مهمترین چالش پزشکی، کمبود یک صفر در تعرفه است
پزشکان و قانون: از نظر شما چالش‌ها و فرصت‌های حال حاضر جامعه پزشکی چیست و وضعیت فعالیت صنفی در این حوزه چگونه است؟
مهمترین چالش حال حاضر پزشکی، یک صفر است. به این معنا که اگر الان ویزیت پزشک ۵۰ هزار تومان است، باید ۵۰۰ هزار تومان باشد. البته نرخ عمل جراحی، ۲ صفر کم دارد. مثلا حق‌العمل جراحی مفصل زانو ۱۶۰ هزار تومان است در حالی که حق‌الزحمه کاشت ناخن ۴۰۰ هزار تومان و تعویض نعل اسب ۳۵۰ هزار تومان است. پس درواقع حق‌العمل جراحی مفصل زانو در بیمارستان دولتی ۲ صفر کم دارد. لذا مشکل ما مشکل صفرهاست و سال‌ها بوده که این صفرها را جلوی ارقام تعرفه قرار نداده‌اند و این تعرفه به طرز مضحک و خنده‌داری پایین است. وقتی شما تعرفه نان را پایین نگه می‌دارید و روی آرد سوبسید می‌دهید و آرد را به قیمت نزدیک به رایگان به نانوا می‌دهید، نانوا این نان را با قیمت بسیار ارزان به دست مردم می‌دهد و استدلالشان اینست که نان کالای استراتژیک است مردم نباید گرسنه بمانند. حالا همین سیاست تعرفه نان را برای ویزیت و تعرفه خدمات درمانی نیز اعمال می‌کنند، اما بدون هیچ آرد رایگانی. البته که تاسیس یک مکان به نام نانوایی صرف می‌کند چون ماده اولیه آن را نزدیک به رایگان در نظر می‌گیرند. اما در رابطه با خدمات پزشکی، در واقع پزشک خودش از سرمایه و عمر و معیشت خود سوبسید می دهد و  ویزیت و خدمات خود را  نزدیک به رایگان ارایه می‌کند و ما این نقیصه را فقط در حوزه پزشکی می‌بینیم.
در تمام حوزه‌های خدماتی دیگر، از خدمات آزاد گرفته تا شبه دولتی و نیمه دولتی یا کاملا دولتی، به جز بخش بهداشت و درمان، تعرفه‌ها با توجه به نرخ تورم افزایش معقولی داشته است.
در این ۳۰ سال اخیر، هر بلایی که بر سر جامعه پزشکی آمده، از عدم تناسب و رشد به موقع تا فریز و پایین نگه داشته شدن تعرفه بوده که مهمترین معضل حال حاضر ماست.

پزشکان و قانون: اولین قدم برای حل همیشگی معضل تعرفه باید از کدام ناحیه برداشته شود؟ نظام پزشکی، وزارت بهداشت، مجلس یا کجا؟

سازمان نظام پزشکی بزرگترین و قدیمی‌ترین سازمان صنفی مربوط به یک صنف و قشر خاص در ایران است. متاسفانه سیاست‌هایی در گذشته به غلط بین جامعه پزشکان و خانه پزشک که همان سازمان نظام پزشکی است فاصله انداخت و این فاصله سال به سال عمیق‌تر شد.

