یک الگوریتم ساده، یک پرسش ساده‌تر و یک پاسخ صریح!
مدیریت جدید سازمان نظام پزشکی کل کشور، با شعار «تعامل» و تأکید بر موفقیت این راهکار برای بازیابی حقوق از دست رفته جامعه پزشکی، روی کار آمد. اینکه اصولا اگر روش های «شبه استصوابی» بر انتخابات سازمان حاکم نبود، و بزرگان قوم در طول زمان کم کم به این نتیجه نمی رسیدند که با روش های مرسوم مدنی و قانونی، امکان کمک به درمان مشکلات صنفی را ندارند و خود را کنار نکشیده و یا حذف نمی شدند، آیا اصلا امکان صدرنشینی مدیریت جدید وجود داشت یا خیر، بحث مفصلی است که فعلا بماند. اما، با توجه به تنگ شدن دایره «خودی»ها در سیستم مدیریت کشور و تأکید این سیستم برای جابجایی این مدیران خودی در مصادر مختلف، خیلی ها، از جمله نگارنده، امیدوار بودند که این روش، پاسخگوی نیازها و مطالبات انباشته چند دهه ای جامعه پزشکی گردد. 

خود مدیریت جدید آنقدر به دکترین خود اعتماد داشت که به صراحت از «رفتن» در صورت عدم موفقیت می گفت! اکنون، وضعیت «تعرفه» تقریبا مشخص شده و تمام نامه نگاری ها و پاسکاری های اداری، نوعی بازی «دستش ده» برای دفع الوقت است که البته بابت هر روز دیرکرد در ابلاغ رسمی آن، میلیاردها تومان سود بادآورده به جیب بیمه ها و دولت باز می گرداند!

حالا جامعه پزشکی در مقابل خود یک رقم دارد که بسادگی نشان دهنده کارنامه مدیریتی و میزان موفقیت دکترین «تعامل» است. ارقام می گویند:
افزایش امسال تعرفه، در سالیان اخیر بی سابقه بوده است!
یعنی در قیاس با 5 و 8 و 10 درصد سنوات اخیر، 24 درصد افزایش، یک موفقیت محسوب می گردد. آیا چنین تعبیری صحیح است؟ درست مثل اینکه به یک گرسنه از کشورهای محروم آفریقا، روزی یک کف دست نان بدهیم و منت بگذاریم، چرا، چون تاکنون همین را هم نداشتند! 

شخصا ادامه مسیر طب خصوصی را در کشور بقدری نا امید کننده می بینم، که از همین حالا در تدارک مراسم ختم و تعزیه آن هستم. اما پرسشم از مدیریت محترم سازمان این است:
آیا شما، این کارنامه و این «ارقام» را موفقیت قلمداد می کنید؟

پاسخ از آری یا خیر، خارج نیست. اگر آری، که البته شواهد و نرمش های اخیر نشان از این رضایت دارد، آیا این کف دست نان، حتی برای زنده نگاه داشتن آن گرسنه که سال هاست در بحران غذایی قرار دارد، کافیست؟!!! یعنی آیا همان «تاب آوری» مورد نظر جامعه پزشکی را تأمین می کند؟ بی گمان هیچ عقل سالم و عادلی، پاسخ مثبت نخواهد داد.
اگر خیر، چرا مدیریت سازمان دست دست می کند و تازه از در تعارف قرض دادن به مسئولین حاکمیت در آمده و مهربانتر از پیش شده و روی قول خود نمی ایستد و «نمی رود»؟

رفتن مدیران فعلی سازمان که برخی از آنها دوست نگارنده هستند، نه برای جایگزینی افراد بهتر و قوی تر است. بلکه تلنگری جدی و واقعی خواهد بود، به حاکمیتی که با جامعه پزشکی همچون «برده» رفتار می کند! شخصا انتظاری از مدیران کشورم برای اعتراض به شرایط موجود ندارم. چون اگر قرار بر اعتراض بود، با توجه به تکرار تجربیات گذشته، اصلا این پست را نمی پذیرفتند! اما وقتی رییس کل، با این وعده می آید که «اگر نتوانم، می روم» ، اکنون باید این الگوریتم را حل کند:
آیا تعرفه امسال را موفقیت ارزیابی می کنند یا نه؟
اگر بله، با چه معیاری؟
اگر نه، چرا مانده اند؟

۱۴ خرداد ۱۴۰۱

پایان پیام/