نبی گریان
او «ارمیا» نام داشت و لقبش «نبی گریان» بود. چرا که به او وحی شده بود که به زودی مصیبتی بزرگ بر سر مردمش خواهد آمد و او مرتب از مردمش میخواست که توبه کنند اما آنها نه تنها توبه نمی‌کردند بلکه با او به مخالفت برخاستند و در نهایت او به دستور پادشاه به زندان افتاد!

 نبی گریان می‌گریست و از ‌خواسته‌اش کوتاه نمی‌آمد که توبه کنید. مراثی سرود و اشک‌ها ریخت زیرا آنچه را که قرار بود بر سر مردمش بیاید، پیشاپیش حس کرده بود و می‌دید. 

مردم گوش فرا ندادند و توبه نکردند تا بلا بر سرشان نازل شد. پادشاه بابل‌ - بخت‌النصر- با سپاهش آمد، سرزمین‌شان را ویران ساخت و آنان را به بردگی برد...

‌این روزها شاید هزاران نبی گریان در ایران ظهور کرده‌انند؛ هزاران نفر از چند ماه قبل شروع به هشدار در مورد سفر‌های ماهان کردند، در مورد بستن مرزها بر روی چین هزاران نفر داد سخن دادند‌، اما...

حال که موج‌های مصیبت درست از میانه کشور شروع به جوشیدن نموده، با انکار‌، تهدید و تادیب، ‌نهیب دهندگان را خاموش می‌کنند و با معیارهای غلط، آمار را پایین نشان می‌دهند!!

هیچکدام از پیشنهادات متخصصان جدی گرفته نمی‌شود و هیچکس مسئولیت واقعی را بر عهده نمی‌گیرد و مصیبت روز به روز بزرگتر می‌شود!

 کجایی نبی گریان که امروز هزاران شد‌ه‌ای و باز حرفهایت خریدار ندارد.

به که پناه بردی در سیاه چاله‌ات از دست کج فهمی مردمت؟ 

ما به که پناه ببریم؟

پایان پیام/

مطالب مشابه