در ۱۰ سال آینده تولید لوازم یدکی انسان بزرگترین صنعت پولساز دنیاست
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، سلولهای بنیادی شاخه جدیدی از پزشکی است. حداقل ۷۰ بیماری صعب العلاج با این روش جدید درمان می شوند. این سلولها زمینه ساز تولید و ساخت اعضای بدن هستند که به تولید لوازم یدکی انسان معروف شده، فناوری بزرگی که نه تنها آینده پزشکی بلکه آینده اقتصاد دنیا را زیر و رو می کند.

سلولهای بنیادی دانش جدیدی است که به سرعت در دنیا در حال توسعه است، شاخه های مختلفی دارد و از جهات مختلف از نظر منشاء تولید سلولهای بنیادی و کاربرد آن در درمان بیماریها و به خصوص پزشکی ترمیمی و بازساختی، دنیای جدیدی را به روی جهان پزشکی گشوده است. کشورهایی که در این دانش جدید سرمایه گذاری می کنند، می توانند آینده پزشکی و حتی اقتصاد دنیا را در دست داشته باشند. ایران از جمله پیشتازان این علم در منطقه خاورمیانه و مدیترانه شرقی است اما هنوز سرمایه گذاری در این رشته در کشور اندک است، در حالی که تا ۱۰سال آینده بسیاری از کشورهای توسعه یافته، نه تنها با استفاده از این دانش جدید به سلامت انسان ها و افزایش طول عمر بشر خدمت می کنند بلکه بخش مهمی از درآمد ناخالص ملی کشورهای پیشرفته آینده از این راه به دست می آید.

امیر علی حمیدیه آنکولوژیست و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران از جمله فعالان عرصه پزشکی به روش سلولهای بنیادی و دبیر ستاد توسعه علوم و فناوری های سلول های بنیادی در ایران است. با او درباره جایگاه این علم در دنیا و ایران به گفت و گو نشستیم که حاصل آن را با هم می خوانیم:

_ سلولهای بنیادی چیست، چه انواعی دارد و در ارائه خدمات پزشکی و سلامت بیماران چه نقشی دارد؟

حمیدیه: پروردگار در وجود انسان میلیاردها سلول قرار داده است. در این بین تعداد معدودی سلولهای بنیادی وجود دارد که تعداد زیادی از آنها سریع از بین می روند و طول عمر آنها به چند ماه نمی رسد. در واقع سلولهای بنیادی، کارخانه سازنده سلولهای و ارگانهای مختلف بدن انسان هستند. سلولهای بنیادی دو خاصیت مهم دارند. اول اینکه می توانند خودشان را بسازند بدون اینکه کم شوند و دوم اینکه قدرت تمایز و تبدیل شدن به همه بافت های دیگر بدن انسان را دارند. بنابراین می توانند در استمرار بقا و ترمیم بافت ها و ارگانهای بدن نقش داشته باشند. این شاخه بسیار مهمی از علم پزشکی است.

_ سابقه استفاده از سلولهای بنیادی در پزشکی به چه زمانی بر می گردد؟ ظاهرا دو نوع سلول بنیادی داریم، یکی سلولهای بنیادی جنینی و دیگری سلولهای بنیادی بلوغ درست است؟

حمیدیه: داستان سلولهای بنیادی بعد از جنگ جهانی دوم و بعد از بمباران اتمی در هیروشیما و ناکازاکی که در آن صدها هزار نفر افراد بیگناه از بین رفتند. شروع شد. در این حادثه عده زیادی هم کشته نشدند. اما دیدند بدن آنها، گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت نمی سازد. متوجه شدند، منشا همه این سلولها یکی است و همگی در مغز استخوان ساخته می شود. این پایه ای شد که دانشمندان و پزشکان به این نتیجه برسند که می توانند از مغز استخوان سلول بنیادی سازنده گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت ها را که در واقع سلولهای بنیادی خونساز هستند بشناسند و از آنها برای درمان استفاده کنند. در سال ۱۹۶۸ پیوند سلولهای بنیادی خونساز برای اولین بار انجام شد. البته داستان به اینجا ختم نشد، به مرور سلولهای بنیادی دیگری شناخته شدند. این طور نیست که فقط یک نوع سلول بنیادی داشته باشیم. سلولهای بنیادی خونساز اول شناسایی شدند.

_ سلول های بنیادی خونساز در مغز استخوان ساخته می شوند؟

حمیدیه: بله. ولی بعد دیدند در خون بند ناف هم پیدا می شود. دسته دیگری که بعدا شناسایی و اکنون خیلی مطرح است. سلولهای بنیادی مزانشیمال است. سلولهای بنیادی مزانشیمال خیلی جالب هستند و به خیلی از بافت ها تبدیل می شوند. به غضروف،سلول قلبی، کبدی، چربی و خیلی بافت های دیگر هم تبدیل می شوند. بیشترین جایی که سلولهای بنیادی مزانشیمال کشف می شوند باز همان مغز استخوان است. در پالپ دندان، خونریزی قاعدگی، چربی دور شکم، خون بندناف هم وجود دارد. با قدرت پرورگار سلولهای بنیادی مزانشیمال در جاهای مختلف بدن پخش شده است.

_ از همه این منابع می شود سلول بنیادی برای درمان بیماری ها و ترمیم بافت ها تهیه کرد؟

حمیدیه: بله. منابع خیلی زیادی داریم. ولی خبر نداشتیم. بعد سلولهای بنیادی دیگری شناخته شد به نام سلولهای بنیادی رویانی. روزی که نطفه انسان بسته می شود. تا دو ماه اول که در رحم مادر هستیم. دوره جنینی نامیده نمی شود. به آن دوره رویانی گفته می شود. دیده شد که سلولهای بنیادی دوران رویانی نیز بسیار پرتوان و قوی هستند.

