پنج برداشت از شاخص جهانی مهارتهای آینده ۲۰۲۷ QS
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، فرهیختگان در گزارشی آورده است:
نسخه جدید شاخص جهانی مهارتهای آینده QS چندی پیش در هفته نخست تیرماه منتشر شد. در شرایطی که پیشبینیها حکایت از بحران در بازار کار جهانی است که از زمان انقلاب صنعتی تاکنون نمونهای مشابه آن در عرصه اقتصاد دیده نشده، همگان منتظرند هوش مصنوعی بهطور بنیادین اقتصاد جهانی، اولویتهای شغلی و مهارتی نیروی انسانی و در نهایت نقش آموزش عالی در تربیت نیروی انسانی را دگرگون کند. گزارش 2027 شاخص جهانی مهارت آینده به مانند بسیاری از گزارشها و تحلیلهای دیگر میگوید هوش مصنوعی موجب دگرگونی یکسان در همه کشورها نمیشود؛ بلکه شکافهای موجود میان اقتصادها را تشدید میکند. کشورهایی که میان نظام آموزش عالی، نیازهای بازار کار و راهبردهای اقتصادی خود هماهنگی بیشتری ایجاد کردهاند، با سرعت بیشتری پیشرفت میکنند. در مقابل، در سایر کشورها شکاف مهارتی رو به افزایش است، حتی اگر سطح کلی سرمایهگذاری در آنها همچنان بالا باشد.در این گزارش آمریکا با کسب بالاترین امتیاز در مؤلفه همسویی مهارتها در رتبه نخست قرار گرفته است؛ با این حال، کارفرمایان آمریکایی همچنان از کمبود جدی مهارتهای انسانی مورد نیاز برای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهای هوش مصنوعی خبر میدهند و نرخ اشتغال ناقص فارغالتحصیلان نیز در حال افزایش است. اما به جز این مورد، گزارش حاوی نکات مهمی است که برای آموزش عالی ما در ایران نیز قابل بهرهبرداری است.
نسخه جدید شاخص جهانی مهارتهای آینده QS چندی پیش در هفته نخست تیرماه منتشر شد. در شرایطی که پیشبینیها حکایت از بحران در بازار کار جهانی است که از زمان انقلاب صنعتی تاکنون نمونهای مشابه آن در عرصه اقتصاد دیده نشده، همگان منتظرند هوش مصنوعی بهطور بنیادین اقتصاد جهانی، اولویتهای شغلی و مهارتی نیروی انسانی و در نهایت نقش آموزش عالی در تربیت نیروی انسانی را دگرگون کند. گزارش 2027 شاخص جهانی مهارت آینده به مانند بسیاری از گزارشها و تحلیلهای دیگر میگوید هوش مصنوعی موجب دگرگونی یکسان در همه کشورها نمیشود؛ بلکه شکافهای موجود میان اقتصادها را تشدید میکند. کشورهایی که میان نظام آموزش عالی، نیازهای بازار کار و راهبردهای اقتصادی خود هماهنگی بیشتری ایجاد کردهاند، با سرعت بیشتری پیشرفت میکنند. در مقابل، در سایر کشورها شکاف مهارتی رو به افزایش است، حتی اگر سطح کلی سرمایهگذاری در آنها همچنان بالا باشد.در این گزارش آمریکا با کسب بالاترین امتیاز در مؤلفه همسویی مهارتها در رتبه نخست قرار گرفته است؛ با این حال، کارفرمایان آمریکایی همچنان از کمبود جدی مهارتهای انسانی مورد نیاز برای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهای هوش مصنوعی خبر میدهند و نرخ اشتغال ناقص فارغالتحصیلان نیز در حال افزایش است. اما به جز این مورد، گزارش حاوی نکات مهمی است که برای آموزش عالی ما در ایران نیز قابل بهرهبرداری است.
