این پیک را کوتاه‌تر کنیم.

_ برای کنترل شرایط کرونایی موجود باید چه مداخلاتی انجام گیرد؟

در پیک ششم و واریانت امیکرون دچار مشکل فشار زمان هستیم؛ یعنی نمی‌توانیم اقدامات دراز مدت را برنامه ریزی کرده و انجام دهیم که در طولانی مدت از آن نتیجه بگیریم، بلکه باید اقدامات سریع، زود بازده و عملیاتی و انجام پذیر باشد.مثلا ما گروه‌های پر خطر را به سرعت شناسایی کرده و مراقبت ویژه انجام دهیم.

دوم اینکه کانون‌های پر خطر را در کشور شناسایی و اقدامات مداخله‌ای را اجرا کنیم.

سوم اینکه تیم‌های واکنش سریعی را که بدون دلیل منحل کردیم را احیا کنیم و اینها بتوانند به جلوگیری از انتشار ویروس کمک کنند.

بیاییم در محل‌های پر خطر یکسری اقدامات قانونی انجام داده و با افزایش فشار اجتماعی و یا اجباری کردن و ایجاد محدودیت ایجاد کردن، بار مسئله را کم کنیم. اینکه بگوییم آموزش دهیم، آموزش خیلی خوب است اما آموزش‌های معمول اثر بخشی دراز مدت دارد و در این دو سه هفته خیلی نمی‌تواند کمک کننده باشد.

_ آقای دکتر! با توجه به تعطیلات نوروزی و عدم محدودیت در مسافرتها، آیا بعد از تعطیلات با موج جدیدی روبرو نمی‌شویم؟


معتقدم نمی‌توانیم نظر عمومی بدهیم تعطیلات آزاد است، بلکه باید در مناطق مختلف سنجش خطر کنیم و بینیم که کجا پرخطر یا کم خطر است؛ البته نه بر اساس رنگ بندی، بلکه بر اساس شاخص‌ها یا متغییرهای اساسی در وضعیت اپیدمی باید مشخص شود، وقتی این کار را کردیم متناسب بر اساس سطح خطر تصمیم مقتضی گرفته شود. فارس

پایان پیام/

مطالب مشابه