_ در واقع سلولهای بنیادی رویانی خارج از بدن مادر وجود ندارند.

حمیدیه: نه. فقط ۶۰روز اول بعد از تشکیل نطفه است و وقتی به دنیا می آییم با انسان نیستند.

_ بنابراین به این سلولها دسترسی نداریم.

حمیدیه: در مواردی که جنین سقط می شود از این سلولها برای کارهای مطالعاتی استفاده می شود. اتفاق خیلی جالب دیگری که افتاد این بود که در سال ۲۰۱۳ شخصی به نام دکتر یاماناکا از ژاپن متوجه شد از سلولهای رسیده پوست هم می شود سلول بنیادی تهیه کرد. در واقع توانست با برنامه ریزی معکوس، سلولهای پوستی را به عقب برگرداند. او از سلولهای پوستی سلول بنیادی درست کرد و از این سلول برای تمایز دادن و تبدیل به بافت های دیگر استفاده کرد و توانست سلولهای دیگری مثل سلول چشم، سلول قلبی، اسپرم، تخمک و ... را بسازد و از یک سلول پوست توانست سلولهای بافت های دیگر را بسازد و برای این کار هم جایزه نوبل گرفت.

_ چطوری این کار را انجام داد؟

حمیدیه: برنامه ریزی معکوس کرد، سلول پوست را که به طور طبیعی، پیر می شود و می ریزد و حذف می شود به عقب برگرداند. کار بزرگی بود که به خاطر آن جایزه نوبل گرفت. به آن سلولهای بنیادی پرتوان القایی یا IPS گفته می شود. بنابراین ما انواع مختلفی از سلول بنیادی داریم که مدام هم در حال افزایش هستند. سرعت تولید علم در حوزه سلولهای بنیادی خیلی بالاست.

_ نقش سلولهای بنیادی در طبابت و پزشکی امروز چیست؟

حمیدیه: آن چیزی که ما امروز به عنوان طب می شناسیم، تاکنون دو دسته بوده است، یکی که به عنوان طب سنتی می شناسیم و دیگری طب ملی یا جدید است. نه طب سنتی و نه طب جدید هیچ کدام نتوانسته اند جواب همه سوالات پزشکی و بیماری ها را بدهند. هنوز خیلی از بیماری های صعب العلاج، صعب العلاج مانده اند و نه با طب سنتی و نه با طب جدید قابل درمان نیستند. پزشکی آینده پزشکی بازساختی یا Regenerative medicine است. علم سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی اکنون در دنیا حرف اول را می زند.

_ چه تفاوتی با طب مدرن دارد؟

حمیدیه: در واقع همان کاری را می کند که خالق پروردگار انجام می دهد. این همه سال متخصصان طب سنتی و مدرن زحمت کشیده اند اما نتوانسته اند کاری کنند که یک فرد کر شنوا شود یا یک فرد کور بینایی پیدا کند. این مشکلات دوا ندارد. باید آن سلول از اول ساخته شود. اگر بچه ای نابیناست و بخواهد بینا شود نه طب جدید و نه طب سنتی جوابگو نیست و کاری نمی تواند انجام دهد. نمی تواند کور را بینا کند.

_ منظور شما این است که با دانش سلولهای بنیادی می شود کور را بینا و کر را شنوا کرد؟

حمیدیه: بله. به مرور داریم به این سمت حرکت می کنیم. همین الان یک بیماری چشمی وجود دارد به نام لبر که کور می کند. اکنون به روش ژن درمانی که نوعی دستکاری داخل سلولی است توانسته اند، محصولی تولید کنند که جلوی کور شدن افراد مبتلا به بیماری لبر را می گیرد و بینایی این فرد بماند. کاری از این بزرگتر می توان انجام داد؟ یا برای درمان خیلی از سرطانها به سمت درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی حرکت می کنیم، کم کم تا ۱۰ سال آینده بسیاری از سرطان ها کاملا درمان می شوند. من خودم هماتولوژیست و آنکولوژیست هستم. شاید ۱۰ سال آینده در کتابها بنویسند که در گذشته یکسری پزشکان برای درمان سرطان کارهایی مثل شیمی درمانی انجام می دادند.

_ یعنی درمان های فعلی سرطان با شیمی درمانی به تاریخ می پیوندد؟

حمیدیه: بله. البته اکنون با دانش فعلی روز کار درستی را انجام می دهیم. این طور نیست که بگوییم طب سنتی یا طب جدید در زمان خودش کار غلطی کرده است ولی عاقبت، انسان به این نتیجه می رسد که درمان سرطان با سلولهای بنیادی انجام می شود. این آینده پزشکی است که نمی توان از آن صرف نظر کرد. تولید واکسن کرونا را نگاه کنید. واکسن تولید شده، اما آنچه در دنیا به عنوان یک دستاورد جدید مطرح است، بحث تولید واکسن های جدید MRNA است. این واکسن ها با استفاده از از علم سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی تولید شده اند. یک نوع ژن درمانی و دستکاری داخل سلولهاست. دستکاری ژن است.

_ علم پزشکی بازساختی چیست؟

حمیدیه: این علم سه پایه دارد. سلول درمانی، ژن درمانی و مهندسی بافت. این آینده پزشکی است. مثلا در مورد پیوند اعضا. اکنون برای پیوند عضو از فردی که مرگ مغزی می شود؛ عضوی را بر می دارند و بعد با مصرف مقدار زیادی دارو، آن عضو را در بدن فرد دیگری پیوند می زنند.مثلا ۱۰تا ۱۵ سال آن عضو برای گیرنده می ماند بعد هم احتمالا به مشکل می خورد. اما در طب بازساختی عضو مورد نیاز از سلولهای خود فرد ساخته می شود. ما وارد دنیای جدیدی شده ایم. از طرفی شهرها و خودروهای هوشمند ایجاد می شوند بنابراین با کاهش تصادفات تعداد مرگ های مغزی خیلی کم می شود بنابراین دیگر عضوی برای پیوند وجود نخواهد داشت.