پزشکان و قانون: کدام سیاست‌ها؟
سازمان نظام پزشکی به جای اینکه شرایط پزشکان را در نظر بگیرد و تلاش کند که در این زمینه با وزارت بهداشت، سازمان مالیات، وزارت اقتصاد  و ... رایزنی و تعامل کند تا حقوق اولیه پزشکان را بگیرد، عملا دست نشانده آنها شده است و بجز تا حدودی در دور اخیر، اغلب دیده میشود  رئیس یا افراد شورای عالی  سازمان یک وابستگی  رسمی یا غیر رسمی به دولت و وزارت بهداشت یا سازمان های بیمه دارند و بالاخره یک پست و مقام دولتی یا شبه دولتی یا رانتی دارند که نمی‌توانند حقوق مسلم قانونی پزشکان را استیفا کنند. لذا به جای اینکه مدافع حقوق پزشک باشند، مدافع و سخنگوی وزارت بهداشت و اهرم فشار آن و همچنین مدافع سازمان‌های بیمه و اهرم فشار سازمان‌های بیمه و مالیات هستند و نرخ ویزیت و خدمات درمانی را که آنها محاسبه و اعلام می‌کنند، حداقل است در صورتی که سازمان‌های صنفی باید حداکثر را بگیرند که لااقل حد وسط آن به صنف برسد. اینها حداقل را می‌گیرند و معمولا به حداقل هم نمی‌رسد و فریز می‌شود. اگر به نرخ های  پیشنهادی سازمان دقت کنید، می‌بینید که تا حالا همیشه حداقل‌ها بوده است. به استثناء این دوره آخر که بلاخره فشار فعالان صنفی و بدنه صنف جواب داد و نرخی هرچند  حداقل اعلام غیر رسمی شد ، باشد تا با ادامه فشار این نرخ حداقلی به طور رسمی اعلام شود

پزشکان و قانون: جدای از بحث تعرفه، جامعه پزشکی با چه مشکلات دیگری روبروست؟
مهمترین قضیه اهرم فشاری است که از سمت افکار عمومی جامعه به روی پزشکان وجود دارد و این فشار حاصل سال‌ها تلاش شبانه‌روزی اصحاب رسانه بوده از صدا و سیما گرفته  تا روزنامه‌ها و حتی فیلم نامه  فیلم‌ها و سریال‌ها،  همیشه یک نگاه عجیب و غریب به جامعه پزشکی را ترویج داده‌اند. اینکه جامعه پزشکی تافته جدا بافته است و پزشکان ثروتمند و پول پارو کن و قشری  بسیار  مرفه  و ثروت‌اندوز و خودخواه هستند.
با این تفکر باعث شدند که سال‌ها حق تعرفه و ویزیت پزشکان پایین نگه داشته شود. درصورتی که پزشک هم انسانی است که ۷ سال درس خوانده و از یک خانواده متوسط و معمولی به دانشگاه رفته و عمرش را گذاشته و در سن حدود سی تا سی و پنج سالگی بعد از طرح و .. برگشته است و می‌خواهد یک زندگی معمولی رو به بالا داشته باشد که این حداقل هم از  او سلب شده است. الان یک دانشجوی سال آخر پزشکی یا رزیدنت  یا پزشک طرحی، اگر کمک خانواده‌اش نباشد، تحت هیچ شرایطی و به هیچ عنوان نخواهد توانست از عهده مخارج رفت و آمد  و خورد و خوراک خود برآید چه برسد که بخواهد زندگی مشترک  تشکیل دهد
یک پزشک عمومی  یا متخصص تازه فارغ التحصیل از طرح برگشته نیز با نرخ ویزیت فعلی به طور مستقل و بدون کمک خانواده نخواهد توانست مطب یا مسکن استیجاری تهیه کرده و یا  تشکیل خانواده دهد از طرفی در هر رشته و تخصصی که باشد، هیچ‌گاه نمی‌تواند تجهیزات برای مطب فراهم کند. مثلا اگر متخصص رادیولوژی است، نمی‌تواند تجهیزات سونوگرافی و رادیولوژی خریداری کند و اگر بخواهد با وام و قسطی هم بخرد، نمی‌تواند اقساط آن را پرداخت کند. بقیه رشته های تخصصی که نیاز به تجهیزات دارند هم به هم ترتیب
یعنی یک بن‌بست مطلق که صرفا علاوه‌بر پایین نگه داشتن تعرفه‌ها، دید جامعه را نسبت به پزشک کاملا برعکس جلوه می‌دهد.
پزشکی که الان کار می‌کند با توجه به میزان تحصیلات، زحمتی که کشیده و سال‌هایی که به طرح رفته و به بازار کار برگشته است، هیچ جایگاهی ندارد و از صفر هم نمی‌تواند شروع کند. پس عملا یا باید وابسته به خانواده باشد یا اگر بتواند یک شغل دوم‌ برای خود پیدا کند، در غیر این صورت هیچ چشم‌اندازی برای او وجود ندارد.

