بیش از ۵۴ هزار ویزیت و ۳۰۰ جراحی رایگان در کارنامه درخشان دکتر لعبت گرانپایه
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون، لعبت گرانپایه بانوی پزشک واقف و فداکار ایرانی است که امسال نامزد دریافت جایزه مردمی سال  شده است چرا که او در قالب یک تیم پزشکی در ۵۴ هزار ویزیت و یک هزار و ۵۰۰ جراحی رایگان در مناطق محروم کشور شرکت کرده و خود بیش از ۳۰۰ جراحی را رایگان انجام داده است، زندگی این بانوی و مادر پزشک نیکوکار به واسطه فعالیت‌های خیرخواهانه‌ پر از نکته‌های ناب و جالبی است که خواندن آن خالی از لطف نیست.
 
وی متخصص جراح عمومی و عضو هیئت علمی علوم پزشکی تهران و دبیر «مجمع داوطلبان درمانگر» است. گرانپایه در سال ۶۲ کنکور داد و موفق شد وارد رشته پزشکی شود. بعد از اتمام دوره پزشکی عمومی توان در  اواخر سال ۶۸ وارد تخصص جراحی عمومی شد.

_به عنوان یک زن جراحی سخت و طاقت فرسا نیست؟ از سختی‌های پزشکی و جراحی عمومی برای یک زن و مادر برایمان بگویید.

جالب است بدانید در سال ۶۹ که من میخواستم دوره های رزیدنت جراحی عمومی را شروع کنم کمتر از انگشتان یک دست خانم جراح وجود داشت و با مقاومت های بسیاری برای ورود زنان به رشته جراحی عمومی مواجه می‌شدیم و در بین هم‌ دوره‌های خودم من تنها زنی بودم که بین ۲۷ مرد وارد دوره جراحی عمومی شده بودم.

همچنین استادان و پرسنل بخش ها همه با مخالفت با من برخورد می‌کردند چرا که از نظر آنها یک خانم نمی‌توانست جراح عمومی باشد و من و چند نفری که بعد از من وارد جراحی عمومی شدند با چنگ و دندان جنگیدیم تا ثابت کنیم که خانم ها نیز پا به پای مردان می‌توانند متخصص جراحی عمومی شوند و حتی در مواردی ظرافت دست خانم ها باعث موفقیت بیشتر می‌شود.

به تدریج برای استادان به اثبات رسید که با وجود تمام سختی‌ها، کشیک ها، بی خوابی ها و برخورد با بیماران چاقو خورده، گلوله خورده و تصادفی خانم ها نیز می‌توانند در رشته جراحی تحصیل کنند و به تدریج سیستم درمانی و وزارت بهداشت به این نتیجه رسیدند که جراح زن نیز در کشور نیاز داریم تا کرامت بیماران حفظ شود و بیماران خانم باید این امکان را داشته باشند که جراح زن انتخاب کنند و مجبور نباشند به جراح مرد مراجعه کنند.

دوران انترنی همزمان با جنگ تحمیلی بود و باید مجروحان جنگی را درمان می‌کردیم و گاهی در بیمارستان شریعتی که کار می می‌کردم، بیش از ۳ تا ۴ ساعت پانسمان مجروحان طول می‌کشید و در آن زمان ما ۲ انترن جراحی بودیم و باید مجروحان را که در تمام سه طبقه بیمارستان شریعتی بستری بودند پانسمان می‌کردیم و با وجود همه این سختی‌ها، علاقه من نه تنها به جراحی کم نمی‌شد بلکه احساس می کردم نیاز است که خانم‌ها نیز وارد جراحی شوند و در نهایت پس از فارغ التحصیلی دوران طرح را در شهر خودم در محلات گذراندم.

_چه شد که سراغ کارهای داوطلبانه و جراحی رایگان در مناطق محروم رفتید؟ تاکنون چند سفر در قالب کاروان پزشک برای خدمت رایگان داشته‌اید و چه تعداد ویزیت و جراحی رایگان انجام داده اید؟

پس از گذشت زمان عضو هیئت علمی علوم پزشکی تهران در بیمارستان سینا شدم اما احساس می کردم که فعالیت آموزشی و علمی یک وجه کار است و وجه دیگر قضیه خدمت به هموطنان است و علاقه داشتم وارد کارهای داوطلبان شود و خوشبختانه از سال ۹۰ «گروه مدد» را سازمان نظام پزشکی تشکیل داد و من با این گروه همراه شدم و آرزوی دیرینه من برای درمان بیماران ای در نقاط دورافتاده کشور محقق شد تاکنون ما ۳۰ سفر سه روزه با بیش از هزار و ۵۰۰ جراحی و ۵۴ هزار ویزیت رایگان سراسر کشور داشتیم و من خود به شخصه بیش از ۳۰۰ جراحی رایگان را انجام داده‌ام.

