طرح شتاب زده ادغام آموزش پزشکی موجب حیرت و تاسف است
به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، متن این بیانیه به شرح زیر است: 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)
حضور محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران
دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی
نمایندگان محترم ملت شریف ایران در مجلس شورای اسلامی
ریاست محترم فرهنگستان علوم پزشکی کشور
دلسوزان نظام آموزش علوم پزشکی کشور
 اساتید، فرهیختگان و خادمان سلامت همیشه در صحنه کشور

متاسفانه طرح موضوع «اصلاح نظام آموزش پزشکی و ایجاد عدالت در دسترسی به خدمات درمانی» از سوی وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری بر ادغام هرچه زودتر بخش آموزش پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، بر اساس توجیهاتی مانند کمبود پزشک و ضرورت افزایش ظرفیت پذیرش در رشته های علوم پزشکی، لزوم رعایت عدالت در ارائه خدمات به جامعه و ارتقا رتبه دانشگاه های ایران در ابعاد بین المللی، آنقدر شتابزده و بدون استناد به مطالعات و شواهد معتبر ملی و بین المللی مطرح گردیده است که موجبات حیرت و تاسف اعضای هیئت علمی، مدیران آموزش و نظام سلامت، متخصصین آموزش پزشکی، دانشجویان و کارکنان خدوم وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی را به همراه داشته است.

بررسی مطالعات و شواهد علمی نشان می دهد که در ایران معانی مختلفی از ادغام آموزش پزشکی و نظام سلامت از دیدگاه های مختلف منتزع می گردد و ابعاد مختلفی نیز برای آن بیان گردیده است که هر یک از منابع موجود نیز منافع، موانع و مزایایی برای آن برشمرده اند. اما مستندات موجود شامل مقالاتی که بصورت کیفی و کمی انجام شده و اظهار نظراتی که بصورت مستند از سوی مقامات مسئول، صاحبنظران و اساتید مجرب و عالی رتبه مطرح می گردد تاکید بر منافع آن داشته است. در مستندات موجود به انسجام و هماهنگی، ساختار و عملکرد مدیریت، نیروی انسانی، شاخص های بهداشتی، پاسخگویی به نیازهای جامعه، عدالت در نظام سلامت و توزیع عادلانه خدمات بهداشتی و درمانی اشاره شده است.

شاید خالی از لطف نباشد که بدانید؛ پیرو معرفی استراتژی مراقبت های اولیه سلامتی توسط سازمان بهداشت جهانی در سال 1978، ایده ادغام آموزش پزشکی با عرصه های خدمات بهداشتی   درمانی با هدف پاسخگویی آموزش پزشکی و نیز تامین نیازهای جامعه به خدمات بهداشتی درمانی در سطح بین الملل مطرح گردید. در جمهوری اسلامی ایران نیز در سال 1362 ایده ادغام به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه و در سال 1364 پس از پاره ای از اصلاحات تصویب گردید. پر واضح است که ادغام موضوعی نیست که یک شبه مطرح شده باشد، بلکه به دنبال ایجاد شکاف فزاینده بین آموزش پزشکی و عملکرد افراد آموزش دیده مطرح گردیده است که از تفاوت بین ارزش های علمی موسسات آموزشی و الزامات خدمتی و توقعات جامعه نشات می گیرد. در واقع می توان گفت وجود عواملی از قبیل پیچیدگی های نظام آموزشی و لزوم انطباق آموزش ارائه شده با نیازهای درحال تغییر جامعه، تغییر و گسترش سریع دانش پزشکی، کمبود نیروی انسانی، نقش نظام سلامت در پاسخگویی به نیازهای جامعه، آموزش پزشکی مبتنی بر جامعه و شرایط سیاسی و بحث عدالت در ارائه خدمات منجر به جلب توجه سیاستگذاران و رهبران آموزشی به درهم تنیدگی آموزش پزشکی با نظام سلامت گردید.

تجربه ادغام تنها مختص به ایران نبوده و در حال حاضر در 30 درصد دانشکده های پزشکی آمریکا درهم تنیدگی عرصه های علمی و خدمات پزشکی بوجود آمده است که نمونه هایی از آن دانشگاه های پنسیلوانیا، میشیگان، نیومکزیکو، مایوکلینیک، داکوتای شمالی، کارولینای شمالی و Duke هستند. در کانادا، دانشگاه مک مستر، در هلند دانشگاه ماستریخت و در مصر دانشگاه کانال سوئز دانشگاه هایی هستند که آموزش پزشکی را با خدمات بهداشتی و درمانی به درجات مختلفی درهم ادغام نموده اند.