پزشکان و قانون: با این تفاسیر، به نظر شما تبعات طرح افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی چه خواهد بود؟
در طرح افزایش ظرفیت پزشکی، یک نگاه کاملا معیوب به مساله داریم. در حال حاضر  با وضعیت فعلی افکار عمومی جامعه نسبت به پزشکان و با وضعیت فعلی نرخ تعرفه، پزشکان تازه فارغ‌التحصیل اساسن نمی‌توانند  شروع به کار کنند.
فرض کنید یک پزشک  همین امروز فارغ‌التحصیل شده. طرح رفته  پروانه مطب گرفته  پدر و مادرش هم کارمند ساده هستند و همینکه توانسته‌اند هزینه تحصیل وی را  بدهند، کار مهمی انجام داده اند، و سرمایه دیگری ندارند، این پزشک چگونه میتواند مطب داشته باشد آنرا تجهیز کند ؟ با کدام سرمایه ، گیریم مطب را با هر مشکلی تاسیس کرد با این نرخ ویزیت چند مریض در روز ببیند و چگونه از عهده مخارج خود براید ؟حالا تشکیل خانواده بماند.
این پزشک با این نرخ ویزیتی که دولت برایش تعیین کرده، وقتی الان نمی‌تواند هیچ آینده‌ای برای خود متصور باشد، با افزایش ظرفیت در ۷ سال دیگر با چه انگیزه و آینده‌ای باید وارد بازار کار شود؟
همین پزشکان موجود اغلب به فکر مهاجرت و تغییر شغل  و ترک کار هستند و دانشجویان پزشکی بدون هیچ امید و انگیزه و شوقی درس می‌خوانند و امکانات آموزشی کفاف آموزش صحیح همین تعداد دانشجو را هم نمی‌دهند
تازه بحران کمبود اساتید هم هست که با مشکلات فعلی اغلب اساتید انگیزه ادامه کار ندارند.
افزایش ظرفیت رشته پزشکی  عملا پاک کردن صورت مساله و نگاه ابلهانه به مشکل کمبود پزشک و متخصص در کشور است.
شما تا نتوانید رانندگان فعلی مترو را با حقوق و مزایای شغلی خوب و ایده آل در شغل خود حفظ و تشویق کنید ، هرچقدر راننده تربیت کنید یا کار نمی‌کنند یا مهاجرت میکنند  تازه در صورتی که خط جدید مترو احداث و ریل گذاری کرده و واگن را نیز  تهیه کرده باشید.

پزشکان و قانون: راهکار درست از نظر شما چیست؟
من اگر جای وزیر بهداشت بودم، مشکل فعلی کمبود پزشک را با حق اقامت مناطق محروم حل می‌کردم. پزشکی که لب مرز کار میکند، علی‌الحساب ماهیانه ۲۰ میلیون تومان بگیرد، بابت ویزیت هر مریض هم ۱۰۰ هزار تومان دریافت کند. مطمئن باشید همکاران با علاقه می‌روند.
الان کافی است قیمت ویزیت پزشک در افغانستان، پاکستان، عراق و ترکیه را بررسی کنید. ویزیت ما یک پنجاهم آنها هم نیست. خب مشخص است که پزشک آینده ندارد. از همین الان انترن‌های ما برای امتحانات آمادگی برای کنکور در کشورهای حاشیه خلیج فارس، کانادا، امریکا و انگلیس و هر کشوری به جز ایران درس می‌خوانند. رزیدنت‌ها و فارغ‌التحصیلان نیز در همین فکر هستند. چون در ایران جایگاهی برای خود متصور نیستند 
من اگر جای سازمان نظام پزشکی باشم، همین امروز به هر پزشکی که قصد افتتاح مطب دارد، ۵۰۰ میلیون تومان وام بلاعوض می‌دادم  یا اینکه به شکل اجاره به شرط تملیک او را صاحب مطب میکردم.
وقتی پزشک را تربیت کردی از آن طرف باید جایگاه شغلی او را نیز تعریف کنی. ویزیت پزشک عمومی باید ۵۰۰ هزار تومان تومان باشد. نه به این معنا که این پول را بیمار بدهد. بلکه باید یک بیمه قوی پشتش باشد و حمایت کند. اصلا ویزیت مریض رایگان باشد، اما بیمه پولش را بدهد و از طرف دولت و مردم و سازمان‌های اقتصادی حمایت شود. مردم هم هرکس از بیمه متناسب با سطح درآمدی خود، برخوردار باشند.