_ پس باید عضو مورد نیاز را بسازیم.

حمیدیه: دقیقا. با طب سنتی و طب فعلی نمی توانیم این کار را انجام دهیم. با علم پزشکی بازساختی یا Regenerative medicine می توانیم این کار را انجام دهیم. مثل دستگاه فتوکپی. پرینترهای سه بعدی ساخته شده است که می توانند با استفاده از آن هر شیء مورد نظر را بسازند . اخیرا بیوپرینترهای سه بعدی ساخته شده اند که می توانند اعضای زنده بدن را تولید کنند. عینا پوست، استخوان یا هر بافت بدن هر فردی را کپی می کند و مثل خودش می سازد.

_ چطور این کار را انجام می دهند؟

حمیدیه: اول پرینت می کنند بعد داربست درست می کنند، عین همان کاری که در خلقت عضو انسان انجام می شود. بعد روی این داربست سلولهای بنیادی را سوار می کنند تا بافت ساخته شود و در نهایت یک جراح عضو ساخته شده را در بدن فرد قرار می دهد، یعنی برای این کار یک تیم با تخصص های مختلف از جمله مهندسی پلیمر، مهندسی پزشکی، پزشک و جراح همکاری می کنند.

_ در واقع می توانیم بگوییم لوازم یدکی انسان تولید می شود.

حمیدیه: بله دقیقا در دنیا همین لفظ را به کار می برند. ژاپن برای سال ۲۰۳۰ درصد بالایی از درآمد ناخالص ملی خود را در تولید قطعات یدکی انسان برنامه ریزی کرده است. مطمئن باشید تا آن زمان ژاپن تویوتا، صنعت خودرو و لوازم خانگی را واگذار می کند.

_ هنوز این خدمات در پزشکی امروز کشور ما جایی پیدا نکرده است؟

حمیدیه: به طور عام نه ولی به دانشجویان پزشکی جدید این چشم انداز جدید پزشکی را توضیح می دهیم. این علم در رشته ای مثل خون و سرطان حدود ۴۰ تا ۵۰سال در دنیا سابقه دارد. در رشته پوست و ارتوپدی هم به زودی خدمات بالینی از مسیر سلولهای بنیادی در حال شکل گیری است. در رشته های دیگر مثل چشم، قلب، گوارش و کبد نیز به سرعت جلو می رود. مسیر دیگری غیر از این قطعا نخواهد بود. اگر به فهرست ۱۰ کمپانی برتر دنیا توجه کنید. آمازون، گوگل، فیس بوک هستند. مطمئن باشید در سال ۲۰۳۰ حداقل سه شرکت از ۱۰ کمپانی برتر دنیا در حوزه پزشکی بازساختی است.  صنعت بسیار بزرگی در دنیا می شود.

همان طور که این گوشی های هوشمند ۲۰ سال پیش نبود و حالا در دست همه مردم است. ۱۰ سال آینده صنعت تولید لوازم یدکی انسان بزرگترین صنعت پولساز دنیا می شود. همین اکنون مدیرعامل آمازون یکی از شرکتهای مهم پزشکی بازساختی را خریداری کرده است و سرمایه گذاری سنگینی کرده است و به همین علت قیمت سهامش بالا رفته است. شرکت جنرال الکتریک در کار خودرو است، چرا وارد عرصه سرمایه گذاری در پزشکی بازساختی شده است. سامسونگ و فوجی فیلم هم وارد این عرصه شده اند. بسیاری از صنابع بزرگ دنیا این قدر در حوزه پزشکی بازساختی آینده درخشانی می بییند که از اساس در نوع صنعت خودشان چرخش ایجاد می کنند و به این سمت می روند. چون آرزوی انسان همیشه سلامت و نامیرایی است.

_ پر کارترین و فعال ترین حوزه از بخش های مرتبط با سلولهای بنیادی در ایران چه حوزه ای است؟

حمیدیه: پر کارترین حوزه، حوزه پیوند سلولهای بنیادی خونساز است که در گذشته به آن پیوند مغز استخوان می گفتند. ۷۰ نوع بیماری صعب العلاج با این روش اکنون درمان می شوند.

_ چه بیماری هایی هستند؟

حمیدیه: هر ۷۰ تا را نمی توانم نام ببرم اما به طور کلی ۶ دسته هستند شامل بیماری های بدخیم مثل سرطانها، دوم بیماری های غیر بدخیم مثل تالاسمی ماژور و کم کاری مغز استخوان، سوم بیماری های نقص ایمنی شدید، چهارم بیماری های ارثی متابولیسم مثل بیماری MPS که اخیرا هم در ایران با کمبود شدید دارو مواجه هستند یا استوپتروز، پنجم برخی تومورهای جامع و ششم بیماری های خود ایمن مثل لوپوس یا ام اس. بیشترین کاربرد این علم، پیوند سلولهای بنیادی خونساز است که به درمان ۶ دسته بیماری کمک می کند. البته سلولهای دیگر هم استفاده می شود.

_ برای آن از سلولهای بنیادی خود فرد استفاده می شود یا از فرد دیگری هم گرفته می شود؟

حمیدیه: از سلولهای بنیادی مغز استخوان، خون محیطی و خون بندناف هم می شود، استفاده کرد و خیلی مواقع از سلولهای بنیادی یک فرد سالم دیگر غیر از خود فرد بیمار گرفته می شود.

_ حتما باید از خویشاوندان فرد باشد؟

حمیدیه: از خویشاوندان یا از غیر خویشاوندان می تواند باشد.

_ در این صورت باید بانک سلولهای بنیادی داشته باشیم.