1- شکافهای مهارتی همچنان پابرجاست
بر اساس «پیمایش جهانی کارفرمایان QS» مهارتهای انسانی همچنان پرتقاضاترین توانمندیها در میان کارفرمایان سراسر جهان هستند؛ با این حال، کمبود این مهارتها به همان اندازه یا حتی در بسیاری از موارد بیش از مهارتهای فنی احساس میشود. شاخص جهانی مهارتهای آینده QS نشان میدهد که نظامهای آموزش عالی در تجهیز فارغالتحصیلان برای ورود به بازار کاری که با سرعت در حال تغییر است، با چالش روبهرو هستند؛ زیرا تقاضای کارفرمایان برای مهارتهای انسانی، مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، مهارتهای دیجیتال و مهارتهای مرتبط با اقتصاد سبز، اغلب سریعتر از توان دانشگاهها در پاسخگویی به این نیازها رشد میکند. این چالشی نیست که دانشگاهها بهتنهایی بتوانند آن را حل کنند. رفع این مشکل مستلزم بازنگری گسترده در سیاستگذاری آموزش عالی، نظام تأمین مالی، سازوکارهای تدوین برنامههای درسی، چابکی نهادی دانشگاهها و همچنین افزایش سرمایهگذاری کارفرمایان در توسعه نیروی انسانی و یادگیری مادامالعمر است.
بر اساس «پیمایش جهانی کارفرمایان QS» مهارتهای انسانی همچنان پرتقاضاترین توانمندیها در میان کارفرمایان سراسر جهان هستند؛ با این حال، کمبود این مهارتها به همان اندازه یا حتی در بسیاری از موارد بیش از مهارتهای فنی احساس میشود. شاخص جهانی مهارتهای آینده QS نشان میدهد که نظامهای آموزش عالی در تجهیز فارغالتحصیلان برای ورود به بازار کاری که با سرعت در حال تغییر است، با چالش روبهرو هستند؛ زیرا تقاضای کارفرمایان برای مهارتهای انسانی، مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، مهارتهای دیجیتال و مهارتهای مرتبط با اقتصاد سبز، اغلب سریعتر از توان دانشگاهها در پاسخگویی به این نیازها رشد میکند. این چالشی نیست که دانشگاهها بهتنهایی بتوانند آن را حل کنند. رفع این مشکل مستلزم بازنگری گسترده در سیاستگذاری آموزش عالی، نظام تأمین مالی، سازوکارهای تدوین برنامههای درسی، چابکی نهادی دانشگاهها و همچنین افزایش سرمایهگذاری کارفرمایان در توسعه نیروی انسانی و یادگیری مادامالعمر است.
2- آینده اقتصاد کشورها در گروی تربیت مبتنی بر هوش مصنوعی
هیچ اقتصادی از پیامدهای تحولآفرین هوش مصنوعی مصون نیست؛ اما اقتصادهای پیشرفته در موقعیت مناسبتری برای بهرهگیری از مزایای آن و کاهش آثار منفی بر بازار کار قرار دارند. اگرچه بسیاری از پیشبینیهای اولیه از اخراج گسترده نیروی کار و فروپاشی وسیع بازارهای اشتغال حکایت داشتند، یافتههای این گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی، دستکم در آینده قابل پیشبینی میتواند در مجموع آثار اقتصادی مثبتی به همراه داشته باشد. انتظار میرود تقاضا برای مشاغل تخصصی، دانشبنیان و با مهارت بالا افزایش یابد، درحالیکه مشاغل کممهارت و تکراری بیش از دیگران در معرض خودکارسازی قرار دارند. انگلیس، آمریکا، استرالیا و آلمان در شاخص تحول نیروی کار مبتنی بر هوش مصنوعی QS در جایگاههای نخست قرار دارند؛ نه لزوماً به این دلیل که سریعتر از دیگران هوش مصنوعی را به کار گرفتهاند، بلکه بهخاطر اینکه ساختار اقتصادی آنها بیشتر بر مشاغلی استوار است که در آنها هوش مصنوعی مکمل تواناییهای انسانی است، نه جایگزین آن.