پزشکان و قانون: به عنوان حرف آخر...
متاسفانه در سال‌های اخیر، جایگاه درستی به خصوص در مورد سواد مدیریتی و استفاده از  مشاوران نخبه و غیر رانتی در سطح مدیریت   کلان وزارت بهداشت  شخص وزیر و  اعضا و ریاست کمسیون بهداشت مجلس  و پزشکان وکیل مجلس    نداشتیم. و مدیریت های کلان  اغلب انتصابی بوده اند
 ما در فضای مجازی، فضای رسمی و جامعه، بارها و بارها  مشکلات را گفتیم و راهکارها را اعلام کردیم
 اما چرا هیچ‌وقت به آن عمل نشده ؟
 چون مدیریت‌ها درست انتخاب نشدند. مدیران بخش خصوصی، دولتی، بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها شجاعت، جسارت و علم کافی ندارند و اکثرا از ریاست دانشگاه بگیرید تا وزیر بهداشت و معاونین وی و اعضای کمسیون بهداشت مجلس و  ریاست سازمان نظام پزشکی و معاونت‌های مختلف آن دست‌نشانده و رانتی و انتصابی هستند.
فرد دلسوز، جسور و عالم آن بالا ننشسته که  وقتی رقمی را برای تعرفه تعیین می‌کنند، احساس کند فرزند خودش پزشک است یا دانشجوی بزشکی است
یعنی عقلشان نمی‌رسد؟
یک دیپلمه که اصلا سواد حسابداری هم ندارد، متوجه می‌شود که یک پزشک چطور باید کار کند، درآمد داشته باشد و تشکیل خانواده بدهد و اگر قبلا تشکیل خانواده داده، چطور این خانواده را زیر یک سقف ببرد؟ کدام سقف؟ با چه درآمدی؟ درآمد پزشک مگر غیر از نسخه است؟ درآمد جراح هم مگر غیر از تعرفه جراحی است؟ اگر پزشک یا  جراح اضافه بر تعرفه بگیرند که اسم آن می‌شود زیرمیزی و خیانت و جنایت. اگر به اندازه تعرفه بگیرند هم که باید بروند و بمیرند.
متاسفانه همه دارند به خروج از این بن‌بست رشته پزشکی فکر می‌کنند. و بفکر تغییر شغل هستند اینکه شغلی داشته باشند که شلاق تعرفه دولت  مانند یک پتک روی آن نباشد.
کتاب کالیفرنیا ترجمه شد و یک مدت سازمان نظام پزشکی همه را سر کار گذاشت. ۶ ماه ترجمه آن طول کشید اما تکلیف کتاب کالیفرنیا چه شد؟ تیم مترجم آوردید و کمیسیون تشکیل دادید. فعالان صنفی جامعه پزشکی  مدتی روی این قضیه تمرکز کرد و سازمان نظام پزشکی به ناچار ورود کرد. ما خوشحال بودیم که ابلاغ و در همه بیمارستان‌ها اجرایی می‌شود اما کو؟ فقط وقت خریدند که التهاب جامعه پزشکی و حساسیت آنها روی کتاب کالیفرنیا بخوابد.

پزشکان و قانون: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

پایان پیام/

محسن طاهرمیرزایی گفت‌وگو: محسن طاهرمیرزایی

مطالب مشابه