در طول سفر هم بیماران را ویزیت می‌کنیم و  بیمارانی که نیاز به جراحی داشته باشد کار جراحی آنها را انجام می‌دهیم و بیمارانی که نیاز به ارجاع به شهرهای بزرگ داشته باشند آنها را به مراکز درمانی استان یا شهر تهران ارجاع می‌دهیم من در طول سال گذشته بیش از ۸۰ کودک شیرخوار را ختنه کردم و به کمک تیمی که اعزام می‌شویم کودکانی که نیاز به جراحی داشتند جراحی می‌کنیم و تا حد توان و هر جا که نیاز باشد به مردم خدمت رسانی می‌کنیم.

_شما کارهایی در زمینه پیگیری از سرطان سینه نیز انجام می‌دهید، در این باره برایمان توضیح دهید.

ما از سال ۸۶ یک سازمان مردم نهاد در حوزه سلامت زنان را راه اندازی کردیم تا به خانم ها در پیشگیری و درمان زودرس سرطان سینه اطلاع رسانی کنیم چرا که اولین عامل کشنده زنان سرطان پستان است و وقتی خانم‌ها اطلاع کافی داشته باشد در مراحل اولیه به پزشک مراجعه می‌کنند، اما در صورت بی اطلاعی اغلب بیماران در مراحل پیشرفته بیماری به پزشک مراجعه می کنند که فرصت مناسب درمان را از دست داده‌اند.

من تا کنون ۷۷ کارگاه آموزشی پیشگیری از سرطان سینه انجام برگزار کرده‌ام و در کنار آموزش ویزیت رایگان خانم‌ها را نیز انجام می دهیم و با همین روش شماری از مبتلایان به سرطان سینه را تشخیص داده‌ایم.

ما باید تلاش کنیم با افزایش آگاهی بخشی به خانم‌ها موارد مرگ و میر را کاهش دهیم چرا که ما نمی توانیم از افزایش سن خانم ها جلوگیری کنیم اما می توانیم با اطلاع رسانی کاری کنیم که بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود در بسیاری موارد حتی نیاز نیست که سینه را تخلیه یا شیمی درمانی کنیم که هزینه های بالایی برای خانم‌ها به دنبال دارد زیرا سرطان سینه موجب معلولیت جسمی، آسیب روانی و مشکلات اجتماعی می‌شود.

_در زمینه پیشگیری از سرطان سینه  به ویژه اکنون که سن ازدواج بالا رفته است و برخی از شیر دادن به نوزاد امتناع می‌کنند چه توصیه به خانم‌ها می‌کنید.

سرطان پستان از هر هشت نفر یک نفر را گرفتار می‌کند و این آمار بالای محسوب می‌شود در کشور ما به دلیل جوان تر بودن جامعه سن شیوع  پایین تر بوده و این مسئله یکی از فاکتورهای خطر محسوب می شود که خانم‌ها باید عوامل خطر ابتلا به سرطان سینه را از خود دور کنند خانم بودن و افزایش سن را نمی توان تغییر داد اما خانم‌ها باید بدانند که ازدواج به موقع و شیردهی در پیشگیری از سرطان سینه موثر است خانم‌هایی که بالای ۳۰ سال ازدواج می کنند یا به فرزندشان شیر نمی‌دهند خطر ابتلا به سرطان سینه در آنها بالاتر است همچنین باید از مصرف غذاهای چرب و سرخ کردنی پرهیز شود.

متاسفانه مصرف سیگار و الکل در جامعه بالاتر رفته است و این موضوع  ابتلا به سرطان ریه، گوارش و پستان را افزایش می‌دهد و این عادت بد باید حذف شود همچنین ورزش و تحرک بدنی در پیشگیری از بروز انواع سرطان‌ها موثر است افزون بر این باید داروهای هورمونی زنانه کمتر مصرف شود و خانم ها باید مراقبت‌هایی را انجام دهند و در این راستا از ۲۰ سالگی باید ماهیانه یک بار پس از عادت ماهیانه معاینه انجام دهند آموزش نحوه معاینه را از یک جراح به یاد بگیرند و بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی، سالی یکبار و از ۳۰ سالگی ۶ ماه یکبار به جراح مراجعه کنند و از چهل سالگی هر ۲ تا ۳ سال یکبار و بین ۵۰ تا ۶۰ سالگی، سالی یکبار ماموگرافی انجام شود اگر تا این زمان ماموگرافی طبیعی بود تا پایان عمر هر سه سال یکبار باید ماموگرافی تکرار  شود.