با حرکت بازار کار به سمت مشاغلی که همچنان به تخصص و قضاوت انسانی وابستهاند، مزیت رقابتی کشورها و مؤسسات آموزش عالی به میزان موفقیت آنها در آمادهسازی فراگیران برای فعالیت در محیطهای کاری مبتنی بر هوش مصنوعی بستگی خواهد داشت. در صورت نبود مداخله مؤثر و سرمایهگذاری کافی در ارتقای مهارتها (Upskilling) و بازآموزی مهارتی (Reskilling)، این خطر جدی وجود دارد که هوش مصنوعی نابرابری را تشدید کند؛ بهگونهای که فرصتهای شغلی عمدتاً در اختیار افرادی قرار گیرد که مهارت استفاده از هوش مصنوعی را دارند، درحالیکه کارکنان مشاغل کممهارت بیشازپیش در معرض حذف و جابهجایی شغلی قرار گیرند.
هیچ اقتصادی از پیامدهای تحولآفرین هوش مصنوعی مصون نیست؛ اما اقتصادهای پیشرفته در موقعیت مناسبتری برای بهرهگیری از مزایای آن و کاهش آثار منفی بر بازار کار قرار دارند. اگرچه بسیاری از پیشبینیهای اولیه از اخراج گسترده نیروی کار و فروپاشی وسیع بازارهای اشتغال حکایت داشتند، یافتههای این گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی، دستکم در آینده قابل پیشبینی میتواند در مجموع آثار اقتصادی مثبتی به همراه داشته باشد. انتظار میرود تقاضا برای مشاغل تخصصی، دانشبنیان و با مهارت بالا افزایش یابد، درحالیکه مشاغل کممهارت و تکراری بیش از دیگران در معرض خودکارسازی قرار دارند. انگلیس، آمریکا، استرالیا و آلمان در شاخص تحول نیروی کار مبتنی بر هوش مصنوعی QS در جایگاههای نخست قرار دارند؛ نه لزوماً به این دلیل که سریعتر از دیگران هوش مصنوعی را به کار گرفتهاند، بلکه بهخاطر اینکه ساختار اقتصادی آنها بیشتر بر مشاغلی استوار است که در آنها هوش مصنوعی مکمل تواناییهای انسانی است، نه جایگزین آن.
با حرکت بازار کار به سمت مشاغلی که همچنان به تخصص و قضاوت انسانی وابستهاند، مزیت رقابتی کشورها و مؤسسات آموزش عالی به میزان موفقیت آنها در آمادهسازی فراگیران برای فعالیت در محیطهای کاری مبتنی بر هوش مصنوعی بستگی خواهد داشت. در صورت نبود مداخله مؤثر و سرمایهگذاری کافی در ارتقای مهارتها (Upskilling) و بازآموزی مهارتی (Reskilling)، این خطر جدی وجود دارد که هوش مصنوعی نابرابری را تشدید کند؛ بهگونهای که فرصتهای شغلی عمدتاً در اختیار افرادی قرار گیرد که مهارت استفاده از هوش مصنوعی را دارند، درحالیکه کارکنان مشاغل کممهارت بیشازپیش در معرض حذف و جابهجایی شغلی قرار گیرند.
