سقوط تعرفه‌ها؛ بحران معیشت
پزشکان و قانون: از نظر شما چالش‌ها و فرصت‌های حال حاضر جامعه پزشکی چیست و وضعیت فعالیت صنفی در این حوزه چگونه است؟
دکتر شفائی:
ما یک ضرب‌المثل در زبان فارسی داریم که می‌گوید «ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا». در حال حاضر بزرگترین مشکل جامعه پزشکی مساله معیشت و سقوط تعرفه‌هاست. وقتی از سقوط صحبت می‌کنیم، برخی می‌گویند شما هر سال با یک شیب خفیف افزایش تعرفه دارید و سالی نبوده که تغییرات تعرفه صفر درصد داشته باشیم. اما با توجه به روند تورم، تمام افزایش‌های ما افزایش منفی بوده است. قضیه خیلی ساده است. وقتی با تورم ۵۰ درصد، ۶ درصد افزایش تعرفه رخ می‌دهد، عملا ۴۴ درصد از تورم عقب هستیم. وقتی سنوات هم به این مساله اضافه می‌شود، می‌بینید که در طول یک دوره ۵ ساله حدود ۳۰ درصد افزایش تعرفه داشتیم ولی ۳۰۰ درصد افزایش تورم رخ داده و تازه متوجه می‌شویم که چقدر عقب هستیم.

پزشکان و قانون:‌ برخی می‌گویند که جامعه پزشکی خودخواه است و می‌خواهد قدرت خرید خود را در حالی که قدرت خرید تمام مردم نسبت به ۲ دهه پیش چندین درصد کاهش پیدا کرده، در همان حد بالا نگه دارد.
دکتر شفائی:
واقعیت این است که خیر. انتظار جامعه پزشکی این است که حداقل آن تفاوت‌هایی را که باعث شده در طول نیم قرن اخیر پزشکی این مملکت حداقل در منطقه خاورمیانه شاخص باشد، حفظ شود. همواره شرایط پزشکی این کشور طوری بوده که احترام آنها وجود داشته، معیشت آنها تامین بوده و شغلی بوده که در تمام دنیا احترام خاص خود را داشته است. این باعث می‌شده که نخبه‌های مملکت به سمت پزشکی متمایل شوند و عملا پزشکی این مملکت طراوت بیشتری نسبت به سایر رشته‌ها داشته باشد. این انتظار که این تفاوت‌ها تا حدودی حفظ شود، انتظار خودخواهانه‌ای نیست.
اینکه ما چند سال است داد می‌زنیم به جای اینکه مشاغل دیگر را بالا بکشند، پزشکی را پایین می‌کشند، چیزی بوده که افراد عضو کمیسیون بهداشت مجلس هم اذعان کردند که حاکمیت نتوانسته مشاغل مختلف را نسبت به پزشکی ارتقا دهد و به همین دلیل پزشکی را آن‌قدر پایین می‌کشد که به مشاغل دیگر برسد. قصد ما این است که از این روند جلوگیری کنیم. انتظار هم نداریم اگر ۲۰ سال قبل با درآمد یک سال طبابت می‌توانستیم یک خانه خوب بخریم، الان هم همان امکان را داشته باشیم، اما اینطور هم نباید باشد که اگر صد سال هم بدویم، نتوانیم آن خانه را بخریم. این ظلم آشکار است. این ظلم آشکار در حق یکی از بهترین و معتبرترین مشاغل خدماتی کشور است که در جهان زبانزد است.
اگر به گذشته نگاه کنیم، بعد از یک خود تحریمی اجباری در اوائل انقلاب و ممنوع کردن واردات خودروهای خارجی، به سمت خودروسازی داخلی آمدیم و بعدها که تحریم‌ها از بین رفت، به دست خودمان و با هدفِ پا گرفتن خودروسازی، مجددا خودتحریمی‌ها را تمدید کردیم به این امید که خودروساز شویم. اینکه خودروسازی در کجای اولویت‌های یک مملکت جهان سومی است و بهداشت در کجا، یک بحث سیاسی و اجتماعی است که نمی‌خواهیم به آن ورود کنیم. اما می‌خواهیم ببینیم بعد از ۴۰ سال که شعار دادیم خودروساز شویم، به کجا رسیدیم؟ به جایگاه یک خودروسازی بی‌کیفیت.