حمیدیه: بله. من بنیانگذار اولین بانک سلولهای بنیادی خونساز در منطقه مدیترانه شرقی هستم. مدارک آن هم موجود است. تفاوت پیوند سلولهای بنیادی خونساز با پیوند عضو در این است که کسی که اهدا می کند، هیچی از دست نمی دهد. هیچ ضرری برای فرد اهدا کننده ندارد. حتی خون هم اهدا نمی کند. خون فرد وارد دستگاه می شود فقط در حد ۵۰ سی سی سلولهای بنیادی آن جدا می شود و دوباره خون به بدن فرد بر می گردد و بلافاصله سلولهای بنیادی در بدن فرد ساخته می شود. در واقع با ۵۰ سی سی سلول بنیادی جان یک انسان را نجات می دهد و هیچی هم از دست نمی دهد.حتی خون فرد هم گرفته نمی شود.

_ بانک سلولهای بنیادی در کجا ایجاد شده است؟

حمیدیه: اولین بار بنده این بانک را در سال ۱۳۸۸ در دانشگاه علوم پزشکی تهران ایجاد کردم که منجر به دریافت جایزه جشنواره ابن سینا شد.

_ چه تعداد نمونه در این بانک هست؟

حمیدیه: حدود ۹۰ هزار نفر در ایران در این بانک داوطلب داریم. البته منابعی می خواهد که تست سازگاری دو نفر با هم انجام شود. اگر این منابع تامین می شد. بانک سلولهای بنیادی ایران اکنون یک میلیون نفر اهدا کننده داوطلب داشت. اکنون ۱۵ مرکز پذیره نویسی سلولهای بنیادی در کشور فعالیت و عضو گیری می کند. همه اینها در شبکه ملی سلولهای بنیادی خونساز زیر مجموعه وزارت بهداشت است.

_ نمونه فرد دهنده و گیرنده سلولهای بنیادی باید با هم سازگاری داشته باشند.

حمیدیه: بله. دقیقا اما هیچ ربطی به گروه خونی ندارد. شاخصی به نام  HLA هست. باید HLA دو نفر دهنده و گیرنده مطابقت داشته باشد. اطلاعات HLA افراد داوطلب مخفیانه در بانک نگهداری می شود. اگر گیرنده ای مثلا مبتلا به سرطان به سلول بنیادی نیاز داشته باشد. اطلاعات HLA او در بانک جست و جو می شود. اگر اطلاعات فرد داوطلبی با او سازگاری داشته باشد. تازه او را صدا می زنند و می گویند آیا مایل به اهدای ۵۰ سی سی سلول بنیادی هستی یا نه.

_ در مرحله اول برای ثبت نام در بانک سلول بنیادی چقدر خون گرفته می شود؟

حمیدیه: ۲ تا ۳ سی سی فقط برای تعیین  HLA فرد و ثبت آن در بانک سلولهای بنیادی که به صورت محرمانه در سامانه وزارت بهداشت نگهداری می شود.

_ هر چه تعداد نمونه های ثبت شده داوطلبان در این بانک بیشتر شود، شانس اهدا بیشتر می شود.

حمیدیه: بله. البته بانک ایران به بانک جهانی سلولهای بنیادی وصل است و مبادلات لازم برای بیماران مختلف از داخل به خارج و از خارج به داخل برای نجات جان بیماران مبتلا به حدود ۷۰ نوع بیماری انجام می شود.

_ استفاده از نمونه خارجی هزینه بر است؟

حمیدیه: بله. استفاده از نمونه های داخل کشور هزینه ای ندارد. هزینه نمونه های خارج از کشور نیز، کشور به کشور متفاوت است. بخشی از هزینه ها را وزارت بهداشت کمک می کند.

_ حدود هزینه چقدر است؟

حمیدیه: حدود ۲۰هزار یورو است که وزارت بهداشت تاکنون این هزینه را با ارز دولتی پرداخت کرده است. البته هر پیوند سلول بنیادی خونساز در کشور بین ۳۰۰ هزار تا یک میلیون دلار از خروج ارز جلوگیری می کند. اکنون ۱۸ مرکز پیوند سلولهای بنیادی خونساز در کشور داریم. هر سال در این مراکز حدود ۱۲۰۰ پیوند سلول بنیادی انجام می دهند. اگر هزینه متوسط هر کدام از این پیوندها را ۵۰۰ هزار دلار حساب کنید. ببنیید چه صرفه جویی بزرگی می شود و اگر قرار بود این بیماران به خارج بروند چه هزینه ای به بیماران و کشور تحمیل می شد. در بین کشورهای همسایه ترکیه شبیه ما این خدمت را به بیمارانش ارائه می کند، عراق، سوریه، قطر، بحرین، افغانستان ندارند. پاکستان فقط یک مرکز پیوند سلول بنیادی دارد. آذربایجان، ارمنستان و خیلی از کشورهای منطقه این خدمت را ندارند اما در ایران ۱۸ مرکز پیوند سلولهای بنیادی خونساز داریم. فقط ترکیه حدود ۱۸ مرکز دارد که البته تعدادی از آنها خصوصی و گران هستند اما در ایران همه این مراکز دولتی و دانشگاهی زیر نظر وزارت بهداشت هستند.

_ هزینه پیوند سلول بنیادی برای افراد چقدر است؟

حمیدیه: اگر دهنده ایرانی باشد، تقریبا هیچ هزینه ای ندارد اما اگر نمونه آن در ایران نباشد و از خارج تهیه شود، کار مشکل می شود. البته پیوند سلول بنیادی با پیوند عضو فرق می کند. هیچ رابطه ای بین دهنده و گیرنده سلول بنیادی وجود ندارد و هیچ پولی رد و بدل نمی شود. هزینه ای که به دهنده خارجی داده می شود بابت فرآهم آوری و استخراج سلول بنیادی است. حتی دهنده خارجی هم پولی بابت اهدای سلول بنیادی دریافت نمی کند.به همین علت اطلاعات دهندگان سلولهای بنیادی در وزارت بهداشت به صورت محرمانه نگهداری می شود.