3- آموزش عالی، صنعت و سیاستگذاری در رقابتپذیرترین اقتصادها، همسو هستند
برخورداری از نظام آموزش عالی قدرتمند، بهتنهایی به رشد اقتصادی منجر نمیشود؛ بلکه میزان تأثیرگذاری آن به این بستگی دارد که پژوهش، سرمایهگذاری و صنعت تا چه اندازه بهطور مؤثر به یکدیگر پیوند خورده باشند.انگلیس نمونه روشنی از این وضعیت است. این کشور با کسب امتیاز کامل ۱۰۰ در شاخص آمادگی دانشگاهی در رتبه نخست جهان قرار دارد، اما امتیاز آن در شاخص تحول اقتصادی۹۰.۲ است؛ موضوعی که موجب شده انگلیس در میان ده اقتصاد برتر جهان، بیشترین فاصله میان این دو شاخص را داشته باشد. این وضعیت بازتابدهنده الگویی گستردهتر است؛ الگویی که در آن، برتری علمی و دانشگاهی زیربنای توسعه را فراهم میکند، اما تبدیل استعدادها و دستاوردهای پژوهشی به ارزش اقتصادی، مستلزم هماهنگی نزدیک میان دولت، صنعت و نظام آموزش عالی است. هرجا این پیوندها مستحکمتر باشند، دانشگاهها میتوانند اثرگذاری تجاری پژوهشهای خود را افزایش دهند و صنعت نیز به نوآوریهای آماده ورود به بازار، مسیرهای روشنتر برای بهرهبرداری از مالکیت فکری و همکاریهای مؤثرتر با دانشگاهها دسترسی پیدا میکند.دولتها باید بر پایه دادهها و با نگاهی بلندمدت، در بخشهایی سرمایهگذاری راهبردی کنند که اقتصاد و نظام آموزش عالی آنها در آنها دارای مزیت هستند. همچنین، لازم است بهطور همزمان هم از عرضه نیروی انسانی متخصص و هم از ایجاد تقاضا برای این نیروی انسانی حمایت کنند. ناتوانی در جذب سرمایهگذاری یا ایجاد مشوق برای تحقیق و توسعه در حوزههای نوظهور، توان اقتصادها را در تبدیل برتری پژوهشی به بهرهوری، رقابتپذیری و رشد پایدار بلندمدت محدود خواهد کرد.
برخورداری از نظام آموزش عالی قدرتمند، بهتنهایی به رشد اقتصادی منجر نمیشود؛ بلکه میزان تأثیرگذاری آن به این بستگی دارد که پژوهش، سرمایهگذاری و صنعت تا چه اندازه بهطور مؤثر به یکدیگر پیوند خورده باشند.انگلیس نمونه روشنی از این وضعیت است. این کشور با کسب امتیاز کامل ۱۰۰ در شاخص آمادگی دانشگاهی در رتبه نخست جهان قرار دارد، اما امتیاز آن در شاخص تحول اقتصادی۹۰.۲ است؛ موضوعی که موجب شده انگلیس در میان ده اقتصاد برتر جهان، بیشترین فاصله میان این دو شاخص را داشته باشد. این وضعیت بازتابدهنده الگویی گستردهتر است؛ الگویی که در آن، برتری علمی و دانشگاهی زیربنای توسعه را فراهم میکند، اما تبدیل استعدادها و دستاوردهای پژوهشی به ارزش اقتصادی، مستلزم هماهنگی نزدیک میان دولت، صنعت و نظام آموزش عالی است. هرجا این پیوندها مستحکمتر باشند، دانشگاهها میتوانند اثرگذاری تجاری پژوهشهای خود را افزایش دهند و صنعت نیز به نوآوریهای آماده ورود به بازار، مسیرهای روشنتر برای بهرهبرداری از مالکیت فکری و همکاریهای مؤثرتر با دانشگاهها دسترسی پیدا میکند.دولتها باید بر پایه دادهها و با نگاهی بلندمدت، در بخشهایی سرمایهگذاری راهبردی کنند که اقتصاد و نظام آموزش عالی آنها در آنها دارای مزیت هستند. همچنین، لازم است بهطور همزمان هم از عرضه نیروی انسانی متخصص و هم از ایجاد تقاضا برای این نیروی انسانی حمایت کنند. ناتوانی در جذب سرمایهگذاری یا ایجاد مشوق برای تحقیق و توسعه در حوزههای نوظهور، توان اقتصادها را در تبدیل برتری پژوهشی به بهرهوری، رقابتپذیری و رشد پایدار بلندمدت محدود خواهد کرد.