اگر همه خانم‌ها به این توصیه‌ها عمل کنند حتی اگر به سرطان سینه مبتلا شوند ضایعات را زیر یک سانتیمتر شناسایی می کنیم در این صورت حتی نیاز به تخلیه سینه و شیمی درمانی نیست و هزینه و طول عمر فرد طبیعی خواهد بود و این نتایج مثبتی به دنبال دارد و سلامت جامعه و استحکام خانواده را تضمین می کند.

_ نقش زن و مادر در خانواده را چگونه می‌بینید؟ زندگی یک بانوی جراح چگونه است و چطور توانستید در کنار حرفه جراحی با وجود سفرهای بسیار مادر و همسری نمونه باشید؟

 من به جرأت می‌توانم بگویم بخش اعظم موفقیت‌هایم به پشتوانه مادر و همسرم بوده است، من سال ۷۶ ازدواج کردم و یک دختر ۱۵ ساله به نام ملیکا دارم و در سفرهای سه روزه که به شهرهای دیگر می رفتم مادر و همسرم از دخترم مراقبت می‌کردند چرا که وقتی این کار داوطلبانه را آغاز کردم دختر من حدود هفت سال داشت و سختی مراقبت از فرزندم را مادر و همسرم به دوش می‌کشیدند.

پشتوانه مادر بسیار ارزشمند است و من  در کارگاه های آموزشی همیشه می‌گویم مرسوم است که وقتی کودکی پدر خود را از دست می‌دهد به او یتیم بگویند اما من به قطع یقین بر این باورم فرزندانی که مادر خود را از دست می دهند یتیم می شوند چرا که مادر مانند ستونی برای خیمه زندگی محسوب می‌شود  و وقتی ستون زندگی بیفتد خانواده از هم می‌پاشد و با همین نیت تلاش کردیم تا مادران را سلامت نگه داریم و انگیزه زندگی در آنها ایجاد کنیم و خانم ها و مادران باور داشته باشند که باید به خود اهمیت دهند وقتی مادر خانواده سالم باشد خانواده مستحکم خواهد بود که در نتیجه آن جامعه سالم و موفقیت خواهیم داشت.

همسرم در طول زندگی کمک بسیاری به من کرده و همیشه نقش حامی داشته است و کارهای اجرایی بسیاری از کارگاه‌های پیشگیری از سرطان سینه در شهرهای مختلف کشور را  انجام داده و شرایط را به گونه ای فراهم کرده است که من بتوانم به مردم خدمت کنم و در کار و زندگی همکاری بسیاری با من داشته است.

من معتقدم هرکس در کار خود موفق است یار و همراهی ایثارگر دارد که با او همکاری کرده و از سهم خود گذشته است تا او به موفقیت برسد و من همین جا از حمایت های پشتیبانی های چنیدین ساله مادر و همسرم و همراهی دخترم قدرانی می‌کنم و دست مادرم را می‌بوسم چرا که فرزندان هر چه دارند از گذشت و ایثار و فداکاری پدر و مادرشان است.

 _چطور سعی کردید درس ایثار و فداکاری را به فرزندتان بیاموزید؟ آیا دخترتان در سفرهای شما همراهتان بوده است؟

 در چندین سفر دخترم را با خود بردم تا روحیه گذشت و فداکاری را بیاموزد و اینکه چگونه انسان باید از شرایط آسان زندگی فاصله بگیرد و شرایط سخت زندگی دیگران را ببیند و زیاده خواه نباشد که خوشبختانه این سفر‌ها در روحیه دخترم بسیار تاثیر مثبت گذاشته است و او علاقه بسیاری برای کمک به دیگران دارد. همچنین در این سفرها قناعت کردن در زندگی و کنار آمدن با محرومیت‌ها را بیاموزد و او از دوران کودکی از حق خود گذشته است تا من به دیگران کمک کنم و سعی کرده ام به این شکل مستقل بار بیاید و خودش درسش را بخواند و مثل بسیاری از کودکان که مادرشان تمام کتاب درسی را برای آن‌ها دیکته می‌کند عمل نکردم و و او را مستقل بار آوردم. چرا که خودش باید یاد بگیرد به تنهایی درس بخواند همینطور که من از کودکی اینگونه درس خواندم.

_ خاطره خوش و شیرینی از سفرهایتان به مناطق محروم دارید؟

سفر‌ها همه پر از خاطره است اما خاطره سفر‌هایی که توانستیم جان کسی را نجات بدهیم بسیار شیرین‌تر است. به عنوان مثال در سفر به بافت ما در چادری بودیم که متوجه شدیم دختربچه‌ای در رود افتاده و ۳۰ متری آب او را با خود برده است. جوانان هلال احمر این دختر بچه را از آب گرفتند و تیم ما کار احیا را انجام داد و این کودک نجات پیدا کرد و ما خوشحال بودیم و حتی می‌گفتیم انگار ما مامور بودیم امروز اینجا باشیم تا جان این کودک را نجات دهیم. یا در سفر به سنندج خانمی آسیب شریان گردنی دیده بود و شدیدا خونریزی داشت و به حال مرگ افتاده بود ما توانستیم خونریزی را ببندیم و این خانم نجات پیدا کرد.