مشارکت عرصه های آکادمیک پزشکی و عرصه های خدمات در سال 1995 در کنفرانس منطقه مدیترانه شرقی در العین امارات متحده عربی و در سال 1998 در نشست بارسلون مورد تبادل نظر قرار گرفت و پاسخگویی و مسئولیت پذیری دانشکده های پزشکی در مقابل نیازهای جامعه مورد تاکید بود.

از طرفی سیاست های کلی سلامت ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری بر پایه و به استناد برپایی نظام ادغام یافته آموزش پزشکی در نظام سلامت تدوین شده است تا تضمین کننده اجرای این سیاست ها باشد. توجه شما را به این موضوع جلب نمی نماییم که این تجربه گرانسنگ بارها از سوی مجامع بین المللی نیز مورد تقدیر قرار گرفته و به عنوان الگویی برای سایر کشورهایی که از گستردگی جغرافیایی و کمبود منابع برخوردار هستند، مطرح و معرفی شده است.

اساسا از ابتدای فلسفه تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تنها تربیت تعداد انبوه پزشک برای رفع نیاز جامعه نبود و این مهم انجام شد تا فرصت آموزش در راستای پاسخگویی به نیازهای جامعه در جهت نیل به دانشگاه های نسل سوم و پیشرو و عرصه های واقعی جامعه در اختیار دانشجویان قرار گیرد تا با کسب تجربه یادگیری در موقعیت های اصیل، بتوانند بهترین سطح از پاسخگویی در رفع نیازهای اجتماعی را به نمایش بگذارند.

در راستای دستیابی به این هدف نیز، در پرتوی نظام ادغام یافته علوم پزشکی، عرصه های درمانی و بهداشتی بسیاری به ظرفیت های بالینی نظام آموزش پزشکی کشور اضافه گردید که به حق توانسته اند علاوه بر تاثیر قابل توجه در ارتقای کیفیت آموزش دانشجویان، در رفع نیازهای کمی و کیفی بهداشتی و درمانی محلی و منطقه ای نیز نقش بسزایی داشته باشند. امروزه یکی از بسترهای معرفی توانمندی های علمی نخبگان علمی ما و نشان مرجعیت علمی ما در منطقه و جهان در حوزه علوم پزشکی، تولید شواهد مراقبت های بالینی، نوآوری در پرکتیس علوم پزشکی و سرآمدی در عرصه های ارائه خدمات بالینی عمومی، تخصصی و فوق تخصصی است که ظرفیت بالایی را موضوع توریسم سلامت فراهم کرده است.

از سوی دیگر، طرح این موضوع آن هم در دوره حساس و تاریخی مبارزه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در کارزار و مبارزه نفسگیر با همه گیری بیماری کرونا که با ایفای نقش موثر و کارآمد اساتید، دستیاران و دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه های علوم پزشکی کشور و تلاش مجاهدانه و بدون چشمداشت پرسنل خدوم نظام سلامت در پیشگیری، تشخیص، کنترل و درمان بیماری، دوشادوش یکدیگر همراه بوده است، می تواند نشان از عدم شناخت پیچیدگی های بی بدیل و منحصر به فرد نظام های آموزش پزشکی و ارائه خدمات سلامت داشته باشد.

با توجه به اینکه از ویژگی های نظام سلامت مانند هر سیستم پیچیده دیگر، "غیر قابل شناخت بودن" و "غیرقابل پیش بینی بودن" آن می باشد، لذا تشخیص سریع مشکلات بدون متدولوژی مشخص و صرفا بر اساس احساسات، ارائه راه حل های ساده بدون پشتوانه علمی و شواهد کافی و همچنین بدون بهره گیری از مشارکت و هم اندیشی صاحبنظران و متخصصان این حوزه، نه تنها مشکل شناسایی شده از سوی دولتمردان و نمایندگان محترم را حل نخواهد کرد بلکه با بازگشت به چهار دهه گذشته، ناکامی های نظام سلامت در ارائه خدمات به جامعه و عدم پاسخگویی آن، مجددا تکرار و متحمل هزینه های گزافی "در این شرایط خاص اقتصادی کشور عزیزمان ایران" خواهد شد.

