پیشگیری از خودکشی در کادر درمان تنها یک مسئله فردی و بالینی نیست
مشاور وزیر بهداشت در امور زنان و خانواده با تاکید بر ضرورت بازنگری در نحوه مواجهه با خودکشی در زنان کادر درمان گفت: در کنار شناسایی و درمان عوامل خطر فردی، باید شرایط محیط کار، موانع کمکخواهی و عوامل سازمانی قابل اصلاح نیز بهعنوان بخشی از رویکرد پیشگیرانه مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، مریم عباسینژاد، مشاور وزیر بهداشت در امور زنان و خانواده، اظهار کرد: یکی از موضوعات مهم در پیشگیری از خودکشی در میان زنان کادر درمان، تغییر رویکرد در تحلیل و مواجهه با این پدیده است. معمولاً پس از وقوع خودکشی یا اقدام به خودکشی، پرسشها بر وضعیت روانی فرد، علت مراجعه نکردن برای دریافت کمک و توانایی او در تحمل فشارهای موجود متمرکز میشود؛ در حالی که این پرسشها بهتنهایی برای شناخت ابعاد مسئله و پیشگیری از آن کافی نیستند.
وی افزود: در بررسی خودکشی در میان کارکنان نظام سلامت، در کنار عوامل فردی باید شرایط محیط کار نیز مورد توجه قرار گیرد. فشار کاری، ساعات طولانی و شیفتهای متعدد، کمبود نیروی انسانی، مواجهه مستمر با بیماری، رنج و مرگ، خشونت و آزار در محیط کار و همچنین تعارض میان مسئولیتهای حرفهای و خانوادگی در زنان، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر سلامت روان کارکنان تأثیر بگذارند.
عباسینژاد با تاکید بر اینکه توجه به عوامل شغلی و سازمانی به معنای نادیده گرفتن عوامل فردی یا اختلالات روانپزشکی نیست، تصریح کرد: افسردگی، سایر اختلالات روانپزشکی و سابقه رفتارهای خودآسیبرسان همچنان از عوامل مهم خطر محسوب میشوند و شناسایی و درمان بهموقع آنها ضرورت دارد؛ اما پیشگیری نباید صرفاً به سطح فرد محدود شود. باید مشخص شود چه بخشهایی از فشارهای موجود قابل پیشگیری یا اصلاح هستند و سازمانها چه نقشی در کاهش این فشارها میتوانند ایفا کنند.
مشاور وزیر بهداشت در امور زنان و خانواده، موانع کمکخواهی را یکی دیگر از مسائل مهم در سلامت روان کارکنان نظام سلامت دانست و گفت: اگرچه ممکن است تصور شود پزشکان، پرستاران و سایر کارکنان درمانی به دلیل فعالیت در محیطهای درمانی دسترسی آسانتری به خدمات سلامت روان دارند، دسترسی فیزیکی به روانپزشک یا روانشناس لزوماً به معنای امکان استفاده واقعی از این خدمات نیست.
وی ادامه داد: نگرانی درباره محرمانگی اطلاعات، قضاوت همکاران و پیامدهای احتمالی حرفهای میتواند مانعی برای مراجعه بهموقع کارکنان به خدمات سلامت روان باشد. بنابراین، باید شرایطی فراهم شود که کارکنان بتوانند با اطمینان از حفظ محرمانگی و بدون نگرانی از تبعات شغلی، از خدمات تخصصی سلامت روان استفاده کنند.
عباسینژاد با اشاره به ضرورت تغییر نگاه به مسئله کمکخواهی خاطرنشان کرد: به جای آنکه تنها بپرسیم چرا فرد درخواست کمک نکرده است، باید بررسی کنیم که آیا کمکخواستن برای او امن، محرمانه و امکانپذیر بوده است. همچنین به جای تمرکز صرف بر توانایی فرد برای تحمل فشارها، لازم است عوامل قابل پیشگیری یا اصلاح و فرصتهای احتمالی مداخله را شناسایی کنیم.
وی افزود: آموزش تابآوری، خودمراقبتی و مهارتهای مقابلهای برای کارکنان سلامت ارزشمند است، اما نباید تمام مسئولیت پیشگیری را بر عهده فرد قرار داد. اگر عوامل آسیبزای قابل اصلاح در محیط کار وجود دارد، مداخله در سطح سازمان نیز باید بخشی از برنامههای سلامت روان کارکنان باشد.
مشاور وزیر بهداشت در امور زنان و خانواده، ایجاد مسیرهای محرمانه و قابل اعتماد برای دریافت خدمات سلامت روان، شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر، دسترسی سریع به ارزیابی و درمان در شرایط بحرانی و حمایت مناسب از کارکنان پس از بحران و هنگام بازگشت به کار را از جمله اقداماتی دانست که میتواند در پیشگیری از خودکشی در نظام سلامت مورد توجه قرار گیرد.
عباسینژاد همچنین بر ضرورت بررسی نظاممند موارد خودکشی و رفتارهای خودآسیبرسان در میان کارکنان نظام سلامت تاکید کرد و گفت: بررسی این موارد نباید با رویکرد مقصریابی انجام شود؛ بلکه هدف باید شناسایی عوامل فردی، شغلی و سازمانی مؤثر، شناخت نشانههای هشداردهنده و بررسی فرصتهای احتمالی پیشگیری باشد تا بتوان از نتایج این بررسیها برای اصلاح فرآیندها و جلوگیری از تکرار موارد مشابه استفاده کرد.
وی در پایان تاکید کرد: مراقبت از سلامت روان کادر درمان مسئولیتی مشترک است. کارکنان سلامت باید بتوانند نشانههای خطر را بشناسند و کمک بگیرند و سازمانها نیز باید شرایطی فراهم کنند که کمکخواهی آسان، امن و محرمانه باشد و عوامل آسیبزای قابل اصلاح در محیط کار مورد توجه قرار گیرند. نظام سلامت زمانی میتواند بهدرستی از سلامت جامعه مراقبت کند که سلامت روان کارکنان خود را نیز جدی بگیرد.
پایان پیام/
نظر خود را بنویسید