نامی برای یک روز یا روزی برای یک نام
در اين پيچ و خم بي‌انتها كه سنگريزه‌هاي مسير زير استواري گام‌هايت به خاك مبدل شده است، گاه رضايت دردمندي از سر شوق چون نسيمي دلنشين چشمهايت را مي‌نوازد تا ناديده‌ها را روشنتر ببيني...

البته كه رنج بسيار است و بي‌مهري فراوان‌. آنچه در اين ساليان رخ داد و جايگاهي چنان سترگ را به حد تيترهاي زرد رسانه‌هاي سطحي و عقيم فرو نشاند، زخمي عميق بود كه حتي مرهم زمان و تعارفات پسا‌كرونايي نيز در التيام آن ناتوان است. در اين ميان جان‌هاي نازنين پزشكاني كه در مسلخ بيماري شوم به قربانگاه حادثه برده شدند، آب زلالي بود بر آتش كينه‌اي كه از زير خاكستر بخل و ناتواني زبانه مي‌كشيد.

آتش زير خاكستر به افسون آنان كه تير رها كرده كمان به پستو برده‌اند، هنوز روشن است.

با اين همه مفتخرم به نام طبيب و سربلند و خرسند كه ميراث گرانقدر بزرگاني را بر دوش مي‌كشم كه مجراي تحقق معجزه الهي بوده‌اند.

پایان پیام/

مطالب مشابه