آژیر قرمزی که شنیده نمی‌شود
کیفیت آموزش پزشکی مخصوصا در سطح عمومی و تخصصی بشدت دچار مشکل شده است. 
در تبلیغات رسانه ها بشدت تخصص گرایی و بویژه فوق تخصص گرایی تبلیغ می شود.
کیفیت درمان مخصوصا در بخش دولتی به علل اقتصادی بشدت افت کرده است. 
تمامی سیاست ها در تقابل با بخش خصوصی درمان بسیج شده اند. 
تمامی سیاست ها و قوانین از طرح تحمیلی تا قوانین خارج از مرکز و مالیات و ... بشدت در مقابله با پزشکان مخصوصا بخش خصوصی تنظیم شده اند و پزشکان را تافته جدا بافته در نظر دارند. 

بخش دولتی و بخش خصوصی هر دو دیگر برای کار پزشکان ارزش اقتصادی خود را از دست داده‌اند. 
پزشکان شاغل اکنون راهی برای کارکردن ندارند چون یا مجبورند یا نیاز مادی ندارند یا به مسائل مادی بر اساس ایدئولوژی خود فکر نمی کنند یا راه دیگری برای درآمد دارند و پزشکی شغل دوم انهاست یا کار دیگری از دستشان بر نمی آید. 
در نتیجه تقریبا اکثریت پزشکان در ضمن سالهای اخر تحصیلات عمومی یا تخصصی به فکر مهاجرت هستند 
و گروهی نیز اصلا هیچگاه به طبابت نمی پردازند.
 
و در نهایت تعدادی هم بالاجبار پس از دست و پا زدن زیاد در نهایت به آخرین رتبه های فوق و فلو دست می یابند تا شاید از بازار انحصار جبران مافات کنند اگر چه نیاز به این گروه در جامعه وجود دارد ولی هدف این نیست که همه مردم باید توسط این گروه درمان شوند بلکه هدف آموزش کیفی تر رده های پایه عمومی و تخصصی است. 

گروهی نیز با پرداختن به امور زیبایی جبران عقب افتادگی اجباری اقتصادی نموده و از درمان فاصله می گیرند 
این ها همه آژیر خطر هایی هستند که مسئولین محترم خود را به نشنیدن می زنند. 

آژیر قرمز اکنون به صدا در آمده است و لازمه رفع وضعیت قرمز توجه فوری سیاست گزاران را می طلبد و گرنه در سالهای نه چندان دور و  در آینده نزدیک برای درمان باید بیمارانشان را ثروتمندان جامعه به غرب و جنوب در کشورهای ترکیه و امارات و فقرا به شرق و شمال راهی نموده و آواره کوچه پس کوچه های افغانستان و عراق و آذربایجان گردند.

تا دیر نشده فکری باید. 

پایان پیام/

1 نظر

مطالب مشابه