4- سرعت تحول صنعت با آموزش عالی همخوانی ندارد
کارفرمایان بیش از گذشته بر این باورند که آموزش عالی با سرعتی متناسب با دگرگونیهای گسترده محیط کار در حال تحول نیست. همانگونه که داریو آمودی، مدیرعامل شرکت آنتروپیک، تأکید کرده است، هوش مصنوعی وارد مرحلهای شده که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن با انقلاب صنعتی قابل مقایسه است.یافتههای این گزارش نشان میدهد که سرعت تحول اقتصادی از سرعت توسعه سرمایه انسانی پیشی گرفته است؛ زیرا تغییرات ناشی از هوش مصنوعی در تقاضای بازار کار، بسیار سریعتر از تحول نظامهای آموزش عالی رخ میدهد. کشورهایی مانند انگلیس، آمریکا، استرالیا، سوئیس و آلمان در شاخص آمادگی برای آینده کار در زمره پیشتازان جهان قرار دارند. با این حال، همبستگی ضعیف میان آمادگی نیروی کار برای عصر هوش مصنوعی و میزان عرضه مهارتهای فارغالتحصیلان، نشاندهنده شکافی است که رفع آن نیازمند اقدام سریع و هماهنگ از سوی مدیران آموزش عالی، سیاستگذاران و کارفرمایان خواهد بود. مؤسسات آموزش عالی برای همگام شدن با تغییرات ناشی از هوش مصنوعی در تقاضای بازار کار، ناگزیر به تحولاتی اساسی هستند. این امر مستلزم بازنگری سریعتر در سبد برنامههای آموزشی، محتوای دروس و الگوهای مدیریتی و عملیاتی دانشگاهها است. البته دانشگاهها باید میان پاسخگویی سریع به نیازهای بازار و حفظ کیفیت علمی، سختگیری آموزشی و استانداردهای حکمرانی دانشگاهی که ارزش بلندمدت آموزش را برای دانشجویان و جامعه تضمین میکنند، تعادل برقرار کنند.با این حال، سرعت تحولات فناوری به اندازهای بالاست که حفظ وضع موجود دیگر گزینهای قابل قبول نیست. دانشگاهها اگر بخواهند همچنان نقش محوری خود را در تربیت نیروی انسانی، تولید دانش و نوآوری حفظ کنند، باید با فوریت بیشتری مسیر تحول را در پیش گیرند. در همین حال، دولتهایی که راهبردهای تحول در حوزههای هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و صنعت را دنبال میکنند، درصورتیکه نظام آموزش عالی نتواند نیروی انسانی مورد نیاز آنها را تربیت کند، با خطر محدود شدن رشد اقتصادی خود مواجه خواهد شد.
کارفرمایان بیش از گذشته بر این باورند که آموزش عالی با سرعتی متناسب با دگرگونیهای گسترده محیط کار در حال تحول نیست. همانگونه که داریو آمودی، مدیرعامل شرکت آنتروپیک، تأکید کرده است، هوش مصنوعی وارد مرحلهای شده که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن با انقلاب صنعتی قابل مقایسه است.یافتههای این گزارش نشان میدهد که سرعت تحول اقتصادی از سرعت توسعه سرمایه انسانی پیشی گرفته است؛ زیرا تغییرات ناشی از هوش مصنوعی در تقاضای بازار کار، بسیار سریعتر از تحول نظامهای آموزش عالی رخ میدهد. کشورهایی مانند انگلیس، آمریکا، استرالیا، سوئیس و آلمان در شاخص آمادگی برای آینده کار در زمره پیشتازان جهان قرار دارند. با این حال، همبستگی ضعیف میان آمادگی نیروی کار برای عصر هوش مصنوعی و میزان عرضه مهارتهای فارغالتحصیلان، نشاندهنده شکافی است که رفع آن نیازمند اقدام سریع و هماهنگ از سوی مدیران آموزش عالی، سیاستگذاران و کارفرمایان خواهد بود. مؤسسات آموزش عالی برای همگام شدن با تغییرات ناشی از هوش مصنوعی در تقاضای بازار کار، ناگزیر به تحولاتی اساسی هستند. این امر مستلزم بازنگری سریعتر در سبد برنامههای آموزشی، محتوای دروس و الگوهای مدیریتی و عملیاتی دانشگاهها است. البته دانشگاهها باید میان پاسخگویی سریع به نیازهای بازار و حفظ کیفیت علمی، سختگیری آموزشی و استانداردهای حکمرانی دانشگاهی که ارزش بلندمدت آموزش را برای دانشجویان و جامعه تضمین میکنند، تعادل برقرار کنند.با این حال، سرعت تحولات فناوری به اندازهای بالاست که حفظ وضع موجود دیگر گزینهای قابل قبول نیست. دانشگاهها اگر بخواهند همچنان نقش محوری خود را در تربیت نیروی انسانی، تولید دانش و نوآوری حفظ کنند، باید با فوریت بیشتری مسیر تحول را در پیش گیرند. در همین حال، دولتهایی که راهبردهای تحول در حوزههای هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و صنعت را دنبال میکنند، درصورتیکه نظام آموزش عالی نتواند نیروی انسانی مورد نیاز آنها را تربیت کند، با خطر محدود شدن رشد اقتصادی خود مواجه خواهد شد.