پزشکان و قانون:‌ ارتباط این مساله با جامعه پزشکی چیست؟
دکتر شفائی:
مگر پزشکی این مملکت چه ایرادی داشت؟ غیر از این است که سیستمی بود که خودش را بازتولید می‌کرد؟ اساتیدی داشتیم که دانشجویان را تربیت می‌کردند و دانشجویانی که چند سال بعد استاد می‌شدند و دوباره دانشجو تربیت می‌کردند. نیاز ما به پزشکی خارج از کشور فقط از نظر تکنولوژی بوده که واقعا در اختیار پزشکان نبود. تکنولوژی را باید از بالا منتقل کنند که البته اگر قرار باشد تجربه خودروسازی تکرار شود، ترجیح می‌دهیم که وارد کنیم. پزشکی کشور غیر از مسائل تکنولوژیک، خودش را می‌ساخت و تامین و ترمیم می‌کرد. چنین سیستم موفقی را الان تبدیل به فضایی کردیم که ۳۰ هزار پزشک عمومی ما عملا گم هستند و به دنبال مطب نمی‌روند. چرا چنین اتفاقی برای انسانی می‌افتد که حداقل ۷ سال درس خوانده است؟ بنده این را بدون خودخواهی و تعصب می‌گویم که سخت‌ترین، پرمشقت‌ترین و پرمسئولیت‌ترین رشته تحصیلی، رشته پزشکی است. تنبل‌ترین دانشجوی پزشکی را هم که در نظر بگیرید، مسئولیت‌هایی که در سن ۲۴ و ۲۵ سالگی به عهده می‌گیرد، واقعا برای یک جوان زیاد است. چه اتفاقی می‌افتد که این جوان ترجیح می‌دهد اصلا به سراغ مطب زدن نرود؟ چون او محاسبه می‌کند که بهتر این است که به بازار کار اقتصادی وارد شود و ۷ سال تلاش خود را ندیده بگیرد و از صفر شروع کند، اما به طبابت نپردازد. چرا باید به اینجا برسیم؟ من این را نمی‌گویم که الان باید بتوانم با درآمد یک سال، یک خانه بخرم. بلکه می‌گویم نباید به این شکل باشد که خرید خانه برای من پزشک جوان، یک آرزو باشد. من خودم چون پزشک عمومی هستم می‌گویم که کارهایی را انجام می دهیم که جزو کوریکلوم آموزشی پزشکی عمومی نیست. ۸ هزار نفر از پزشکان کشور در حوزه ترک اعتیاد کار می‌کنند. حوزه‌ای که به ندرت افراد علاقه دارند به سمت آن بروند. تحرک و فعالیت در یک حیطه‌ خشک که شما فقط با یک سری افراد که مشکلات و بیماری اعتیاد دارند، سروکار دارید.

پزشکان و قانون: پس چرا وارد این حوزه می‌شوند؟
دکتر شفائی:
بیشتر از ۹۰ درصد پزشکان به خاطر احتیاج است که به این حوزه ورود می‌کنند. به این دلیل که در زمینه تخصص خودشان اصلا نمی‌توانند درآمد داشته باشند که زندگی خود را بچرخانند. یا مثلا فکر می‌کنید چرا در چند سال اخیر پزشکان تا این اندازه به سمت زیبایی هجوم برده‌اند که حالا تنش‌های داخل صنفی به وجود بیاید؟ به خاطر اینکه درآمدی که به‌عنوان یک طبیب عمومی مستحق دریافت آن است را نمی‌گیرد. درآمدی متناسب با پزشکی عمومی در تمام کشورهای پیشرفته به عنوان پایه خدمات سلامت و فعالیتی دارای ارزش شناخته شده است؛ اما در کشورما یک طبیب عمومی آن‌قدر تحت فشار و از نظر معیشتی دچار مشکل است که به سراغ خدماتی نظیر زیبایی می‌رود یا حتی از حرفه طبابت خارج می‌شود. کما اینکه خیلی از همکاران ما مغازه راه‌اندازی کرده‌اند. البته بدیهی است که همه مشاغل محترم هستند. کار کردن در اسنپ و تاکسی تلفنی هیچ اشکالی ندارد اما برای تاکسی تلفنی کار کردن نیاز نیست که فردی ۷ سال پزشکی بخواند. این درد است، چون هزینه تربیت این پزشکان از جیب همین مملکت رفته است.