_ این موضوع انگیزه اهداکنندگان را برای مشارکت کم نمی کند؟

حمیدیه: به هیچ وجه. اگر فردی خیرخواه باشد و بخواهد چندسی سی سلول اهدا کند به پول فکر نمی کند. بعد از سه سال از انجام پیوند، دو نفر دهنده و گیرنده می توانند به هم معرفی شوند. این قانون بین المللی خوبی است که خوشبختانه در سلولهای بنیادی بر خلاف اهدای عضو از اول پایه درستی در کشور داشته است.

_ مقررات آن کی تصویب شده است؟

حمیدیه: سال ۱۳۹۴ آیین نامه آن را وزیر بهداشت ابلاغ کرده است. در این سال آیین نامه مراکز پذیره نویسی سلولهای بنیادی و بانک های خون بندناف ابلاغ شد.

_ اشاره کردید که هر سال ۱۲۰۰ پیوند سلول بنیادی خونساز از منشا مغز استخوان در کشور انجام می شود. پیوند سلول بنیادی دیگری هم داریم که به سلامت مردم کمک کند؟

حمیدیه: بله، پیوند سلولهای بنیادی دیگری هم داریم، مثلا با تزریق سلول فیبروپلاست برای جوانسازی پوست که برای درمان بیماری برص انجام می شود و خیلی حوزه های گسترده و متنوعی دارد.

_ تاکنون چه تعداد پیوند سلول بنیادی در ایران انجام شده است؟

حمیدیه: بیش از ۱۲هزار مورد پیوند سلول بنیادی در کشور انجام شده است. اولین مورد پیوند سلول بنیادی خونساز به سال ۱۳۷۰ بر می گردد. حدود ۳۰ سال پیش. پیوند سلول بنیادی خونساز در کودکان نیز به طور مستقل از حدود ۱۵ سال پیش شروع شده است.

_ این ۱۲ هزار پیوند بیشتر برای درمان چه بیماری هایی بوده است؟

حمیدیه: بیشتر برای درمان سرطان خون بوده است.

_ چطور این روش سرطان خون را درمان می کند؟

حمیدیه: بسیاری از سرطان های خون با شیمی درمانی یا ترکیب شیمی درمانی و رادیوتراپی خوب می شوند پیوند سلولهای بنیادی خونساز برای آن دسته از بیمارانی است که بیماری آنها با شیمی درمانی خوب نمی شود. مثلا از بین کودکان مبتلا به سرطان خون افرادی برای درمان به روش سلول بنیادی مراجعه می کنند که شانس درمانشان با شیمی درمانی در بیمارستانهای سرطان کودکان صفر است. ۷۰ درصد کودکان و بیماران مبتلا به سرطان به روش شیمی درمانی در این بیمارستانها خوب می شوند اما ۳۰ درصد این بیماران به روش های رایج شیمی درمانی و رادیوتراپی خوب نمی شوند و به اصطلاح عام جواب می شوند، این افراد برای درمان به مراکز درمان با پیوند سلول بنیادی می آیند.

_ از این ۳۰ درصد چند درصد به روش سلول بنیادی درمان می شوند؟

حمیدیه: ۷۰ درصد این افراد به این روش خوب می شوند، اکنون چالش و تحقیقات پزشکی بازساختی برای این است که آن ۳۰ درصد باقیمانده از ۳۰ درصد درمان نشده با پزشکی رایج را درمان کنیم. تحقیقات زیادی با استفاده از سلول درمانی و ژن درمانی در این راستا در حال انجام است. دنبال تکنولوژی موثر هستیم.

_ این آمار فقط برای درمان سرطان است؟

حمیدیه: این آمار برای درمان سرطان خون است. البته برای درمان بیماری های دیگری مثل تالاسمی یا بیماری های ژنتیک دیگری نیز به سمت ژن درمانی می رویم. یعنی در آینده بعد از درمان با سلولهای بنیادی هنوز یک پله بالاتر به نام ژن درمانی هم دارد که در واقع دستکاری ژنتیک سلولهاست.

_ بعد از سرطان خون بیشتر برای درمان چه بیماری هایی در کشور از سلولهای بنیادی استفاده می شود؟

حمیدیه: بعد از آن بیماری های ژنتیک هستند. متاسفانه هنوز ازدواج های فامیلی باعث بروز تعداد زیادی بیماری های نقص ایمنی ارثی و متابولیک از زمان تولد است. درمان خیلی از این اختلالات راهی جز پیوند سلولهای بنیادی خونساز ندارد. آینده این افراد نیز به سمت ژن درمانی می رود.

_ آینده این درمان ها به چه سمتی می رود؟

حمیدیه: همیشه یک محقق باید ۵ سال یا ۱۰ سال آینده را ببیند. خیلی از بیماری های که دیروز صعب العلاج بودند امروز صعب العلاج نیستند. چرا مرحوم دکتر قریب این قدر عزیز است. در زمان او بیماری وبا صعب العلاج بود. وبا هر سال تعداد زیادی از مردم را می کشت. دکتر قریب توانست این بیماری را درمان و در کشور کنترل کند. مرحوم دکتر میرخانی چرا این قدر جایگاه بالایی دارد. ۳۰سال پیش دکتر میرخانی روشهای جراحی و درمان بیماری های قلبی و دریچه های قلب را در ایران راه اندازی کرد و امروز این بیماری دیگر کشنده نیست. آن زمان اکثر این بیماران برای درمان به خارج می رفتند. امروز این جراحی ها در کشور آن قدر عادی شده که در همه شهرستانها انجام می شود و راحت در همه شهرستانها برای بیماران قلبی استنت می گذارند.