_توصیه شما به دانشجویان و کسانی که قصد دارند پزشکی را انتخاب کنند چیست؟

 تحصیل در پزشکی فشار اقتصادی، کاری و درسی به دانشجویان وارد می‌کند، اما اگر من به دوران کنکور برگردم باز هم رشته پزشکی و تخصص جراحی را انتخاب می‌کنم همیشه این موضوع را به دانشجویان عنوان می‌کنم چرا که من جراحی را از کودکی دوست داشتم.

توصیه من به دانشجویان پزشکی این است که با علاقه به رشته پزشکی را دنبال کنند و برخورد مهربان صمیمانه با بیماران داشته باشند و به حرف‌های بیماران به اصطلاح دل بدهند چرا که ۵۰ درصد تشخیص درست این است که پزشک شرح حال بیمار را با دقت بگیرد درست بیمار را معاینه و ارزیابی کند اما اگر به این موضوع بی توجهی شود ممکن است پزشک در تشخیص اشتباه کند.

همچنین ما پزشکان با جان افراد از سر و کار داریم توصیه من این است که دانشجویان خوب درس بخوانند و به حرف استادان گوش دهند و بیماران زیادی را ویزیت و با دیدگاه عمیق به آن‌ها نگاه کنند و در کنار تخصص اخلاق انسانی و رفتار مناسبی داشته باشند و انسان‌های فرهیخته و حکیم باشند، وقتی فرد وقتی حکیم باشد رفتار فرد در حد عالی است و از دانش بالایی برخوردار است و این بالاترین درجه محسوب میشود و  در این صورت دانشجو با مهارت بالا و اخلاق انسانی والا توانسته است حق پدر و مادر و استاد خود وبیماران را ادا کند.
_چند وقتی است که در جامعه از درآمد بالای پزشکان حرف می‌زنند و افراد بسیاری به دنبال این هستند در این رشته تحصیل کنند، نظر شما نسبت موضوع درآمد بالای پزشکان و حواشی ایجاد شده چگونه است؟

آواز دهل شنیدن از دور خوش است. این طور نیست که همه پزشکان درآمد بالایی داشته باشند. پزشک طرحی که در شهرستان دور طرح خود را می‌گذراند ۱۰ تا ۱۴ ماه هیچ کارانه‌ای دریافت نمی‌کند و با یک حقوق دو  تا سه میلیونی زندگی را سپری می‌کند و کمتر از ۱۰ درصد پزشکان با تجربه و قدیمی که اسم و رسمی دارند و بیماران آن‌ها بسیار زیاد است درآمد‌های بالایی دارند، اما غالب پزشکان شرایط متوسطی دارند. افزون بر این کار پزشکی با استرس بالایی همراه است تحصیل در پزشکی باید با علاقه و توجه باشد و این طور نیست که پزشکان از ابتدا درآمد خوبی داشته باشند.

 _کلام پایانی و تبریک ولادت حضرت زهرا و روزن زن.

 دلم می‌خواهد دیدگاه‌های منفی که نسبت به پزشکان گذشته ایجاد شده است از بین برود و مانند گذشته احترام بین بیماران و پزشکان به وجود آید و وجهه پزشکان به شکل اولیه برگردد، چون پزشکان بیشتر وقت خود را صرف تحصیل و یادگیری و رسیدگی به بیماران می‌کنند اغلب کمتر فرصت می‌کنند برای خانواده‌ وقت بگذارند و اگر جامعه به این مسئله احترام بگذارد، یک پزشک احساس نمی‌کند که دنیا و آخرت خود را از دست داده است چرا که یک پزشک جوانی خود را صرف تحصیل و خدمت کرده است و بیشترین سال‌هایی که  افراد می‌توانند به تفریح بگذرانند صرف مطالعه می‌کند و با احترام از سوی جامعه نتایج سختی‌هایی را که کشیده است می‌بیند.

من به همه ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها را که اسوه نمونه برای همه زنان و مردان عالم است تبریک می‌گویم حضرت زهرا الگوی ایثار گذشت و فداکاری بودند و همه کار‌های ایشان برای رضای خداوند بود و هرکس که حضرت زهرا الگوی او در زندگی باشد عاقبت بخیر خیر خواهد شد. باشگاه خبرنگاران جوان

پایان پیام/

مطالب مشابه