پزشکان و قانون: اخیرا بحث افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاه‌های علوم پزشکی مطرح شده است. تبعات این طرح چیست؟
دکتر شفائی
: به یاد دارم در سال ۶۵ که ما کنکور داشتیم، این بحث مطرح شده بود و یک هدف نهایی برای آن منظور کرده بودند که ما می‌خواهیم به اشل جمعیتی هر هزار نفر، یک پزشک برسیم. آن زمان دکتر فاضل وزیر بهداشت بودند و جمله زیبایی گفتند که شما در مجلس نشسته‌اید، ۵ دقیقه ورود می‌کنید و یک طرح را تصویب می‌کنید، ۶ ماه بعد ابلاغ و یک سال بعد اجرا می‌شود اما ۵۰ سال طول می‌کشد که ما تبعات آن را جمع کنیم. در نهایت وضعیتی پیش آوردند که از نظر من عمدی بوده و به صورت ناگزیر یک سری فیلترهایی را گذاشته بودند و رد صلاحیت کردند و دوباره آوردند و مجبورشان کردند تعداد ظرفیت‌ها را همان سال بدون اینکه مصوبه باشد، زیاد کنند. درنهایت ما به اشل جمعیتی هر هزار نفر یک پزشک رسیدیم و از آن هم رد شدیم و الان فکر می‌کنم به ازای هر ۷۰۰ نفر یک پزشک داریم اما هنوز مشکلات ما حل نشده است.

پزشکان و قانون: چرا؟
دکتر شفائی:
علت آن این است که ما اصلا کمبود پزشک نداریم، بلکه در توزیع نیروی انسانی مانده‌ایم. یعنی قدرت این را نداریم که توزیع نیروی انسانی عادلانه داشته باشیم. شما می‌دانید که در مناطقی از کشور ما متاسفانه امنیت برای پزشکان خیلی کم است. اصلا کاری به تفریح نداریم. امکانات اولیه زندگی در خیلی از نقاط کشور برای پزشکان ما وجود ندارد. اما پزشکان را به زور و فشار طرح و ... و با مبالغ بسیار خجالت‌آور به آنجا می‌فرستند. قصد ایجاد سوء‌تفاهم ندارم اما واقعیت این است که درآمد یک لوله‌کش از پزشکان بیشتر است. اگر لوله بترکد و خانه را آب ببرد، لوله‌کش اگر خیلی انسان خوبی باشد، نهایتا یک عذرخواهی می‌کند و می‌گوید که اشتباه کردم اما اشتباه در پزشکی با یک عذرخواهی حل نمی‌شود. مگر می‌شود صاحب چنین شغلی به مناطق محروم برود و درآمدی کمتر از یک لوله‌کش داشته باشد؟ ما می‌خواهیم با افزایش دانشجویان پزشکی که چند سال دیگر جواب آن را می‌گیریم، ناتوانی خود برای تامین سلامت مناطق محروم را جبران کنیم.
از نظر آماری طبیعی است که وقتی تعداد پزشکان کشور از ۲۰۰ هزار نفر تبدیل به یک میلیون نفر شود، بالاخره در این یک میلیون نفر کسانی هستند که توان بساز و بفروشی و راه‌اندازی شرکت را ندارند و مجبور می‌شوند که طبابت کنند و به حداقل‌های ممکن تن دهند. اما واقعیت این است که کیفیت کاهش پیدا می‌کند.
ما افرادی را داشتیم که فرزندان مسئولین رده‌بالای سیستم بهداشتی مملکت بودند و در جای خوش آب و هوایی مثل مازندران برای آنها یک خانه بهداشت ساختند که آنجا طرح خود را بگذرانند، در حالی که نه اتاق عمل داشته و نه چیز دیگری. درواقع یک خانم و آقایی در آنجا زندگی کردند و یکی دو سال طرح گذراندند. اگر مثلا یک جراح نوروسرجن را به سراوان بفرستیم، آنجا چه کمکی خواهد کرد به جز اینکه آمار را بالا ببریم؟ اینها یک مسائل در هم تنیده هستند که با امکانات خود می‌خواهیم برخی کمبودها را جبران کنیم اما نمی‌دانیم که نمی‌شود همه چیز را با هم انجام داد.