تعریف بیماری های صعب العلاج ۵۰ سال پیش یک چیز بود، ۳۰ سال پیش چیز دیگری بود و امروز چیز دیگری است. پنج سال آینده مطالبه مردم با امروز فرق می کند.

_ فکر می کنید پنج سال آینده مطالبه مردم چه باشد؟

حمیدیه: دیگر مردم نمی خواهند بیماری شان را با طب سنتی یا طب جدید درمان کنید. از شما پزشکی بازساختی می خواهند. اصلاح کامل عضو و رفع کامل بیماری صعب العلاج را می خواهند. طول عمر مردم افزایش می یابد. ژاپن برای ۳۰۰ سال آینده برنامه دارد. پنج سال پیش اگر کسی می گفت طول عمر بشر به بالای ۱۰۰سال می رسد همه می گفتند داستانهای ژول ورن زیاد می خواند. ۵۰ سال پیش طول عمر ایرانیان حدود ۵۰سال بود، امروز در ایران به ۷۵ سال رسیده و در ژاپن به ۹۰ سال نزدیک شده است پس به زودی به بالای ۱۰۰ سال هم می رسد. ژاپن، آلمان و آمریکا به سرعت در این زمینه پیش می روند.تعریف بیماری های صعب العلاج تغییر کرده است و ما در لبه یک انقلاب پزشکی دیگر قرار داریم. چند سال دیگر مردم از پزشکان عمل لیزیک چشم نمی خواهند چشم کاملا سالم می خواهند. اگر آن طرف دنیا این کار را انجام دادند، مردم نمی ایستند کور شوند برای درمان به خارج می روند.

_ در واقع با علم پزشکی بازساختی، چشم سالم برای آنها ساخته می شود؟

حمیدیه: بله و مردم با هر وسیله و علمی که در دنیا باشد نمی گذارند از خدمات روز دنیا عقب بمانند، به خارج می روند. اگر یک لحظه سرمان را بجنبانیم می بینیم میلیونها دلار ارز از کشور خارج شده است.

_آیا از این نظر عقب ماندگی داریم؟

حمیدیه: مساله مهم این است که باید در عرصه پزشکی بازساختی در کشور سرمایه گذاری کنیم. نمی خواهم صنعت کشور را زیرسوال ببریم اما قضاوت را به مردم می سپارم. می گوییم صنعت خودروسازی یا داروسازی داریم اما در همه این صنابع وابسته به واردات وسایل و مواد اولیه از خارج هستیم. در واقع در ایران کارخانه خودروسازی یا داروسازی داریم نه صنعت. صنعت زمانی است که تمام چرخه را به طور کامل داشته باشیم.

حالا نباید غصه بخوریم. زمانی که قطار صنعتی شدن اروپا ۱۵۰ سال پیش شروع به حرکت کرد ما از قطار فناوری جا ماندیم. اکنون فناوری های جدیدی مثل سلولهای بنیادی در دنیا مطرح شده است. ما در ایران می توانیم در این زمینه صاحب سبک باشیم. اکنون در لبه تبدیل علم به فناوری و ثروت هستیم به جز درمان، هزاران شغل در این فناوری و صنعت خوابیده است. فروش دانش خوابیده، در این حوزه باید خیلی سرمایه گذاری کنیم. منظورم فقط سرمایه گذاری دولت نیست. برنامه ریزی می خواهد تا همه بخش های غیر دولتی و خیریه ها هم وارد شوند.

یک مثال می زنم، زمانی دانشگاه آزاد را در کشور گسترش دادیم، تعداد زیادی ساختمان برای این دانشگاه تهیه کردیم. بعد از انقلاب در آموزش رشد خوبی داشتیم، دانشگاههای زیادی ساختیم اما اکنون ۶۰ درصد کلاس های دانشگاه آزاد خالی مانده است. در و دیوار و ساختمان، آدم نمی سازد. بعد در حوزه پژوهش سرمایه گذاری کردیم گفتیم ایران باید تولید علم داشته باشد. مرتب مقاله چاپ کردیم. رتبه ایران در تولید علم دنیا اکنون ۱۷ است. رتبه تولید علم دانمارک بالای ۴۰ یا ۵۰ است اما یک شرکت نوونوردسیک دارویی دارد که دنیا را می چرخاند.

بعد از انقلاب در حوزه آموزش و پژوهش کارهای زیادی کردیم اما در پله آخر که تبدیل فناوری به صنعت است در جا می زنیم. در این حوزه دولت به تنهایی نمی تواند. همه باید سرمایه گذاری کنند. چرا خیرین به میدان نمی آیند. باور کنید دیگر ساختمان سازی و مدرسه سازی نمی خواهیم. ساختمان خالی زیاد داریم، بیایند اینها را به خوابگاه،مدرسه و دانشگاه تبدیل کنند.باید خیرین فناوری وارد میدان شوند، اگر می خواهیم اقتصاد راه بیفتد، شغل درست شود، فقط راهش این است.

_ ایران در حوزه پزشکی بازساختی، ترمیمی و تولید ارگانهای بدن به روش سلولهای بنیادی چه جایگاهی دارد؟

حمیدیه: ایران در این زمینه وارد شده است. گول رتبه ها را نباید خورد. افتخار یک استاد دانشگاه یا یک مسئول نباید این باشد که چند مقاله چاپ کرده است. افتخار این است که چند تا شغل و چه محصولاتی تولید کرده است. چه خدمات درمانی نوینی به مردم ارائه کرده است. به هر حال ایران  در زمینه سلولهای بنیادی حرف برای گفتن دارد. آقای رئیسی، رئیس جمهوری ایران اخیرا در اجلاس سازمان ملل در همان چند دقیقه ای که صحبت کرد به پیشرفت ایران در حوزه سلولهای بنیادی اشاره کرد. حتما اتفاقی افتاده که رئیس جمهوری ایران در آن زمان کم که باید به مهمترین مسائل اشاره کند به فعالیت ایران در حوزه سلولهای بنیادی توجه می کند.