بیایید تا با یکدیگر تورقی بر تاریخ آموزش پزشکی کشور بزنیم تا درک بهتری از این نظام کسب کنیم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بنا به ضرورت، تعداد زیادی از بیمارستان های درمانی که توان تبدیل شدن به مرکز آموزشی و درمانی را داشتند از سوی وزارت علوم مورد توجه قرار گرفتند. با این حال عمده تلاش های صورت گرفنه نتوانست پاسخگوی نیازهای جامعه آن زمان باشد و تربیت نیروی انسانی و افزایش پذیرش در رشته پزشکی بدلیل کمبود امکانات و شرایط آموزشی لازم از عهده وزارت علوم خارج بود. دلایل فوق صاحبنظران را بر آن داشت تا تنها راه چاره را در ادغام آموزش پزشکی با خدمات بهداشتی درمانی و تشکیل وزارتی جدید که عهده دار هر دو نظام باشد، بدانند. در واقع می توان گفت وجود عواملی از قبیل پیچیدگی های نظام آموزشی و لزوم انطباق آموزش های ارائه شده با نیازهای در حال تغییر جامعه، منجر به جلب توجه سیاستگذاران آن برهه به ادغام نظام آموزش پزشکی با نظام سلامت گردید. نظامی که در طول سالیان گذشته هزینه تغییر را پرداخته است و اکنون در فصل بهاری به ثمر نشستن تمامی تلاش ها، مجاهدت های بی دریغ، خردورزی و نخبه پروری به منظور گسترش عدالت آموزشی در کنار عدالت بهداشتی و درمانی قرار دارد.

گسترش آموزش علوم پزشکی به همه نقاط کشور، توزیع فارغ التحصیلان علوم پزشکی در بین همه مراکز و عرصه های خدمت، گسترش ارائه خدمات بهداشتی و درمانی در اقصی نقاط و ارتقای چشمگیر شاخص های بهداشتی و درمانی به استناد آمار، از جمله نشانگرهای موفقیت طرح ادغام ذکر شده اند. آیا می توان به سادگی از این توفیقات چشمپوشی کرد؟

بدون شک یک نظام موفق ارائه خدمات نیازمند نظام آموزشی موثر و کارا است و بالعکس. امروزه، تغییر سیاست های آموزشی و پژوهشی در راستای تامین نیازهای نظام ارائه خدمات، بسیار جلوه گر بوده و نظام ارائه خدمات نیز، بستر جدید کسب تجارب ارزنده را در اختیار نظام آموزش قرار داده است. بنحوی که آموزش علوم پزشکی در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران همواره پیشروتر و موفق تر و درخشان تر از آموزش عالی در وزارت علوم در راستای پاسخگویی به نیازهای جامعه و استقلال علمی میهن ایران اسلامی عزیزمان عمل نموده است. آنچه امروز و در مواجهه با پاندمی کرونا شاهد آن بوده و هستیم، درک مشترک نظام های آموزش علوم پزشکی و ارائه خدمات از نیازها و اولویت های جامعه، یعنی همان احساس مسئولیت در برابر سلامت جامعه و انجام اقدامات گسترده و فراگیر در جهت کاهش تعداد مبتلایان و قربانیان بیماری کرونا است.

اکنون سوالی که مطرح می شود این است که بر اساس چه منطق و استدلالی، نادیده گرفتن این موفقیت ها و انتقال آموزش پزشکی از یک وزارت به وزارتی دیگر تضمین کننده رفع مشکلات مطرح شده است؟

آیا بهتر نیست به جای ارائه ساده ترین راه حل، به فکر سیاستگذاری برای تامین ظرفیت های واقعی و نیز بکارگیری و نگهداشت پزشکان و سایر نیروهای نظام سلامت باشیم؟ مشکل ما تربیت نیروی انسانی در نظام سلامت نیست بلکه ما با مکانیسم ناکارآمدی توزیع نیروی انسانی و تزریق آن در بدنه و شاخه های کم برخوردار این نظام مواجه هستیم. به نظر می رسد باید برای این مشکل چاره ای اندیشید و نباید با اجرای طرحی شتاب زده جان ارزشمند انسان ها را به خطر انداخت. ما به دنبال کارخانه های تولید پزشک نیستیم بلکه به دنبال تربیت پزشکانی توانمند، متبحر، زبردست و معتقد به ارزش های انسانی هستیم. عرصه نظام سلامت و آموزش علوم پزشکی کاملا با عرصه آموزش ها در وزارت علوم متفاوت است. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید کرد؟ آب را گل نکنیم.

در پایان، جامعه بزرگ آموزش علوم پزشکی کشور انتظار دارد مسئولین دولتی و نیز شوراها و کمیسیون های تخصصی ذیربط ضمن در نظر گرفتن مصالح نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، با درایت، مصلحت اندیشی و بهره گیری از نظرات تخصصی صاحبنظران، به دور از هرگونه شتاب زدگی و تصمیمات هیجانی، از ایجاد بحران و چالش های جدید در نظام ادغام یافته و با تجربه آموزش علوم پزشکی و سلامت جلوگیری نموده و همچون گذشته در راستای اعتلای سربلندی کشور عزیزمان ایران، گام بردارند.

و من الله توفیق
انجمن آموزش علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران
وبدا

پایان پیام/

مطالب مشابه