پزشکان و قانون: به نظر شما راهکار عبور از این وضعیت چیست؟ 
دکتر شفائی
: اگر پول نداشته باشید که در غذا گوشت بریزید، می‌توانید به جای آن سویا بریزید اما اگر نمک نداشته باشید، نمی‌شود فلفل ریخت. ما در ایران در خصوص خدمات پزشکی باید یک تقسیم‌بندی درست انجام دهیم که مناطق مختلف تا چه سطحی نیازمند هستند؟ آیا یک فوق تخصص در یک منطقه دورافتاده نیاز است؟ آیا در مناطق مرفه‌تر به تعداد لازم پزشک داریم؟ یک آمار به ما نشان بدهند که براساس آن بخواهند تصمیم بگیرند که پزشک عمومی را دو برابر یا متخصص را سه برابر کنند. این روند احتمالا باعث خواهد شد که ما ۱۰ سال دیگر با وفور پزشک مواجه شویم. از نظر کلی برای منِ پزشک اهمیت زیادی دارد که شان و شخصیت من زیر پا گذاشته نشود اما از نظر اجتماعی می‌گویم که اشکالی ندارد.
آیا ما در کشور نظام سطح‌بندی داریم که مثلا بگوییم پزشکان سطوح ۳ و ۴ را صادر و از سطوح یک و ۲ خودمان استفاده کنیم؟ برعکس شده است. پزشکان سطح یک و ۲ می‌روند و سایرین مانده‌اند. برخلاف آنچه برخی ادعا دارند پزشکان ما در رتبه‌بندی، سطح‌بندی و کلاس‌بندی‌های متفاوت هستند و این باید در نظر گرفته شود. اما با توجه به اینکه چندین سال سهمیه‌بندی‌های وحشتناکی داشتیم، برای اینکه این سهمیه‌بندی‌ها زیر سوال نرود، از رتبه‌بندی خودداری می‌کنیم. در صورتی که باید به درجه یک‌ها در شهرهای بزرگ امکانات بدهیم و رتبه‌های بعدی را در شهرهای دورافتاده‌تر ببریم. اما اینکه پزشک تولید کنیم و باکیفیت‌ها بروند، هیچ‌چیزی جز اضمحلال تنها رشته خدماتی کشور که زبانزد دنیاست، نیست.
برای یک عمل جراحی قلبی که در این مملکت بهترین پزشکان آن را انجام می‌دادند و باید ۲۰۰ هزار تومان پرداخت می‌شد، در آینده باید ۲۰۰ هزار دلار بدهیم تا در ترکیه، قطر، امارات، عمان و ... همین عمل را همان پزشک انجام دهد. این مسائل خیلی ساده است. نمی‌دانم اینها بر چه اساسی چنین تصمیماتی می‌گیرند بدون اینکه بدانند چند سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.

پزشکان و قانون: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. 

پایان پیام/

مطالب مشابه