5- کلید رشد اقتصادهای کوچک
برای اقتصادهای کوچک مقیاس هیچگاه مهمترین عامل رقابتپذیری نبوده است؛ واقعیتی که در شاخص جهانی مهارتهای آینده QS 2027 نیز بهروشنی مشاهده میشود. هلند در رتبه هشتم، سوئیس در رتبه دهم و سنگاپور در جایگاه دوازدهم این شاخص قرار گرفتهاند؛ این در حالی است که نظامهای آموزش عالی این کشورها بهمراتب کوچکتر از آمریکا، انگلیس یا آلمان هستند. این کشورها به جای رقابت در تمامی رشتهها، معمولاً سرمایهگذاریهای خود را بر حوزههایی متمرکز میکنند که با مزیتهای اقتصادی موجود و ظرفیتهای نوظهور آنها همخوانی دارد. در چنین شرایطی، اعتبار علمی اعضای هیئتعلمی و اعتبار رشتهها و حوزههای تخصصی اهمیت روزافزونی پیدا خواهد کرد. از آنجا که دانشجویان بیش از گذشته به جای شهرت کلی دانشگاه، به نتایج شغلی رشته تحصیلی خود توجه میکنند، کیفیت و اعتبار رشتهها و برنامههای آموزشی نقش تعیینکنندهتری در جذب استعدادها خواهد داشت. مؤسساتی که در حوزههای تخصصی پرتقاضا از جایگاه علمی برجسته و شناختهشدهای برخوردار باشند، بیش از دیگران خواهند توانست جایگاه رقابتی و نقش مؤثر خود را در آینده حفظ کنند.
برای اقتصادهای کوچک مقیاس هیچگاه مهمترین عامل رقابتپذیری نبوده است؛ واقعیتی که در شاخص جهانی مهارتهای آینده QS 2027 نیز بهروشنی مشاهده میشود. هلند در رتبه هشتم، سوئیس در رتبه دهم و سنگاپور در جایگاه دوازدهم این شاخص قرار گرفتهاند؛ این در حالی است که نظامهای آموزش عالی این کشورها بهمراتب کوچکتر از آمریکا، انگلیس یا آلمان هستند. این کشورها به جای رقابت در تمامی رشتهها، معمولاً سرمایهگذاریهای خود را بر حوزههایی متمرکز میکنند که با مزیتهای اقتصادی موجود و ظرفیتهای نوظهور آنها همخوانی دارد. در چنین شرایطی، اعتبار علمی اعضای هیئتعلمی و اعتبار رشتهها و حوزههای تخصصی اهمیت روزافزونی پیدا خواهد کرد. از آنجا که دانشجویان بیش از گذشته به جای شهرت کلی دانشگاه، به نتایج شغلی رشته تحصیلی خود توجه میکنند، کیفیت و اعتبار رشتهها و برنامههای آموزشی نقش تعیینکنندهتری در جذب استعدادها خواهد داشت. مؤسساتی که در حوزههای تخصصی پرتقاضا از جایگاه علمی برجسته و شناختهشدهای برخوردار باشند، بیش از دیگران خواهند توانست جایگاه رقابتی و نقش مؤثر خود را در آینده حفظ کنند.
پایان پیام/
نظر خود را بنویسید