نیروی انسانی، اولین قربانی کاهش درآمد بیمارستان‌ها
پایگاه خبری پزشکان و قانون؛

علي‌رغم تعدد شعارهاي جذاب و رنگارنگ و فريبنده در خصوص اهميت نيروي انساني به عنوان اصلي‌ترين سرمايه هر سازمان، متاسفانه اين قشر اولين قرباني كاهش درآمد سازمان‌ها مي‌گردند. در حال حاضر كه افزايش بسیار شدید هزينه‌ها و ثابت بودن تعرفه‌ها باعث كاهش درآمد بيمارستان‌هاي خودگردان شده، اولين استراتژي، كاهش هزينه‌های اصلي بيمارستان يعني حقوق و دستمزد پرسنل است. براي كم كردن اين هزينه، تعديل نيروي انساني رخ مي‌دهد كه كابوس هميشگي پرسنل غيراستخدامي و قشر ضعيف و در معرض آسيب بيمارستان‌ها است.

در حالي كه با احتساب هزينه آموزش و انرژي و زمان كسب مهارت اين پرسنل در می‌یابيم که نه‌تنها اين امر باعث ذخيره مالي و كمك به بيمارستان ها نشده بلكه در نهایت بیمارستان‌ها متحمل خسارت و متضرر نيز شده‌اند. جدا از سرگشتگي پرسنل و افزايش بيكاري كه تاثيرات منفي بسیاری در جامعه هم دارد، احساس عدم امنيت در ساير پرسنل باقي مانده در بيمارستان باعث كاهش انگيزه، ابتكار، خلاقيت و علاقمندي به كار می‌شود.

ناگفته پيدا است متضرر اصلي این روند، بيماري است كه باید روند درمان خود را با پرسنلی كه دائما در وحشت از دست دادن شغل خود هستند، طي كند. به نظر مي‌رسد تب همه‌گير اخير درمان كشور تعديل نيروي انساني است كه حتي دامن مراكز دولتي را نيز گرفته است.

روش ديگر تعديل نيرو كه شايد نامحسوس بوده و چشمگير نيست اما خطر بيشتري دارد، جايگزيني نيروهاي متخصص ماهر و البته گران‌تر كه با پرداخت مزاياي بيشتر بار مالي بيشتري  براي بيمارستان‌ها ايجاد مي‌نمايند با پرسنل كم تجربه و غيرمتخصص و ارزان است.

متاسفانه مديران و مسئولين بيمارستان‌ها صرفا با ارقام ملموس و اعداد قابل انداز‌ه‌گيري در كوتاه‌مدت آشنايي دارند و تعيين‌كننده سودآوري بيمارستاني براي ايشان است. اما در واقع اصلي‌ترين هزينه‌هاي بيمارستاني غيرملموس و غيرقابل اندازه‌گيري در كوتاه مدت هستند، مثل هزينه آموزش پرسنل كه منافع آن به فوریت قابل اندازه‌گيري نيستند.

روش ديگر معمول این روزها كاهش پرداخت به پرسنل است؛ مانند كاهش كارانه‌ها، پركيس‌ها، پاداش‌ها و ... كه اين راهكار نيز از نيروي انساني مراكز درماني قربانيان ديگري مي‌گيرد. در بهترين حالت حتي در مراكز فوق با حذف خدمات رفاهي پرسنل و حتی گاه حذف غذاي پرسنل مواجه می‌شویم.

فارغ از بايدها و نبايدها و بدون سوگيري، با توجه به اهميت آسيب‌های روحي هم به پرسنل تعديل شده و هم پرسنل باقي‌مانده، شواهد زيادي دال بر كاهش جدي کیفیت عملكردی مراكز درماني در ارائه خدمت به بيماران در صورت عدم توجه مديران به اين تاثيرات وجود دارد. تاثيرات كاهش وفاداري و حس وظيفه‌شناسي و عدم اشتياق به انجام وظايف خارج از شرح وظيفه و عدم اعتماد به مديريت در پرسنل باقي‌مانده بايد در این موارد کاملا در نظر گرفته شود.

مي‌توان فرآيند تعديل نيرو را به شكل مسالمت‌آميز و با آسيب‌های كمتر انجام داد، براي مثال مي‌توان قبل از فرآيند تعديل نيرو با پرسنل گفت‌وگو کرده و دلايل را توضيح داد. در این مواقع بايد محيطي امن را فراهم نمود تا پرسنل نيز بتوانند مشكلات خود را بازگو کنند. همچنين بايد در انتخاب پرسنلي كه قرار است در فرآيند تعديل نيرو قرار بگيرند كاملا بيطرفانه، منصفانه و با توجه به عملكرد سالانه و ارزشيابي آنان (مبتني بر شواهد و گزارشات) تصميم گرفته شود. همین طور مي‌توان با پرداخت حق و حقوق كامل به پرسنل تعديل شده از مشكلات آنان تا حدودي كاست.

در پايان لازم می‌دانم مجددا بر اهميت سرمايه‌هاي اصلي سازمان‌ها كه همانا نيروي انساني متخصص هستند، تاکید کرده و توجه مديران و مسئولين مراكز درماني را به اتخاذ تصميم مقتضي و روش اجرايي صحيح در خصوص فرآيند فوق جلب کنم.

پایان پیام/

مطالب مشابه