پاسخی به وزیر بهداشت
در جایی گلایه فرمودید: «انجمن‌ها عمدتا بحثهای مالی و صنفی مطرح می‌کنند.» اما ضمن تشکر از این که وظیفه دیگر انجمن‌ها را گوشزد کردید فکر می‌کنم روز آن فرارسیده است که با هم بنشینیم دور یک میز گرد و نه مستطیل و به حرفهای هم گوش دهیم حتما وقتی شما پای حرفهای ما بنشینید از دغدغه های شما هم خواهیم گفت و نظرات و پیشنهادهایی را که سالهاست می‌دهیم و بدنه مدیریتی وزارت محترم برای آنها پشیزی قائل نبود به عنوان راهکار های موثر کارشناسی ارائه خواهیم داد.

امروز وقت آن رسیده است که بدنه مدیریتی وزارت محترم دست از لجاجت با بدنه کارشناسی یعنی انجمنهای علمی تخصصی و صنفی پزشکی بردارد. تا زمانی که بدنه مدیریتی وزارت محترم در ساختمانهای ستادی خود بنشیند و ببرد و بدوزد و توجهی به صدای انجمنها ننماید اوضاع پیچیده‌تر خواهد شد. 

و اما در مورد این که چرا دانشجو هنوز مدرکش خشک نشده به فکر  تخصص و فوق تخصص است؟

نیروی دافعه موجود در سطوح پایین تر شامل عمومی و تخصصی ‌وضعیت پزشکان عمومی را توجه کرده‌اید‌؟ چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اعتبار بین مردم.

امروز درآمد قشر عظیمی از پزشکان عمومی با وجود مشکلات فراوان تحصیل از هزینه و سختی و زمان طولانی و طی بیش از سیصد واحد درسی‌ از بسیاری از لیسانس‌ها با طی زمانی در حد نصف آنها و بسیاری از کسبه و فعالان صنفی دیگر کمتر است و در گذران زندگی مشکل دارند. از نظر اعتبار اجتماعی به حدی پزشک عمومی در اذهان نازل است که اصلا پزشک عمومی در بین مردم عنوان خود را ترجیح می دهد پنهان نگه دارد. 

مردم اعتماد به درمانهای بسیار علمی پزشکان عمومی ندارند و ترجیح می دهند برای کوچکترین مشکلات خود به متخصص و فوق تخصص مراجعه کنند. 

رسانه مکتوب و رسانه ملی با عملکرد بسیار نسنجیده در طی سالیان اخیر شدیدا تخصص گرایی و فوق تخصص گرایی را ترویج کرد. 

سیاستهای نسنجیده وزارت محترم با ارزان کردن خدمات تخصصی و فوق تخصصی و ایجاد دسترسی ارزان و آسان به متخصص و فوق تخصص با کلینیکهای ویژه و پوشش بیمه و فوق تخصص چهار هزار تومانی چنان بلائی سر پزشکان عمومی آورد که او چاره ای ندارد که بعد فارغ التحصیلی یا به کار غیر پزشکی روی آورد یا به فکر مهاجرت باشد و یا به تخصص بیندیشد.

پزشک عمومی به کدام امید باید عمومی بماند‌؟ وقتی اعتبار ندارد! مورد اعتماد نیست! و دایره اختیارات او روز به روز تنگ تر و حدود فعالیتش در کلینیک و پاراکلینیک روز به روز محدود تر می شود. وقتی در بیمارستان به‌جز در مناطق دوردست تقریبا هیچ جایی برای او نیست. وقتی تعداد اقلام مجاز تجویزی او بیش از اقلام OTC نیست و بیمار براحتی بدون تجویز پزشک هم می تواند از داروخانه تهیه کند. وقتی با طرح اخیر به اصطلاح سند تحول داروخانه ها‌ بخشنامه طب کار و تعییرات مراکز ترک اعتیاد و مخالفتهای گسترده با خدمات پوست دیگر جایی برای او در طب وجود دارد ؟

از طرف دیگر با رشد قارچ گونه دانشگاه‌ها و دانشکده های پزشکی و افزایش تعداد و سهمیه‌های فراوان و متعدد‌ و صندلی فروشی و راههای دور زدن مختلف کنکور و چند ماه خارج و بعد هم داخل و افت شدید آموزش در دانشکده‌ها به ده‌ها دلیل  روز به روز سطح علمی و توانایی پزشکان عمومی کم می‌شود و توان رقابت با متخصص و فوق را به وضوح ندارد .

از طرفی با ایجاد بازار داغ رقابت در حیطه فوق تخصصی درمان و شلوغی مطب ها‌ی فوق تخصصی خواه نا خواه جذابیت برای رسیدن به این مرحله زیاد می‌شود. 

با وجود این همه زمینه‌های گریز از عمومی و ربایندگی فوق تخصصی مسئولین محترم وزارت هم تا می توانند مشوق می گذارند از جمله عدم نیاز به بورد و ... براز حضور در تخصص و فوق تخصص که البته عمده آن برای تهیه نیروی کار رایگان برای درمان در دانشگاههاست و از این طریق به سود مقطعی خود می رسند اما به چه قیمتی ؟ 

جناب وزیر اگر می‌خواهید ژنرال پروری نکنید، باید برای پزشک عمومی متخصص و فوق تخصص جایگاه متناسب با کارایی او را چه از حیث اعتبار و اعتماد اجتماعی و چه از حیث اقتصادی تعریف نمایید. 

جناب وزیر اگر می‌خواهید سیستم سلامت ‌ایران را نجات دهید باید  اعتبار از دست رفته پزشک را برگردانید و باید پزشک عمومی توانمند تربیت کنید و به کیفیت بیندیشید نه ظرفیتها را زیاد کنید و به او بها بدهید.

اگر می‌خواهید به پیشگیری و درمان سرپایی اولویت بدهید احتیاج به پزشک عمومی توانمند و دارای اختیار و اعتبار و درآمد مناسب و نه تعداد زیاد و سهمیه ای و کم سواد و کم توان‌ نیاز دارید.

اگر میخواهید تمام بودجه کشور را در درمان هزینه نکنید باید متخصصین توانا داشته باشید.

متخصصینی که دوران تخصص را آموزش دیده اند و نه کار رایگان. 

متخصصینی که برای رفتن به فوق تخصص دوره های تخصصی را سنبل نکرده باشند. 

متخصصینی که حامی پزشکان عمومی باشند نه جایگزین و جانشین آنها. 

متخصصینی که محل مشاوره و ارجاع پزشکان عمومی باشند و نه رقیب آنها.

و احتیاج به فوق تخصص هایی دارید که مراحل عمومی و تخصص را با علاقه گذرانده و با هدف معلمی و استادی و شوق آموزش وارد این مرحله شوند نه با هدف ورود به بازار کار درمان 

فوق تخصص هایی که پشتیبان و محل مشاوره متخصصین باشند نه رقیب آنها. 

جای فوق تخصص استادی و آموزش متخصص توانمند است نه محل پرورش فلو و فوق های  زیاد که با هدف رقابت با متخصصین به بازار کار درمان در بخش دولتی و خصوصی بپردازند. 

اگر وضع به این منوال طی شود برای هر خانواده ایرانی هم یک تخت بیمارستانی و یک پزشک تربیت کنید باز هم کم است. 

پایان پیام/

3 نظر

مطالب مشابه