بالای ۱۹۰ شرکت دانش بنیان در کشور داریم که تعداد زیادی از آنها در حوزه سلولهای بنیادی کار می کنند. به طور واضح در این زمینه در منطقه جلو افتاده ایم. اگر این حوزه حمایت شود ایران می تواند اول تا سوم دنیا باشد. یک صنعت ماندگار با برندینگ ایرانی می تواند ایجاد شود. مثل فایزر در داروسازی می توانیم شرکت صنعتی با برند ایرانی در حوزه سلولهای بنیادی ایجاد کنیم. اما اگر حمایت نشود، جوانان و دانشمندان این حوزه هم از کشور می روند. این فناوری را هم می توانند از ایران بگیرند. مهمترین مساله سرمایه انسانی است.

در سنگاپور اکنون مردم گوشت تولید شده با سلول بنیادی می خورند، رستورانهای آن باز شده است. ما هم باید وارد این عرصه بشویم. با این کمبود آب و مشکلات مراتع چطور می توانیم غذا و گوشت مردم را تامین کنیم، بحث های فقهی و اخلاقی آن را باید باز کنیم. یک وقت نبینیم که عقب مانده ایم و باید گوشت های ساخته شده با فناوری سلول بنیادی را از خارج وارد کنیم. گوشتی که با این فناوری تولید می شود دیگر نیازی به حیوان ندارد.

_ چه کار باید کرد؟

حمیدیه: نقش دولت بسیار مهم است. البته همه کار با دولت جلو نمی رود. در هیچ جای دنیا هم دولت به تنهایی نمی تواند یک فناوری نو را به جایی برساند، بخش خصوصی و خیرین همه باید وارد شوند. تا فقط از سلول بنیادی، درمان بیماری بیرون نیاید، محصول، کارآفرینی و درآمد ایجاد شود و یک چرخه صنعتی داشته باشیم. در حوزه هایی مثل هواپیماسازی یا هر حوزه ای که کشورهای بزرگ برند شده اند حتی اگر پیشرفت کنیم و همپای آنها هم باشیم خیلی سخت است بتوانیم برند شویم، چون آنها جای خود را پیدا کرده اند اما در حوزه فناوری سلول بنیادی هنوز فرصت هست. باید شرکت های ایرانی را برند جهانی کنیم. پایه فناوری و سرمایه گذاری را باید ایجاد کنیم. باید یک خط ویژه برای این حوزه ایجاد شود. سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی آینده پزشکی دنیاست اگر به این حوزه توجه نکنیم در آینده باید آن را به قیمت گران بخریم.

_ اگر سرمایه گذاری نکنیم به همان شرایط شورای پزشکی اول انقلاب بر می گردیم که بیماران را به خارج اعزام می کردند؟

حمیدیه: دقیقا به همان شرایط بر می گردیم. با این تفاوت که اکنون پایه و توان اینکه بتوانیم همپای دنیا حرکت کنیم داریم. آن زمان نداشتیم. دیگر نیازی به ساختمان و بیمارستان خاص نیست. نگرش باید تغییر کند. در همین حوزه ستاد فناوری سلول های بنیادی ۶ نفر در دو اتاق کوچک فعالیت می کنیم. نیازی به ساختار بزرگ نیست اما دانشگاههای علوم پزشکی مختلف، وزارت بهداشت و جاهای مختلف درگیر این موضوع شده اند، شرکت های دانش بنیان حمایت می شوند، اتاق های تمیز "clean room" ایجاد شده اند. اما قطعا به امکانات بیشتری نیاز داریم تا مغزها نروند. کشش بازار و تقاضای مردم هم هست. انسان امروز فهمیده است که هیچکدام از طب های قدیم مشکل سلامت را حل نمی کند، سلول بنیادی است که سلامت بخش است. با این فناوری همان کاری را می کنیم که خالق هستی بخش انجام می دهد. دیگر درمان به روشهای قدیم جوابگو نیست.راهی جز سلول درمانی، ژن درمانی و مهندسی بافت نداریم.

_ پزشکی بازساختی یا ترمیمی یا همان تولید لوازم یدکی انسان چه چشم اندازی دارد؟

حمیدیه: روزنامه گاردین پنج سال پیش عکس بایدن که آن روز معاون اوباما بود را چاپ کرد که از یک شرکت فعال در ژن درمانی بازدید می کرد.خیلی خبر مهمی بود. شرکتی که برای اولین بار در دنیا به عرصه دستکاری ژنتیک انسان وارد شده بود. برخی کشورها به صورت محرمانه وارد این عرصه ها می شوند. این آینده پزشکی دنیاست که دنیا را عوض می کند. با تغییرات داخل سلول می توانیم انسانهای سالم تر، قوی تر، باهوش تر، دونده تر و... داشته باشیم که می توانند آینده کشورها، دانشگاهها و ارتش ها را بسازند. خیلی از بیماری ها و مشکلات بشر حل می شود.

_مشکلات اخلاقی ندارد؟

حمیدیه: این مشکلات را هم کارشناسان حوزه اخلاق و مذهب باید حل کنند. من متخصص آن نیستیم اما زمانی که آمریکا جلوی توسعه سلول بنیادی و ژن درمانی را گرفته بود، فقه شیعه آن را تایید کرد. فقه شیعه فقه پویا و پیشرویی است و به همین علت دانشمندان خیلی کشورها آرزو دارند در ایران کار کنند.

_ تولید حیوانات تراریخته و دستکاری ژنی شده هم بر اساس همین علم است؟

حمیدیه: یک بخش کوچکی از این علم است، فناوری سلولهای بنیادی و ژن درمانی خیلی فراتر از این بحث هاست. 

_ درباره سایر حوزه های سلول های بنیادی به جز سلولهای بنیادی خونساز هم توضیح می دهید.

حمیدیه: مثلا ژن درمانی برای درمان بیماری SMA کارهای بزرگی انجام داده است. یا درمان بیماری لبر چشم یا تولید محصولاتی که برای درمان زخم ها و سوختگی ها از طریق مهندسی بافت تولید شده و به بازار آمده است. یا درفت هایی که برای ساخت و ترمیم استخوان یا غضروف به بازار آمده است. حداقل ۴۰ محصول در این حوزه مجوز سازمان غذا و داروی آمریکا، چین و کره جنوبی را گرفته اند. در کشور ما نیز تاکنون حدود پنج محصول برای ترمیم بیماری های پوستی، غضروفی و استخوانی مجوز گرفته و وارد بازار شده است.

در این حوزه حدود ۵۰۰ محصول می توانیم تولید کنیم اما در سالهای گذشته حتی ظرف کشت سلول نداشتیم. اما اکنون شرکت های داخلی این ظروف را تولید می کنند. بیش از ۴۰ درصد کار این حوزه را پزشکان و دانشمندان حوزه پزشکی انجام نمی دهند، مهندسان پزشکی و پلیمر انجام می دهند. این حوزه وسیله، دستگاه، ظروف و کارهای شیمیایی دارد. کشوری در این حوزه موفق است که به دنبال فناوری های همگرا باشد باید از بقیه تکنولوژی های علوم دیگر هم استفاده کنیم کشورهایی که تک بعدی جلو می روند موفق نمی شوند.

_ برای توسعه علم سلول های بنیادی به ساختار جدید نیاز داریم؟

حمیدیه: هر چقدر ساختارها را بزرگ کنیم. کار مشکل تر می شود. ساختارهای بزرگ ما را غرق می کند. علت اینکه سلول بنیادی در ایران رشد کرده، این است که ساختار کوچکی دارد و می تواند بخش های مختلف را همگرا کند. اگر در یک وزارتخانه مثل وزارت بهداشت بود به نتیجه نمی رسد، وزارت علوم، دانشگاهها، آموزش و پرورش، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت همه باید همراه باشند. سند ملی و درخت فناوری سلولهای بنیادی تدوین شده و همه باید در یک راستا حرکت کنیم. 

_ چه مشکلاتی در سر راه بوده است؟

حمیدیه: در ستاد فناوری سلول های بنیادی و معاونت علمی مشکلی نبوده اما در وزارت بهداشت در چهار سال گذشته ناهماهنگی هایی بین معاونت غذا و دارو و معاونت درمان بوده است. سلول بنیادی فقط مال وزارت بهداشت نیست. در سنگاپور اکنون مردم گوشت تولید شده با سلول بنیادی می خورند، رستورانهای آن باز شده است. ما هم باید وارد این عرصه بشویم. با این کمبود آب و مشکلات مراتع چطور می توانیم غذا و گوشت مردم را تامین کنیم، بحث های فقهی و اخلاقی آن را باید باز کنیم. یک وقت نبینیم که عقب مانده ایم و باید گوشت های ساخته شده با فناوری سلول بنیادی را از خارج وارد کنیم. گوشتی که با این فناوری تولید می شود دیگر نیازی به حیوان ندارد، گوشت در صنعت تولید می شود با همان شکل و طعم و مزه. مسائل اخلاقی و فقهی آن قابل بحث است. اگر مشکلی ندارد چرا وارد این عرصه نشویم. چه سرمایه بزرگی تولید می شود. باید از پایه نیرو تربیت کنیم. اکنون این علوم را در برخی مدارس وارد کرده ایم باید برای آینده آدم تربیت کنیم.

_ چشم انداز بازار فناوری سلولهای بنیادی چگونه است؟

حمیدیه: بازاریابی آن بعد از تولید نیمه صنعتی و بعد صنعتی محصولات، خودش یک علم است و افراد و متخصصان خودش را می خواهد. باید متخصصان بازاریابی و اقتصاد هم وارد این عرصه بشوند. دانش آموختگان دانشگاه علامه برای بازاریابی و معرفی این فناوری باید وارد شوند. ایران امروز و فردا بیش از همه به متخصصان علوم انسانی نیاز دارد. بازاریابی کار پزشک و مهندس پزشکی نیست. 

_ یکی از قسمت های پولساز پزشکی خدمات زیبایی مثلا خدمات جراحی پلاستیک یا زیبایی پوست است، در این حوزه سلولهای بنیادی چه کار کرده است؟

حمیدیه: پزشکی بازساختی کارش همین است. این افراد ۷۰ ساله را که در دنیا ۲۰ ساله به نظر می رسد، نگاه کنید. فکر می کنید با کرم و پودر و بوتاکس جوان می شوند، نه با پزشکی بازساختی انجام شده است. این افراد سلول تزریق می کنند و این جوانسازی ها ماندگار است. شاید در آینده بتوانند خیلی مسائل مثل کچلی را هم درمان کنند.

_ ممکن است روزی به جایی برسیم که یک  انسان را کپی کنیم مثلا یک انسان موفق، دانشمند یا قهرمان ورزشکار را دوباره بسازیم و مثلا بعد از مرگش هم وجود داشته باشد؟

حمیدیه: امیدوارم هیچ وقت این اتفاق نیفتد. خدا نکند این اتفاق بیفتد. فکر نمی کنیم چنین اتفاقی بیفتد. این کار نباید بشوند و پروردگار هم نخواهد گذاشت. ایرنا

پایان پیام/

مطالب مشابه